PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۞ تاپیک مذهبی TractorFC (کانون هیئتی های طرفدار تراکتور) ۞



صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6 7 8 9

T123456
Friday 08 July 11, 04:31 PM
سلام دوستان

توو این تاپیک قصد داریم احادیث پیامبر نور و رحمت حضرت محمد (ص)و امامان معصوم (ع) و همچنین روز شهادت و ولادت و رخدادهای مهم تاریخ بعد از اسلام این شفیعان روز جزا رو قرار بدیم و قدمی هرچند کوچک در راه این بزرگواران برداشته باشیم.

مدح و ثنای اهل بیت به هر زبانی که باشه مورد تقدیر و ستایش هست
این تاپیک را به یاد پیر غلامان اهل بیت و خادمان مخلص دربار حضرت اباعبدالله الحسین مرحوم حاج غلامرضا شیعه خلص و آموزگار ادب و متانت و استاد مداحان تبريز مرحوم حاج حميد طهباز نيا بنیان گذاری میکنیم
یاد همه عاشقان و شیفتگان این دربار رو که دستشون از این دنیا کوتاه است را گرامی میداریم و برای مداحان خالص و مخلص اهل بیت که در قید حیات هستند آرزوی سلامتی می کنیم
برای شادی روح درگذشتگان و بقای عمر عاشقان اهل بیت و تعجیل در ظهور حضرت مهدی (عج) یک صلوات ختم می کنیم

http://up.tractorfc.com/images/6030000000000.jpg (http://up.tractorfc.com/view.php?filename=6030000000000.jpg)


.
.
.
.

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ




وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً




الهم عجل الي ظهورك

T123456
Friday 08 July 11, 04:42 PM
دعای فرجینن باشلیاخ





دعای فرجhttp://www.askquran.ir/images/smilies/smilies/Gol.gif

http://tbn2.google.com/images?q=tbn:QduauXbQ6zxHjM:http://montazar.net/html/image/montazar3/027.JPG

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ


خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد


وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ


و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است


الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى


و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر


مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ


محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام


وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ


و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند


الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى


چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد


فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ


كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب


الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ


الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت


السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ


همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق


مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ


محمد و آل پاكيزه اش

hp
Friday 08 July 11, 04:57 PM
متن نوحه ي زيباي انا مظلوم حسين كه آقاي نزار قطري آن را اجرا كرده
http://forum.tractorfc.com/img/albums/Admin/10002/normal_imam_hussain_wallpaper_3eke_ir.jpg (http://forum.tractorfc.com/.)
اي ز صولت لا فتي الا علي در شأن تو ؛ ( خطاب به حضرت زينب کبري است سلام الله عليها و روحي فداها )

مي‎برد شمر از سرت معجر ، فکيف تصبحون؟ ( معجر: روسري، فکيف تصبحون : شما را چه می شود ؟! )

آل بو سفيان به عزت، في بيوت آمنين ... ( در خانه‎هايشان در امنيت به سر مي‎برند )

آل ما دور از وطن، يا ليت قوم يعلمون ...! ( کاش اين قوم مي‎دانستند )


انعم الله علينا برسول مدني ... ( خداوند به واسطه رسولي مدني بر ما نعمت روا داشته )

هو جدّي، و ابي و واسط الکون عليّ ؛ ( که آن پيغمبر جد من است. و علي پدر من واسطه وجود جهانیان است )

خيرة الله من الخلق أبي؛ (پدرم علي بهترين خلق خداوند...)

بعد جدي، فأنا ابن الخيرتين ؛ (... پس از پيغمبر است. و من فرزند آن دو برگزيده هستم)

فضة قد خلصت من ذهب ؛ ( من نقره‎اي هستم که از طلا بيرون آمده است )

فأنا الفضه و ابن الذهبين ؛ ( پس من نقره‎ام و فرزند دو طلا "حضرت رسول اکرم و امام علي عليهمالسلام" )

ذهب ٌمن ذهب ٍ في ذهب ٍ ؛ ( طلايي از طلا و در طلا )

و لجينٌ في لجين ٍ في لجين ٍ ؛ ( و نقره‎اي در نقره اندر نقره )


أنا مظلوم حسين

أنا محروم حسين


لم يا قوم تريدون ببغي و فساد؟ ( اي قوم چرا خواستار بغي و فساد هستيد؟ )

لم تسعون بقتلي بلجاج و عناد؟ ( و چرا از روي اصرار و دشمني سعي در قتل من داريد؟ )

لیس والله سوانا خلف بعد النبی(ص) ! ( قسم به خداوند که غیر از ما کسي جانشين پس از پيغمبر(ص) نيست )

فرض الله علی طاعتنا کل عباد ! ( و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده )


انا مظلوم حسین

انا محروم حسین


عجبا وا عجبا امت کفار که يک سر

چشم پوشيده ز حق نمک آل پيمبر (ص)

و ستجزون من الله اذا قام قيامة ! (و به زودي حين قيام قيامت، جزاي خود را از طرف خداوند خواهيد ديد)


أنا مظلوم حسين

أنا محروم حسين


عجبا وا عجبا امت کفار که يک سر

چشم پوشيده ز حق نمک آل پيمبر (ص)

همه در ريختن خون من آن بي کس و ياور

شده آماده و بگرفته به کف نيزه و خنجر

و ستجزون من الله اذا قام قيامة ! ( و به زودي هنگام برپایی قيامت، جزاي خود را از طرف خداوند خواهيد ديد )


لم يا قوم تريدون ببغي و فساد؟ ( اي قوم چرا خواستار بغي و فساد هستيد؟ )

لم تسعون بقتلي بلجاج و عناد؟ ( و چرا از روي اصرار و دشمني سعي در قتل من داريد؟ )

لیس والله سوانا خلف بعد النبی(ص) ! ( قسم به خداوند که غیر از ما کسي جانشين پس از پيغمبر(ص) نيست )

فرض الله علی طاعتنا کل عباد ! ( و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده )



من له جدّ کجدّی فی الوری ؟ ( چه کسي در عالم، پدربزرگي مانند پدربزرگ من دارد؟ )

او کشیخی فانا ابن العلمین ؟ ( يا پدري چون پدر من دارد؟ پس من فرزند دو نشانه بزرگ و سالار هستم )

فاطم الزهرا امّی ، و ابی (علیهما السلام) ( فاطمه زهرا مادرم هست و پدرم کسي است که...)

قاصم الکفر ببدر و حنین ! (... کمر کفر را در بدر و حنين شکست )



عبدالله غلاما یافعاً ( و پدرم - علي- در حالي که نوجواني بود خداوند را پرستش مي‎کرد )

و قریش یعبدون الوثنین ! ( در حالي که قريشيان آن دو بت را مي‎پرستيدند )

یعبدون اللات و العزی معاً ( آنها لات و عزي را با هم مي‎پرستيدند )


و علیّ (ع) کان صلّی القبلتین !

(در حالي که پدرم - علي- بر هر دو قبله - مکه و قدس - نماز گزارده بود)


و ابی شمسٌ امّی قمر ( پدر من خورشيد است و مادرم ماه )

فانا الکوکب و ابن القمرین ! ( و من ستاره و فرزند دو ماه و خورشيد )


انا مظلوم حسین

انا محروم حسین


چیست تقصیر من ای قوم که امروز ، جهانی

شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی ؟

در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی


انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی! ( عطش مرا فرا گرفته و کلام و زبانم آتش گرفته )

انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی! ( تشنه هستم و قلب و سينه‎ام سوخته است )


انا مظلوم حسین

انا محروم حسین


زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:

تو ای شمر ستمکار!

تو ای ملحد مکار!

تو ای کافر غدار!


اگر من نشناسی ، بگویم بشناسی

حسینم و ضیاء القمرین ام ، قتیل الودجین ام ( من حسينم، نور خورشيد و ماه هستم و کشته شده و دو رگ گردن بريده )

امام الحرمین ام انا الفضّة وابن الذهبین ام ( پيشواي حرمين مکه و مدينه‎ام، منم نقره و فرزند دو طلا - علي و فاطمه سلام الله عليهما -)


انا مظلوم حسین

انا محروم حسین


منم شهپر جبریل منم آیه تطهیر

منم نخله خوبان

منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش

منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

انا مظلوم حسین

انا محروم حسین
------------------------------

T123456
Friday 08 July 11, 05:02 PM
ترک ایدیب طایر طبعیم قفس پیکریمی
گیتممیش امر ایلدی پهن ایلیم دفتریمی
دمبدم سسلیم امدادیمه ئوز دلبریمی
منده تمکین ایلیوب حقه توکل ایدورم
صدقیلن حضرت زهرایه توسل ایدورم
بو خبر کی قلمیم ثبت ایلیور دفترده
واعظ شرع نبی نقل ایلیوب منبرده
عین جریانی ده من نظم ایدورم بی پرده
* یادگاری قالا مندن توکه اود صبر ایوینه
** آپارام اجرینی فانوس کیمی قبر ایوینه
کیچمیش ایامیده قاجارلرون دورانی
بیر نفر شیعه اثنی عشری ایرانی
لکّه دن پاک و بری فطرتینون دامانی
**************** ساکن کوی ولا عاشق ربّ ازلی
**************** ریزه خوار کرم و سفره اولاد علی
بش یاشیندا واریدی بیر قیزی بیمار و نحیف
گونی گوندن اریوبدور بدنی اولدی ضعیف
درد جانکاهه ولی اولمادی بیچاره حریف
* فی المثل شام کیمی اولدی قرا ایامی
* شمع تک یاندی سو اولدی اریدی اندامی
گیجه لر یاتمادی گونوز ایلدی آه و نوا
جسمی تحلیله گیدوب میل ایلدی بس کی دوا
هیچ طبیبون او قیزا ویرمدی درمانی شفا
* ئورگین آتش حسرتده کباب ایلدیلر
* او قیزا شهرین اطباسی جواب ایلدیلر
بیر گیجه صبحه یوخون دوردی او قیز وقت اذان
گوزلرین اشکیله سرشار ایلدی ناله کنان
آتاسین ایتدی مخاطب دیدی ای روح روان
** منی آگاه ایلیون واردی اگر آیری خبر
** آنام ایوده گیجه گوندوز نَیه خاطر مَلیر
مطلبی روشن ایله یاخشی دگل قالسا نهان
نه دیوبدور سیزه پنهانی طبیبیم باباجان
هر نه اظهار ایلیوب سنده منه ایله بیان
اولجاقین حضرت زهرا خانمون آدی بیان
قیزین آغوشه آلوبدور باباسی ناله کنان
دیدی دای آغلاما بسدی ایلدون قلبیمی قان
ایندی حضرت زهرا آدین اظهار ایلدون
فاطمه آدینه ویردون قسم اصرار ایلدون
ساخلا یادونده ئوزون سن منی وادار ایلدون
**************** واقعیت بودی بازار غمه واردی رواج
**************** گوئیا یوخدی قیزیم دردووه دنیاده علاج
ناامید اولما ولیکن بو ایشین آخرینه
آند ویر حضرت زهرانی چتین گونلرینه
یارالی سینه سینه باشده قرا معجرینه
**************** بلکه رحم ایلدی احوالوه سبحان جلیل
**************** اولموشام منده قیزیم قولسوز علمداره دخیل
الغرض صبحه کیمی ایلدیلر سوز و گداز
سویونوب قاره لباسین فلک شعبده باز
آتا نوباوه سینی ایتدی دعا وقت نماز
**************** آیریلار فصل خزاندا نجه بلبل گلدان
**************** تاپشیروبدور قیزین اللهه چیخوب منزلدن
گه گیدوب گه دایانوب شعله چکوردی نفسی
ناگهان رحمت حق اولدی اونون دادرسی
گوردی بو نوعی گلور قافله سالار سسی
**************** قویسا الله چیخاجاق قافله میز وقتِ پگاه
**************** کیمده واردور هوس کرب و بلا بسم الله
گوردی درمانده قالوب رحم ایلدی ذات حمید
مژده رحمت حق ویردی او نالانه نوید
اچیلوب ظلمت بختیده اونون صبح امید
**************** اللرین باشدان اوجالدوب ایلدی حمد و ثنا
**************** دیدی ای پادشه دادگر یوم جزا
آند ویرم سنی من کُرسی و لوح و قلمه
حضرت فاطمه نون چکدیگی آلام و غمه
علقم اوستونده یاتان قانه بویانمیش علمه
**************** دیمورم هیچ منه رحم ایله بو احساسه گوره
**************** بالاما ایله نظر حضرت عباسه گوره
سپری اولدی همان گون اچیلوب باب سحر
ایلیوب توشه مهیّا ایکی فرخنده سیر
کربلا مقصدینه باغلادیلار بار سفر
**************** سینه لرده دُر عشقیله دولوب جعبه عشق
**************** اولدیلار همسفر قافله کعبه عشق
قافله طی مسافت ایلیوب شام و سحر
بارور اولدی غرض نخل ریاضتده ثمر
کاروان مقصده چاتدی قوتاروب رنج سفر
**************** شهره بیر آز قالانی نور جلی گورسندی
**************** گوزلره قبر حسین ابن علی گورسندی
بو سوزوم گرچه دگل ذره اوزاق مطلبدن
با خبر ایستورم اولسون هامی تاب و تبدن
عشقی آرتوق اولان اشخاص اَنوب مرکبدن
**************** شوق یاریله دوشوب تپراقا یکسر بورونوب
**************** یوزی اوستونده حسین قبرینه ساری سورونوب
کعبه مرقد عشاقی مطاف ایلدیلر
آغلیوب قلبلرین گوهر صاف ایلدیلر
قبر شش گوشه مولانی طواف ایلدیلر**************** آغلیوب سینه وروبلار گَله عرش اهلینه خوش
**************** اوخشیوبلار قوزی قربانی ربابون یری بوش
نجه کی نذر ایلمیشدی آتاسی پنهانی
ترک ایدیبلر حرم سید مظلومانی
قصد ایدیبلر حرم طیبه سقانی
**************** ال اله ویردی ایکی سالک فرخنده هدف
**************** حرکت ایلدیلر قبر علمداره طرف
عاقبت ایتدی تبسم اولارا چهره فال
باب سقایه طرف آچدی همالر پر و بال
یتیشوب صحن ابوالفضله ایکی نیک خصال
**************** قاپی آغزیندا دوروب ایلدیلر آه و نوا
**************** نچه تعلیم زیارت قیزینا ویردی آتا
صحن عباسیده آغوشه آلوب فرزندین
ئوپدی زیبا یوزینی دوتدی دیله دلبندین
بویننون آچدی اول خرداجا گردنبندین
**************** زلفینی هوردی معطر ایلدی چون گل یاس
**************** اگنینه صورا گیندیردی اونون قاره لباس
باشوه باغلا دیدی ایندی قرا معجرووی
آستانیندن ئوپوب توک یوزه اشک ترووی
اُسرا مثلی قیزیم سینووه قوی اللرووی
**************** نظرین جلب ایلمک ایندی قالوبدور ئوزووه
**************** بوردادی دردووه درمان بابا قربان گوزووه
الغرض داخل اولوبدور حرمه ناله کنان
آستانیندن ئوپوب اخذ ایلدی فیض جنان
طفل بیماری طبیبه ویریب اوّلده نشان
**************** باغلادی بوینونا بیر رشته مشکین اصیل
**************** حرم حضرت عباسه قیزین سالدی دخیل
چرخی دونسون فلکین اولمادی سیرینده اثر
سپری اولدی بو منو الیله چوخ شام و سحر
ویرمدی ناله سی بیچاره قیزین ذرّه ثمر
**************** قویمادی دست زمانه الی درمانه چاتا
**************** گون به گون گل کیمی پژمرده قیزین گوردی آتا
حرمی ترک ایلیوب بیر گونی اول مرد خدا
طفل بیماره تهیه ایلیه آب و غذا
ناگهان گوردی بو نوعی اوجالور عرشه صدا
**************** آی حسین زائری آماده اولون هجرانه
**************** قویسا الله قییدور قافله میز ایرانه
بو خبردن سیخیلوب قلبی دوشوب پیچ و خمه
غرق اولوب زورق اندیشه سی دریای غمه
الی قوینوندا سراسیمه قییتدی حرمه
**************** الدی آغوشینه دُردانه سین اول فرزانه
**************** صادقانه قیزین آگاه ایلدی جریانه
دیدی ای میوه قلبیم سنی زهرای بتول
قلبیمون باشی یانور اولما بو اندازه ملول
بو گیجه ایله فقط سختی هجرانی قبول
**************** کسیلوب چاره یولی من سنی ترک ایتملیَم
**************** قیزیم اللهه توکّل نجفه گیتملیَم
مطلبیم عفو ایلیون اولدی اگر طولانی
الغرض ترک ایلیوبدور حرم سقانی
گون باتان وقتی چیخوب قافله دن پنهانی
**************** قویمادی وقتی تلف سالک فرزانه اولا
**************** نجفه ساری مینوب مرکبینه دوشدی یولا
چوخ امیدیله گیدور محضر سلطانه طرف
ئورگیندن اوجالور شعله جانسوز اسف
آغلیا آغلیا ورد ایلیوب ای شاه نجف
**************** گلورم محضرووه چاره سیزم غرق محن
**************** دست خالی سنی زهرا منی قیتر میه سن
ناگهان گوردی اوزاقدن بورولوب خاک گلور
گِرد بادون آراسیندا یَلِ بی باک گلور
ایلیوب سینه صحرالری صد چاک گلور
**************** سرعتیلن یتیشوب مرکبینی ایلدی رام
**************** چوخ وقاریله توقف ایلیوب ویردی سلام
گوسترور خط مسیرون دیدی آیدین هدفی
قصد ایدبسن گورورم شوقیله شهر نجفی
شرفی اولسا کیمین یاده سالار با شرفی
**************** گون باتور یولدا اوزاقدی سنی آگاه ایدورم
**************** میلون اولسا سنیلن منده او شهره گیدورم
ولی اولّده منی باخبر ایله سوزووه
ندور علت کی دولوب اشک مصیبت گوزووه
گون باتان وقتی ویروبسن نیه زحمت ئوزووه
* هدفون منحصراً فیض زیارتدی اگر
* صبر ایلیدون آچیلیدی یوزووه باب سحر
احترامیله جوابینده او پاکیزه نَسَب
دیدی لطفون منه معلومیدی ای مرد عرب
ایلیوبدور بالامون دردی منی غرق تعب
گیدورم دردیمی مولایه حکایت ایلیم
بالاسیندن ئوزینه اوردا شکایت ایلیم
اشیدیب درد دلین آه چکوب مرد عرب
دیدی ای مرد صفا پیشه و شایسته نَسَب
خسته سن گیتمه نجف شهرینه بو نیمه شب
صبر ایله ویردیگون اخباره ئوزوم باخبرم
مژدگانی بویون آلسون سوزی روشن دیرم
گوزووین یاشینی سیل بسدی بو اندازه فغان
او نشانی کی قیزوندان ایلدون ایندی بیان
گوردوم عباس حرمینده اونی من خنده کنان
قصدووه آگه اولوبدور پسر شیر خدا
آغلیان گوزلرون آیدین بالوا ویردی شفا
ماجرانین اولیندن ایله اوردیدم ئوزوم
صحنیه شاهدیدیم واقعه نی گوردی گوزوم
گیت یوبانما ، سوزومه باورایله دوزدی سوزوم
نازدانون سنی گوزلور داخی تأخیر ایلمه
سنی الله اونی اینجییتمه قیت تز حرمه
دیدی معلوم اولونان قاصد رحمتسن اقا
گورورم صاحب اجلال و شرافتسن آقا
آقام عباس کیمی صاحب غیرتسن آقا
ویردگون مژده اگر چه منه دنیایه دگَر
الووی ویر الیمه قولیده صادق سن اگر
یا حسین کاش او آخر سوزوی ایتمدی بیان
تیتره دیب جسمینه باشدان ایاقا ویردی تکان
باخدی بیر ساق صولونا آغلادی بیردن اوجادان
دیدی آیا نیه سن بو سوزی اظهار ایلدون
آچورام مطلبی امّا منی سن خوار ایلدون
کیمی یاد ایلدون ایرانیده ای مرد عجم
یالواریدون آقا ناخوش بالاما ایله کرم
منه بیر باخ قلبون سینوب اوندان او منم
کربلاده کسیلن ظلمینه قوللاری منم
آقامون عرصه ده غیرتلی علمداری منم
سوزیمون اوسته قولوم اولدی قلم میداندا
دیرسگیم ساخلادی سینمده علم میداندا
دیزی اوسته باشیمی آلدی ننم میداندا
دیدی عباس دانیش مشتریَم من سوزووه
نیه بو حاله قالوبسان ننه قربان گوزووه
آخدوقیجا باشوین قانی هوروب گوز قاشوی
یارالی سینمه آهسته اوغول قوی باشوی
باشووین اوسته چاغیر اوغلی ئولن قارداشووی
گلر امدادووه عشقی سنه چوخدی بالامون
اصغری قالدی فقط هیچ کسی یوخدی بالامون
پایان ………
صراط عاشورا اثر حسین غفاری اردبیلی صفحه 216 -226

MaryaM
Friday 08 July 11, 05:04 PM
تا كي به تمنا وصال تو يگانه
http://s4.rimg.info/74d2e5cedaf7c4d257eb0411d75a8f55.gif
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
http://s4.rimg.info/74d2e5cedaf7c4d257eb0411d75a8f55.gif
لينك دانلود آهنگــــ
http://www.4shared.com/audio/ZvHcPqzj/Mokhtaabaad-Tamannaaye_Vesaal.html

http://www.pic.iran-forum.ir/images/xgpe88rk0x11iph1nm66.jpg

T123456
Friday 08 July 11, 05:05 PM
میگم چه جالبه این تاپیک تو چه لحظه هایی راه افتاد:




ای قلم سوزلرینده اثر یوخ آشناده ن منه بیر خبر یوخ گلدی بو جمعه ده گئشدی الله فاطمه یوسفینن خبر یوخ یاندی پروانه لر شمعی سوندی آیریلقدان اورک قانا دوندی ای قلم سوزلرینده اثر یوخ آشناده ن منه بیر خبر یوخ گلدی بو جمعه ده گئتدی الله فاطمه یوسفینن خبر یوخ شانیده رتبه ده بی بدل سن هر گوزل ده ن آقا سن گوزل سن کیم دئیر آیریلیخ درده سالماز؟ عاشقین صبرینی الدن آلماز ای گوزوم یولارا باخ داریخما گون همیشه بولوت آتدا قالماز شانیده رتبه ده بی بدل سن هر گوزل ده ن آقا سن گوزل سن غنچه گللر نه اندازه سولسون قلبی لر قویما قانیله دولسون گلدی بو جمعه ده گئلمدین سن چون سایئیم جمعه دیگر اولسون شانیده رتبه ده بی بدل سن هر گوزل ده ن آقا سن گوزل سن ای صفایی هله دوئز فراقه یول سالاخ بیزده بیر جه عراقه قلبیلر غصه ده ن داغلی قالدی بولاری اولاره اوخودوم کی کربلانی هله گورمویوبدولر ....... یا امام زمان گئل آماندی ...... ای گوزوم یولارا باخ داریخما ..... ای گوزوم یولارا باخ داریخما

rjk
Friday 08 July 11, 05:10 PM
http://up.iranblog.com/Files/278b2cef4bfe4dcb95c8.JPG

hp
Friday 08 July 11, 05:10 PM
http://www.ido.ir/myhtml/news/1388/m09/138809301391.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:11 PM
http://tarigh.ir/fa/uploads/posts/1280559454.jpg

hp
Friday 08 July 11, 05:12 PM
http://www.rahiannoor.ir/Pictures/EditorPic/%D8%AD%D8%B1%D9%85%20%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%20%D 8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7%20(%D8 %B9)1.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:12 PM
http://badmasiha.com/blog/wp-content/uploads/2011/02/monji.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:12 PM
http://khatkesh.persiangig.com/new_folder/%DB%8C%D8%A7%20%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:13 PM
http://www.zitova.com/gallery/images/64/1_06.jpg

hp
Friday 08 July 11, 05:13 PM
http://www.iricap.com/images/other/music/mahdi3.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:13 PM
http://vvfbr.persiangig.com/image/motefarege1/4ucv028.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:14 PM
http://safahateentezar.persiangig.com/image/imam-mahdi-lale-montazar.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:15 PM
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/hamishebahaar/abasaleh.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:15 PM
http://lh6.ggpht.com/attarantoosi/RQGuWkQmABI/AAAAAAAAACo/qHsIF7pho2o/111.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:17 PM
آقاجان آن دم که تو را میخواهمت ، ذره ذره وجودم ملتمسانه تو را می طلبد

آن هنگام که بوی عطر یاس می پیچد در غروب جمعه هایم می خواهمت و آن هنگام که از تمام دنیا دلم می گیرد دوست دارم فریاد کنم و ندای این المهدی را به گوش تمام عالم برسانم

مهدی جان فقط به امید دیدن توست که این رنج بار زندگی را میتوان تحمل کرد و فقط به امید در رکاب تو بودن است که ایلیای من پا به این عرصه خاکی گذاشته است . میخواهم و میدانم که او میتواند یار تو باشد. آقا جان اگر به غلامی قبولش نمایی، اگر .... یعنی میشود ؟

کاش لباس رزم را میشد آسان خرید . کاش چلچله ها که غروب به خانه شان باز می گردند سلام ما را به تو برسانند و بگویند که ما در تدارک آمدنت خیابانها را آب و جارو کرده ایم و گلباران قدومت را به انتظار نشسته ایم.


آقا جان کاش مدینه باشم وقتی می آیی، کاش مدینه باشم وقتی تربت یاس کبود را به همه نشان میدهی. کاش باشم آن دم که باید باشم آخر مگر برای تشییع جنازه مادرت نوکر نمیخواهی ؟

کاش باشم آن دم که باید باشم، کاش ..... کاش


چه خوش است در هوایت به دمی نفس کشیدن

چه خوش است بینهایت شدن و ز دل پریدن

گل باغ آسمانی، دل من هوای تو کرد

دم آخرم بیا تو چو دلم نوای تو کرد

rjk
Friday 08 July 11, 05:18 PM
قلندران مست بی پروا سراغ آن می ناب می گیرند

ستارگان بی فروغ همدردی خبر ز کوچ آفتاب می گیرند

شبانگهان که شهر عشق را می جویند

نوای یا مهدی از دل خراب می گیرند

rjk
Friday 08 July 11, 05:19 PM
علی ای همای رحمت


علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/farvardin/0002178.jpg
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگیتن پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوشت عهد بندد زمیان پاکبازان
چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

http://shiaphoto.ir/images/ana-madinatolelm/ya_ali_ebne_abitaleb_by_shiaphoto.jpg
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که زکوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آنکه شاید برسد به خاک پایش
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چو زنم چو نای هر دم ز نوای شوق تو دم
که من غریب خوش تر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام شنایی بنوازد آشنا را

زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

http://farsiphp.com/ali.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:21 PM
وقتی میان نفس وهوس جنگ میشود
قلبم به چشم بر هم زدنی سنگ میشود
آقا ببخش بس که دلم گرم زندگیست
کمتر دلم برای شما تنگ میشود
http://www.askquran.ir/gallery/images/60/1_Mahdi.jpg
در قید غمم خاطر آزاد کجایی ؟؟؟
تنگ است دلم قوت فریاد کجایی؟؟
http://deltangihayeadami.persiangig.com/image/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA%20%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%8 A.gif
منتظراو خواهد آمد.....!!!!؟؟؟
http://herfeir.persiangig.com/images/moarraq/khat/YaMahdi/MAHDI3.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:21 PM
گفتم:خدایا از همه دلگیرم ، گفت:حتی از من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! ......گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم! گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم! گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من!! گفت:من توام،تو من
http://abraar.parsiblog.com/PhotoAlbum/niyar/daryab.jpg

rjk
Friday 08 July 11, 05:22 PM
http://up.vatandownload.com/images/45d1fdfuzxunb2dcy17.jpg

عشق یعنی جلوه صبر خدا
شرم ایوب نبی از مرتضی
عشق بر دلها شهامت می دهد
عشق بر تن ها حلاوت می دهد
عشق بر دلداده فرمان می دهد
عاشق جان داده را جان می دهد
عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق باعث شد که دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جان گرفت عشق یعنی انقلاب فاطمه
از کبودی چشم خواب فاطمه
عشق یعنی عشق ناب فاطمه
بیت الاحزان خراب فاطمه
عشق یعنی صحبت بی واهمه
حیدر دربند پیش فاطمه
عشق یعنی غسل زیر پیرهن
دست بیرون کردن از زیر کفن
عشق یعنی صبر در هنگام خشم
عشق یعنی جای سیلی روی چشم
عشق یعنی قلب چون آئینه ای
جای میخ در به روی سینه ای
عشق یعنی انتظار منتظر
سینه ای مجروح از مسمار در
عشق یعنی گریه های حیدری
دختری دنبال نعش مادری...

T123456
Friday 08 July 11, 05:22 PM
اى قدت همچو نيشكر اكبر
سر و باغ پدر اكبر
شام يلداى جعد مويت را
صبح پيشانيت سحر اكبر
پور مهتاب ليل ليلى را
قرص تو شد قمر اكبر
رفتنت كبك و آمدن طاووس
همه اطور تو هنر اكبر
خوى تو مصطفى رخت احمد
پاى تا سر پيامبر اكبر
وصف خلق تو انك لعلى
شجر پاك را ثمر اكبر
هيبت غرش تو در ميدان
بدرد دل ز شير نر اكبر
نيست حاجت تو را به جوشن و خود
چون على سينه ات سپر اكبر
نام تو نام حيدر و بايست
آن پدر را چنين پسر اكبر
حشمتت بود آل هاشم را
مايه فخر و زيب و فر اكبر
هر دو بازوى ابرويت داده
دست قدرت به يكديگر اكبر
زين كمان و ز تير مژگانت
كرد اهوى دل حذر اكبر
وه بنازم ضرب شست تو را
دل نرست آخر از خطر اكبر
بهر خون خدا، شهيد كرببلا
تو بدى پاره جگر اكبر
آنكه داغ تو بر دلش بنهاد
جايگاهش دل سقر اكبر
تا بقاى باقى قيوم
باشدش لعن مستمر اكبر
نذر قربانى تو جان كردم
كن قبول و نما نظر اكبراى قدت همچو نيشكر اكبر
سر و باغ پدر اكبر
شام يلداى جعد مويت را
صبح پيشانيت سحر اكبر
پور مهتاب ليل ليلى را
قرص تو شد قمر اكبر
رفتنت كبك و آمدن طاووس
همه اطور تو هنر اكبر
خوى تو مصطفى رخت احمد
پاى تا سر پيامبر اكبر
وصف خلق تو انك لعلى
شجر پاك را ثمر اكبر
هيبت غرش تو در ميدان
بدرد دل ز شير نر اكبر
نيست حاجت تو را به جوشن و خود
چون على سينه ات سپر اكبر
نام تو نام حيدر و بايست
آن پدر را چنين پسر اكبر
حشمتت بود آل هاشم را
مايه فخر و زيب و فر اكبر
هر دو بازوى ابرويت داده
دست قدرت به يكديگر اكبر
زين كمان و ز تير مژگانت
كرد اهوى دل حذر اكبر
وه بنازم ضرب شست تو را
دل نرست آخر از خطر اكبر
بهر خون خدا، شهيد كرببلا
تو بدى پاره جگر اكبر
آنكه داغ تو بر دلش بنهاد
جايگاهش دل سقر اكبر
تا بقاى باقى قيوم
باشدش لعن مستمر اكبر
نذر قربانى تو جان كردم
كن قبول و نما نظر اكبر

T123456
Friday 08 July 11, 05:23 PM
از دامان ليلا گلى بر آمد
شبيه حضرت پيغمبر آمد
از بهر عابدين ، برادر آمد
به به به به على اكبر آمد
از آغوش ليلا سر زد سپيده
از بيت ثار الله سحر دميده
فرزند على ، على افريده
نخل نجل نبى را ثمر آمد
به به به به على اكبر آمد
شمس از نور رويش رفته به سايه
كوثر ز لعل او باشد كنايه
روشنى بخش شمس و قمر آمد
به به به به على اكبر عليه السلام آمد
داده بر حق حسين بدر الدجا را
شبه روى دلجوى مصطفى را
صف شكن عرصه كربلا را
لشكر كربلا را افسر آمد
به به به به على اكبر آمد
خنده كند نوزاد، همچو كوكب
بر روى عمه اش حضرت زينب
نور دل زينب اطهرآمد
به به به به على اكبرآمد

T123456
Friday 08 July 11, 05:24 PM
دوستان لطفا نوحه نفرستید
فعلا در ماه شعبان فقط جشن داریم بعد از نیمه شعبان برنامه جدید رو اعلام میکنیم

hp
Friday 08 July 11, 05:24 PM
متن نوحه حضرت عباس (س) / ای کودکان تشنه لب عباس علمدار من است

ای کودکان تشنه لب عباس علمدار من است (2)
خیمه گه غرق تعب عباس علمدار من است (2)
اومی رود میدان که بهر تشنگان آب آورد با مشک پرآب از فرات اندوه ازدلها برد
باران تیر ونیزه را عباس با جان می خرد میروسپهدار من است عباس علمدار من است (2)
درخیمه بنشینید و بهراو دعا یکسر کنید کم شیون وفریاد برگرد علی اصغر کنید
امن یجیبی خوانده وتقدیم آن مضطر کنید لب تشنه سردار من است عباس علمدار من است (2)
او آب می آرد حرم سیراب سازد کامتان ساقی زخّم باده اش پرمی نماید جامتان
غم می برد ازسینه ها خوش می شود ایامتان درهرمحن یارمن است عباس علمدار من است (2)
اندر وفاداری نباشد کس به دوران مثل او هم در شجاعت کس نمی باشد به میدان مثل او
تشنه وتنها کی کند رزمی نمایان مثل او میرفداکار من است عباس غلمدار من است (2)
انوار روی ماه او خورشید را شرمنده کرد بر ماه افتادش نظر مهتاب را تابنده کرد
با جان نثاری بهر دین اسلام را پاینده کرد دلبر ودلدارمن است عباس علمدار من است (2)
یارب سپهدارحسین تنهاست یاری اش نما ده نصرت عباس من اندر مصاف اشقیا
تنهاست اما می کند مردانه او بر پا لوا الحق وفادارمن است عباس علمدار من است (2)
لرزان سپاه کوفیان از ضربت شمشیراو گرگان کوفه یک به یک هستند درزنجیراو
بر گوش عالم می رسد از کربلا تکبیراو عباس علمدار من است عباس علمدار من است

rjk
Friday 08 July 11, 05:25 PM
چگونه از یاران امام زمان(عج) باشم؟








http://meysam3000.persiangig.com/entezar/be04_ya--mahdi.mihanblog.com.png

http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/ordibehesht/07/0001015.jpg
یاری امام زمان(عج) در این زمان به انجام صحیح وظایف خود در زمان غیبت است . وظیفه منتظر امام زمان(ع) این است كه مانند یك منتظر واقعی زندگی كند. وقتی انسان حقیقتا منتظر كسی باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر میهمان باشد حتما خانه را تمیز و مرتب می كند، وسایل پذیرایی را آماده می كند و با لباس مرتب و چهره ای شاداب در انتظار می ماند. چنین كسی می تواند ادعا كند كه منتظر میهمان بوده است. اما كسی كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسایل پذیرایی را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تمیزی پوشیده است و نه اصلاً به فكر میهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارمیهمان بوده همه او را ریشخند خواهند كرد و بر گزافه گویی او خواهند خندید.

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
عشق بازان چنین مستحق هجرانند بنابراین انتظار باید قبل از آنكه از ادعای انسان فهمیده می شود از رفتار و كردار او فهمیده شود. نمی توان هر كسی را كه ادعای دوستی و ولایت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آری «مشك آن است كه خود ببوید نه آنكه عطاربگوید».
با چنین توضیحی روشن است كه یك منتظر واقعی امام زمان باید رفتارش به گونه ای باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. یعنی در هر لحظه كه این خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد برای یاری امام زمان(عج) با مال و جان خویش جهاد نماید و خود را درراه آن حضرت فدا نماید. بنابراین یك منتظر واقعی اهل گناه و دلبستگی به دنیا نیست چرا كه چنین كسی نمی تواند از وابستگی ها و دلبستگی ها و آلودگی ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.
با توجه به نكات ذكر شده می توان برخی وظایف منتظر امام زمان(ع) را چنین ذكر كرد:
1. اولین شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان میهمان خود را نشناسد و از خصوصیات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامی انسان در انتظار كسی می نشیند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسی را نشناسد ولو بداند كه آن شخص خواهد آمد برایش اهمیتی نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنین است. كسانی كه آن حضرت را نمی شناسند مانند كفار و یا اهل ادیان دیگر، هرگز انتظار او را نمی كشند اما كسانی كه او را می شناسند و ارزش او را می شناسند و مقام او رامی دانند منتظر او می مانند.
كسانی كه امام زمان(عج) را نمی شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در این حال بمیرند در حال جاهلیت از دنیا رفته اند. چنانكه پیامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه؛ هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).
بنابراین اولین شرط انتظار، ایجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبیعی است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بیشتر باشد انسان ارزش او را بیشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بیشتر پی خواهد برد و بیشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالی كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگی و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدین جهت از زمره منتظران او بیرون هستند. آری:

وصل خورشید به شب پره اعمی نرسد
كه در این آینه صاحب نظران حیرانند البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاریخی وجود آن حضرت مانند اینكه امام دوازدهم است و تاریخ ولادتش در چه سالی است و مانند آن. اما گونه دیگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانیت آن حضرت است كه این شناخت كار هر كسینیست و ظرفیت و لیاقت زیادی می خواهد. و در حقیقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كسانی هستند كه آن حضرت را به مقام نورانیت شناخته اند برای آگاهی از مقام عظیم امامت رجوع به زیارت جامعه كبیره و تأمل در معانی عمیق و عجیب آن توصیه می شود.
همچنین خواندن كتب معتبری كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است می تواند انسان را تا حدی به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.
2. محبت به امام زمان(ع)؛ وظیفه دیگری است كه منتظران آن حضرت باید در خود ایجاد كنند و آن را افزایش دهند. بدیهی است كه تا انسان از میهمان خویش خوشش نیاید و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمی تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از میهمان خود بدش بیاید چگونه می تواند منتظر قدم او باشد و خود را برای پذیرایی از او آماده كند؟ پس تا محبت به امام زمان در وجود انسان شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمی تواند به وظایف منتظران واقعی عمل نماید.محبت به امام زمان وظیفه ای است كه پیامبر اكرم(ص) نیز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كریم می فرماید: «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا الموده فی القربی» ؛ (شوری، آیه23).
3. ایجاد سنخیت با امام زمان(ع)؛ منتظران واقعی وضعیت روحی و فكری و عملی خود با به گونه ای سامان می دهند كه سنخیت كاملی با امام زمان(ع) داشته باشند. آیا می توان منتظر قدوم كسی بود و با او مشابهت و سنخیت نداشت؟ آیا می توان محبت كسی را داشت اما با او هیچ سنخیت و مشابهتی نداشت؟ ایجاد سنخیت با امام زمان از طریق تقویت ایمان و تقوا و فضایل اخلاقی و درجات معنوی حاصل می شود. و تنها در این صورت است كه می توان ادعای محبت به امام زمان را داشت. در صورتی كه انسان رفتارش مطابق میل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشید و عشق آن حضرت او را به فریاد خواهد آورد و دوری اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبیعی است كه هر چقدر این سنخیت بیشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بیشتر خواهد شد و محبت انسان نیز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
4. ارتباط با منتظران دیگر؛ منتظر امام زمان می داند كه برنامه آن حضرت یك برنامه جهانی است و باید یاوران زیادی داشته باشد تا حركتش پیروز شود. بنابراین به فكر گسترش یاران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقویت روحیات ایمانی خود و دیگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا علی البرّ و التقوی به كمك مؤمنان منتظر دیگر خود را آماده ظهور حضرت بنماید.
5. دعا برای تسریع در ظهور امام زمان(ع)؛ منتظر واقعی هر لحظه انتظار محبوب را می كشد و از خدا می خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراین دعای فراوان برای فرج آن حضرت از وظایف همیشگی منتظرآن حضرتش می باشد. دعای برای تسریع در فرج امام زمان مورد توصیه آن حضرت نیز می باشد.
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شكل های مختلف؛ اگر انسان منتظر محبوب خویش را نیابد سعی می كند عدم دوری محبوب خویش را از طریق دیگری مانند تلفن و نامه جبران نماید تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعیفی با او داشته باشد. همچنین منتظر امام زمان وقتی موفق به زیارت آن حضرت نمی شود از طریق خواندن دعای ندبه، زیارت آل یاسین، دعای عهد كه از طرف بزرگان بسیار توصیه شده است، و نیز از طریق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ می كند.
7. یاد فراوان حضرت؛ یاد كردن از محبوب عادت دیرینه منتظران عاشق است كه چندی منتظر محبوب خویش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببینند و حال خود را لا اقل با یاد او و نام او آرام می كنند. به یاد آوردن امام عصر و عنایت او به شیعیان با ذكر احادیث، كرامات، مقام امام و عنایت امام به شیعیان وظیفه دیگری است كه منتظران واقعی احساس می كنند و بدین طریق همواره نام و یاد آن حضرت را زنده نگه می دارند.
8. دادن صدقه برای سلامتی آن عزیز و یا حواله نمودن ثواب هایی برای آن حضرت
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افكنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودی آن حضرت در بین منتظران.
10. امیدواری بر قیام و انقلاب آن یوسف زهرا(س) و امید دادن به دیگران
11. ایجاد آمادگی دائم رزمی برای ظهور حضرت چنانكه در روایت آمده است: «لیعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛ هر یك از شما برای قیام قائم(عج)باید آماده گردد هر چند با تهیه یك تیر باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).
منتظران و یاوران مصلح جهانی باید خود صالح باشند؛ بنابراین برای فراهم كردن زمینه ظهور حضرتشان، ما باید از خود آغاز كنیم و با اراده ای محكم، عزمی راسخ و برنامه ای دقیق به اصلاح افكار و اندیشه ها و نیز تغییر و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازیم و با آگاهی ازوظایف عملی و گسترش شناخت خود از مبانی دینی و معرفتی، در راه تقویت بنیه اعتقادی و اخلاقی خویش، تلاش و كوشش كنیم. و در یك جمله با اجتناب از معاصی، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظایف دینی ـ در هر محیطی كه هستیم ـ به خودسازی اقدام كنیم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خویش را برای تجلّی نور الهی آماده سازیم. بنابراین گناهان گذشته ـ هر چند زیاد باشد ـ نمی تواند مانع مهمی در راه رشد و كمال و پیوستن به جرگه منتظران و یاوران واقعی امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعی، می توان سیئات و بدی های گذشته را به حسنه و نیكی تبدیل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدی(ع) و اصحاب ایشان می فرماید: «الدین ان مكناهم فی الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛ كسانی كه اگر در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق [می بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهیمی كنند (حج، آیه 41).
امام باقر(ع) در تفسیر این آیه می فرماید: «این آیه برای آل محمد و مهدی(ع) و اصحاب او است».
در نتیجه اگر ما هم می خواهیم از اصحاب و یاران آن حضرت باشیم، باید به این امور اهتمام ورزیم. در این رابطه به راه كارهای زیر توجه فرمایید:
1. ارتباط معنوی خود را با خدای متعال تقویت كنید؛
2. نمازهای یومیه را در اول وقت و حتی المقدور به جماعت بخوانید؛
3. سعی كنید در نماز حضور قلب داشته باشید و همیشه خود را در محضر خداوند متعال بدانید؛
4. از هر گونه گناه و معصیتی اجتناب كنید؛
5. حجاب، متانت و وقار خود را كاملاً رعایت كنید؛
6. بدانید كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه می شود و مورد بررسی قرار می گیرد؛
7. اكنون كه در دوران تحصیل علم هستید، بیشترین توجه خود را به درس و موفقیت تحصیلی داشته باشید؛
8. با مطالعه كتاب هایی كه درباره امام زمان(ع)، آگاهی و شناخت خود را در این زمینه تعمیق و گسترش بخشید؛
9. برای اصلاح اوضاع فرهنگی دانشگاه، به تنهایی یا به كمك دیگر دانشجویان متدین و دلسوز و یا به كمك بعضی از تشكل های مذهبی دانشگاه، امر به معروف و نهی از منكر كنید و بدین وسیله جلو بعضی اعمال خلاف را بگیرید. در این راه نهراسید و خجالت هم نكشید؛زیرا خشنودی و رضایت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش های دینی و اخلاقی و اجتناب از گناه و خلاف است.

hp
Friday 08 July 11, 05:27 PM
دوستان لطفا نوحه نفرستید
فعلا در ماه شعبان فقط جشن داریم بعد از نیمه شعبان برنامه جدید رو اعلام میکنیم
...........................

MaryaM
Friday 08 July 11, 05:30 PM
http://dl.lxl.ir/mojtaba./picture/sms-emame-zaman-jadid-ww.lxl.ir.jpg



کدام راه است
که پای خسته را نشناسد
کدام کوچه
خالی از خاطره است
و کدام دل
هرگز نتپیده
به شوق دیدار
بیا...
تا برایت بگویم
از سختی انتظار
که چگونه
در دیده های بارانی
رنگ هذیان به خود می گیرد

T123456
Friday 08 July 11, 05:31 PM
چون همه دوستان اینجا اومدن و یه نگاهی کردن اعلام میکنم این هفته سه شنه در شب ولادت حضرت علی اکبر هیئت منتظران خونه ماست
هر کی مایل باشه قدم سر چشم ما بزاره بگه من آدرس بدم تشریف بیارن

MaryaM
Friday 08 July 11, 05:33 PM
احاديث در مورد ظهور مهدي (عــــــــــــج )
http://s3.rimg.info/28a8d50b8b9be3759042f6daaafe0f09.gif
از علي بن ابيطالب ( ع ):
زمان ظهور وقتي است که خلايق , نماز را بميرانند . يعني " توجه دل و خضوع و خشوع را در نماز جايي نباشد " و آن را از روح حقيقي خود تهي و خالي گردانند .
- امانت ضايع کنند .
- دين را به دنيا بفروشند .
- دروغ را حلال بدانند .
- ربا خورند و رشوه دهند .
- احمقان را متولي امور مردم سازند .
- صله ارحام را قطع کنند .
- تابع خواهش هاي نفس شوند .
- خونريزي را سهل انگارند .
- صبر و حلم در ميانشان ضعيف شود .
- پيوسته در مقام انتقام کشيدن باشند .
- سکوتشان نه از راه صبر و تسليم بلکه از سر ضعف و بي قدرتي باشد .
- جور و ستم را افتخار بدانند .
- اومرا فاجر و وزرا سمتکار گردند .
- کساني که کفيل امور مردم هستند به ايشان خيانت کنند .
- قاريان قرآن فاسق باشند .
- شهادت دورغ و تهمت گناه و طغيان رايج گردد .
- به قرآنها زينت داده شوند .
- مساجد منقش و مناره ها بلند شوند .
- ولي از جوهر و اصل دين چيزي بر جاي نماند .
- اشرار , محترم گردند .
- عهد و ميثاق ها بشکنند .
- زنان از حرص و طمع با شوهران خود در تجارت شريک شوند .
- صداي فاسقان گوش فلک را کر کند و در ميان خلايق مشهور و مقبول شوند و سخنان ايشان شنيده و اطاعت شود .
- خائن امين تلقي گردد و لهو و لعب و بازي جاي اعمال صحيح را بگيرد .
- پوست گوسفند بر دل گرگها بپوشانند .

امام صادق نقل کردند که رسول خدا فرمودند :
- زماني براي امت من پيش مي آيد , که باطنشان خبيث و ظاهرشان از راه طمع دنيا خوب و زيباست .
- طاعات و عبادات را براي طمع دنيا مي کنند نه براي اجر و ثوابي که نزد خداست .
- کارهايشان همه رياي محض است که اصلا" خوف الهي با آن مخلوط نيست , در آن عذاب خداوند عالم همه ايشان را فرا مي گيرد و هر قدر که دعا کنند مستجاب نمي شود .

از رسول خدا نقل شده است :
زماني براي امت من پيش مي آيد که چيزي از قرآن باقي نماند مگر رسمي
- و اسلام باقي نماند مگر اسمي که خودشان را مسلمان مي نامند و حال آن که به اسلام دورترين خلايقند .
- مسجد هايشان معمور ميشود و حال آنکه از جهت هدايت خراب است و فقهاي ايشان بدترين فقهاي زير آسمانند .
- فتنه ها از ايشان ( فقها ) سر مي زند و به سوي ايشان باز ميگردد .
- دراين روزگار است که مسلمان حقيقي در ميان خلايق غريب است و بهشت شايسته او .
- مسلمانان در اين روزگار آزار مي بينند همچنان که در آغاز اسلام .

ا ز حضرت رسول خدا ( ع ):
- آن گاه که زنان و مردان به يکديگر شباهت پيدا کنند و مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا مي کنند . شهادت دروغ و تزوير و ريا مقبول افتد .شهادت انسانهاي عادل مردود شود خلايق خون يکديگر بريزند .
- زنا --- و خوردن ربا سهل انگاشته شود و انسانهاي شرور به خاطر ترس از سخنان زشت ايشان مراعات شوند .
- آنگاه که قائم ال ما ظهور کند پشتش را به ديوار کعبه تکيه مي دهد و نخستين سختي که مي گويد خواندن " بقيه الله خيرلکم ان کنتم مومنين " است و آنان که به ايمان مي آورند هر آينه خيرو نفع مي بينند و آنان که وي را منکر مي شوند به غضب خداوند گرفتار مي آيند .

MaryaM
Friday 08 July 11, 05:39 PM
یا اهل العالــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــم !

آرزو نکنید او بیاید ، همه می دانیم روزی خواهد آمد ..

آرزو کنید آن گاه که آمد چشمانتان شرمسار نگاهش نشود...!



http://www.askdin.com/gallery/images/514/1_883504393.gif

ALI.T.A.T.U
Friday 08 July 11, 05:50 PM
http://www.pajoohe.com/attachment/27149.jpg

ALI.T.A.T.U
Friday 08 July 11, 05:50 PM
http://aviny.com/Occasion/Ahlebeit/Bastegan/Masoomeh/Rehlat/87/Masoome_w4.jpg

ALI.T.A.T.U
Friday 08 July 11, 05:50 PM
http://alvahab.persiangig.com/image/Mola_Ali.jpg

ALI.T.A.T.U
Friday 08 July 11, 05:51 PM
http://dle.shiaha.com/images/pni4ff1gxlokc7fjs9gq.gif

T123456
Friday 08 July 11, 06:47 PM
بی برنامه گی داره تو این تاپیک بد جور به چشم میزنه برا همین یه چند تا قانون میزاریم هر کی نظر داره بگه
1- دل نوشته ها در عنوان پست ها با این مطلب مشخص شود یعنی نوشته شود حرف دل یا اورک سوزی
2- شعرها یا متن نوحه ها دقیقا گفته بشه مداح چه کسی هست و اگر شعر باشه شاعرش رو وحتی اگر اطلاع داشتید کتابش رو هم بگید
3- مطالب علمی و پژهشی حتما با ذکر منبع باشه حدالمکان از منابع معتبر استفاده بشه
4- اگر از وب سایت خاصی مطالب رو بر میدارید اعلام منبع کنید حدالمکان از وب سایت های معتبر مهدویت و سایتهای فعال و خوشنام ائمه اطهار استفاده بشه
5- سلسه مباحث رو اگر در چند بخش مینویسید حتما اشاره کنید که کدوم بخش رو مینویسید در صورت امکان لینک پست قسمت قبل رو هم بزارید تا اگر فاصله افتاده باشه راحت بشه پیدا کرد
6- اشعار و نوحه ها سعی کنید تا حد امکان با مناسبت های پیش رو تطابق داشته باشه

این نظرات من برا بهبود وضع تاپیک هست دوستان اگر نظر دارن بدن تا بتونیم بهتر از تاپیک استفاده کنیم
از مدیران هم تقاضا دارم کمک کن تا این تاپیک اعتقادی بتونه موفق باشه

khosroshahiy
Friday 08 July 11, 07:47 PM
سلام مهدين عاشيقلرينه
سلام ترختورچي قارداشلارا باجي لارا

غروب جمعه شد و باد ايستاده بيايی/كه فرش پای تو باشد اگر پياده بيايی

و آب سينه سپر كرده بر عناصر ديگر/كه روی شانه ی خيسش قدم نهاده بيايی

و جمعه هاست جدل می كنند يكسره باهم/ز راه چشم ز دل از كدام جاده بيايی

بخوانمت به همين واژه های الكن و خيسم/ببينمت به همين لحن صاف و ساده بيايی

غروب جمعه شد و كفش هام جفت شدند/دلم تپيد كه شايد اجازه داده بيايی

khosroshahiy
Friday 08 July 11, 07:53 PM
دیگر غروب های جمعه برایم دلگیر نیست!!

شنبه ها را ترجیح می دهم!

شنبه ها که روز از نو روزی از نو......

شروع بازی ساده ی آدم کشی....

شروع هفت روز ترس

هفت روز نحس

هفت روز هر چه هست از این دست.....

شروع تحقیر آدمیت

شروع دیوار کشی بر پنجره ی نیمه باز انتظار

شروع بت پرستی

پشت نقاب مسلمانیت....

آقا نیا...

زمین جای خطر ناکیست!

اگر بیایی شاید دیگر عاشورا

تلخ ترین خاطره ی تاریخ نباشد!


اقا این هفته که گذشت....

جمعه ی بعد منتظرت باشیم!

مــــــــی آیـــــــــــــــــــــــ ی؟؟؟

T123456
Saturday 09 July 11, 08:43 PM
من غنچه تکبير لبهاي حسينم


من يوسف کنعان زيباي حسينم


چون خال سبز هاشمي دارم به صورت


من نکهت شب بوي گلهاي حسينم


دارم به چهره نور سبز فاطميه


من خط و خال روي سيماي حسينم


اي اهل عالم من نواي نينوايم


چون که اذان گوي مصلاي حسينم


در خلق و خلق و منطق و خيبر گشائي


گلواژه دست تولّاي حسينم


چون ذوالفقار حيدري دارم به دستم


در صحنه ميدان علي را ناز شستم


من شير سرخ بيشه هاي کربلايم


من لافتاي حيدر خيبر گشايم


اي اهل عالم من اذان گوي حسينم


چون رفته تا اوج فلک موج صدايم


شمع حيسني را من که من پروانه بودم


خوشگل ترين پروانه از پروانه هايم


من نسخه پيچ اشک درمانگاه عشقم


من مهر هر نسخه در دارالشفايم


جدم علي حلال کل مشکلات است


من هم علي اکبر مشکل گشايم

T123456
Sunday 10 July 11, 08:33 PM
یا حسین ادر کنیشاعر:حاج ولی ا... کلامی زنجانیدیده عا لم حسین تک مرد میدان گور میوببیر بیله ازاده رهبر چشم دوران گورمیوبویردی الله کا ئناته جلوه اون دورت نوریدنافضل ایتدی اولارین قدرین ملکدن حوریدنپنج تن بزمی حسین حسنیله دولدی شوریدنباشدی زهرا اوغلونون کربو بلاسی طوریدنحیف او طوری حضرت موسی بن عمران گورمیبدوره گردم من محبت باغینون سیاحیممعنویت بزمینون پروانه مصباحیمگوز یاشیم لشگلر اورکلر ملکینین فتاحیممدعی چوغ طعنه ورما من حسیم مداحیمبیر گلوم وار که گلدن هیچ گلستان گورمیوبگزسه عیسی گویلری بیر بیر الده گون بیر الده آیکل عالمده تاپا بلمز بیزیم مولایه تایدورسا بیر صفده گوزللر سن حسینی باشدا سایویردی الله سوم شهبا اونی زهرایه پاینه بشر مثلین اونون حوری و غلامان گورمیوبروز محشرکه اولار مردم بهشته مشتریجمع اولار دور حسینه بیر محبت لشگریحوری لر سسلر گلون گیتمز حسین عاشقلری((قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری))مقتدر شاهدا بو شخصیتده سلطان گورمیوبنقل ایدور زینب که عمرنده بابام شیر خدائوز آدیلا سسلنردی اهلبیتن جا به جالیک گوردور قجا حسین قارداشیمی اول با وفااحتراما یا اباعبدالله ایلردی نداآفرینش چرغی بیله ماه تابان گورمیوباولدی ابراهیمه نازل اود یانندا جبرئیلهر سوزون اولسا دیدی خدمتگزارم یا خلیلگیت دیدی کیم پنج تن حقین تانور اولماز ذلیلمنجنیق اوستونده سسلندی حسین جان الدخیلدوندی اود گلزاره جانی صدمه اودان گورمیوببونه سوزدور که بیورموش حضرت خیر الانامقانیمیز بیردی حسین مندندی منده اونلانامگلمسیدی فدیه اسماعیلیدن قالمازدی ناماو دیری قالدی حسین گلسین وجوده والسلامپس حدیث مصطفی کاملدی نقصان گورمیوببو حسین کیمدی که دوشمز پاک دللرن آدیآدینی ذکر ایلدوقجا آغزیمون آرتار دادیقنداقی عرشه گیدوبدی گور مقامی هاردادیباشینون دسمالینی جبریل گویدن آسلادیخلقتندن بیله تزئین عرش رحمان گورمیوبقاره سین سویماز حسین دیوانه سی گر جان چیخاسینیه اله ورار تا دوشلرندن چخاآغلادی شیعه گرک یردن گویه افغان چخاقویما عاشورا غدیر خم کیمی یادان چخامدعی آزاده لردن نقص پیمان گورمیوبوای اگر قول نبی آویزه گوش اولماسونبو حسین عشقی گرک دللرده خاموش اولما سونایلیون همت که عاشورا فراموش اولما سونرو سیه دور ایلده هر کیم سیه پوش اولما سونعشقین اعجازین او بیچاره کما کان گورمیوبآند اولا ویرانه ده زینب دوتان ماتملرهآند اولا دین دوره سینده حصن مستحکملرهآند اولا ارواح طیب سیر ایدن عالملرهقویماروخ بیگانه چپ باخسون قرا پرچملرهعشق دریا سین هله دشمن خروشان گورمیوبای سوزی بیر عمراولان یا لیتنا کنا معکبعد دفنون قبریون اوسته گلر بیر جوت ملکسسلنلر ای حسینون عاشقی دور یاتما تکوحشته دوشمه سنه مولا ئوزی ایلر کمکهیچ حسینچی تپراق آلتیندا رنج و حرمان گورمیوبقلبیمیزدن یا حسین بو عاشقی الله آلماسونتاپشور عباسه عزاداری نظردن سالماسونتذکره گوندر اورکلرده بو حسرت قالماسونکربلا شوقیله مرغ جان نجه پر چالماسونقبریوی چوخداندی بو جمع پریشان گورمیوبهر بلا گلدی یولوندا جانه آلدوخ یا حسینباتدی عاششقلر قانا بیز دالا قالدوخ یا حسینعمر و موز گیچدی نظر یولارا سالدوخ یاحسینسن آنان جانی داخی بسدی قوجالدوخ یا حسینبوحالا دوشمز اوکس که داغ هجران گورمیوبسوز یازوب گیچدیم بو سری واقف مطلب بلرصبح صادقده نلر وار زنده دار شب بلرسوز هجرانی هر عاشق چکسه تاب وتب بلرای دلیم لال اول حسینون قدرینی زینب بیلرغصه لی عمرنده زینب راحت جان گورمیوبمقتله گلدی دیدی دیده مده قان یاش وار یاحسینهار دا سان سس ور منه نه یارو یولداش وار یا حسیندشمنیم کامه چاتوب هرالده بیر باش وار یل حسینبلمزیدیم کربلاده بیر بیله داش وار یا حسینداشلار آلتدا هیچ باجی قارداشین عریان گورمیوبفکر یوی قارداش باجون باشدان بلورسن آتمادیآی گجه باتدی فرات اوسته سیز یلتی باتمادیمن کشیک چکدیم الم عباسه نیلیم چاتمادیهرنه یالواردیم ربابه صبح اولونجایاتمادیهیچ آنامدا بیر بیله شام غریبان گورمیوبوارحسین بیر شایعه سالمیش منی حالدان حالاکوفده دشمن بیزی ممکندی زندانه سالانیلرم نازلی رقیه غملی محبسده قالامنده ئولم قورخودان ئولسه او شیرین دل بالااوچ یاشی واردی هله عمرونده زندان گورمیوبعادی نسوانه ((کلامی)) زینبی ایتمه قیاسبو خانم اسلامی احیا ایتدی بی خوف و هراسیاز ابوالفضلین باجیسی شمره ایتمز التماسباشینی غارت آغارتدی تارومار اولدی اساسدوشدی بیر گردابه که نوح ایله طوفان گورمیوبچاپ نوشهرعلی آقاییاربعین حسینی 85

مهاجر
Sunday 10 July 11, 09:03 PM
السلام عليك يا ابا صا لح المهدي ادركني

hp
Sunday 10 July 11, 11:32 PM
اشعاری در مدح آقا امام زمان علیه السلام"
کی ببینم چهره زیبای دوست؟کی ببویم لعل شکر خای دوست؟
کی درآویزم به دام زلف یار؟ کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟
کی برافشانم به روی دوست جان ؟ کی بگیرم زلف مشک آسای دوست؟
این چنین پیدا زما پنهان چراست؟ طلعت خوب جهان آرای دوست؟
همچو چشم دوست بیمارم ، کجاست؟ شکرزان لعل جان افزای دوست؟
در دل تنگم نمی گنجد جهان خود نگنجد دشمن اندرجای دوست؟
دشمنم گوید که ترک دوست گیر من به رغم دشمنان جویای دوست ؟
چون "عراقی" واله و شیدا شدی دشمن ار دیدی رخ زیبای دوست

"آیت شکوفایی"

فروغ دیده توآیت شکوفایی ست نگاه لطف تو ای گل، بهار زیبایی ست
مگربه خواب گل از گلشنم نصیب آید خیال وصل چه شور آفرین و رویایی ست
تو از تبار کدامین ستاره سحری که چهر مهر مثالت چنین تماشایی ست
پیام عشق تو درمان تلخ کامیهاست کلام ناب تو تفسیری از شکر خایی ست
بیا بیا که طلوعت ، غروب نومیدی ست بیا بیا که حضورت بهشت زیبایی ست
فروغ صبح امیدی حصار بشکن سپیده تو به ظلمت سرای تنهایی ست
بهار عشق نگر در سروده " صائم " که واژه واژه آن گل فروش شیدایی ست
"طبیب غمگسار"
به کجا چنین شتابان، سحرای نسیم جاری گذری به باغ ما کن که دم مسیح داری
به کدام امیدواری در دوستان بکوبم غم خویش با تو گویم که طبیب غمگساری
به خدا اگر بیایی اثر از خزان نماند تو نهایت امیدی تو بدایت بهاری
چه شود که گاهگاهی نظری کنی به حالم که به جان بی قراران همه راحتی، قراری
دل دردمند " دانش " نظر از تو بر نگیرد که میان دوستانش تو یگانه دوستداری
"لهجه باران"
بگذار تا به لهجه باران بخوانمت مانند عشق از دل و از جان بخوانمت
تا کوهها صدای مرا منتشر کنند همراه بادهای پریشان بخوانمت
چشمم سفید گشت و تو از ره نیامدی یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت
بگذار تا به یمن ظهورت، بهار محض بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت آهنگ التهاب سراب است در دلم بگذار تا به لهجه باران بخوانمت

farshid-1990
Monday 11 July 11, 12:05 AM
سخنرانی دکتر رائفی پور درمورد

مهدویت
ارتباط با شیاطین
یهودیت
فراماسونری{ جوامع مخفی }
ایلومیناتی
ابلیس
طی العرض
زمان مقدس برای مسلمانان و مکان مقدس برای اسرائیل
و ...

دانلود


زمان: 43:50دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93060.aspx


زمان: 01:59:28دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93061.aspx


زمان: 55:22دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93062.aspx


زمان: 01:02:27دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93063.aspx

:D اللهم اجعل لوليك الفرج

T123456
Monday 11 July 11, 08:50 PM
شب است و ساقی مجلس به گردش ساغر آورده

که سیمرغ دل مستان رشادی پر در آورده

نمی دانم چه رخ داده که طبع سر کشم امشب

قلم را بار دیگر در مصاف دفتر آورده

گمانم لیلی حسن قدم از قلزم رحمت

برای رحمه للعالمینش گوهر آورده

کمال نهضت خونین عاشوراست شادی کن

که پیک خوش خبر یک مژده از جان پرور آورده

امیر آمده وزیر آمد سفیر آمد که هستی را

ورود این سه تن تاب و توان دیگر آورده

حسین فلک نجات و سید سجاد سکانش

بر این کشتی خدا هم بادبان و لنگر آورده

برو باد صبا بر گو به زهرا دیده ات روشن

که از بهر حسینت ام لیلا یاور آورده

در دیوار یثرب می زند فریاد آزادی

که مصباح الهدی را حق شکوه یاور آورده

T123456
Monday 11 July 11, 08:51 PM
پدر آمد پسر آمد عموی نازنین آمد

به پشتیبانی آنان علی را مظهر آورده

برای سرفرازی بر فراز نیزه دشمن

علی اکبر از بهر سرافرازی سر آورده

قد و بالای او را دید جبریل و بخود گفتا

خدا از بعد پیغمبر مگر پیغمبر آورده

شگفتی آفرین و خوش تماشایی بود رویش

تعالی الله از این نقشی که کلک داور آورده

عروس فاطمه(س) امشب به پاس یاری قرآن

برای سنگر الله اکبر ، اکبر (ع) آورده

جوانان را بشارت ده خدا از نسل پیغمبر

برای جانفشانی بر جوانان رهبر آورده

چه رهبر؟رهبری قاطع چه قاطع؟در عمل فاتح

که از فتحش فلک فتحاً مبینا زیور آورده

قدم در ملک هستی زد علی را مظهر قدرت

چه قدرت قدرت مطلق که حق احیا گر آورده

حسین بن علی(ع) را داده حق فرخنده مولودی

که با میلاد خود تفسیر نص کوثر آورده

بگو تا کربلا آماده سازد سنگر خود را

که بهر یوسف زهرا خدا همسنگر آورده

به تیر و نیزه و شمشیر و خنجر مژدگانی ده

که این زیبا پسر بهر نشانه پیکر آورده

برای سرفرازی بر فراز نیزه دشمن

علی اکبر(ع) از بهر سرافرازی سر آورده
مرحوم ژولیده نیشابوری

T123456
Monday 11 July 11, 09:06 PM
گل لیلا به جمالت صلواتبه جبین وخط وخالت صلواتیا علی اکبر خوش آمدی مولا ۲** ** ** **تو همــــان کتاب حسن احـــمـدیتو همــــــان وجه خدای سرمـدیتـــــو همـــــــــــان آینۀ محــمدیبه جمال بی مثــا لت صلـــــواتبه جبین وخط و خــالت صلواتیا علی اکبر خوش آمــــدی مولا ۲** ** ** **ای ولــــــیّ حق وفـــرزند علــیجدّ ه ات فاطمه جدّ تــــــو علیچــــــهره ات آینـــــۀ لم یزلـــیبه چنین قـــدر وجلالت صلـــواتبه جبین وخط وخالت صـلـــــواتیا علـــی اکبر خــــوش آمدی مولا۲** ** ** **

مهاجر
Monday 11 July 11, 09:32 PM
براي سلامتي آقا اما زمان دعا ميكنيم وبراي فرجش صلوات ميفرستيم

mortozpasha
Tuesday 12 July 11, 12:18 PM
سخنرانی دکتر رائفی پور درمورد

مهدویت
ارتباط با شیاطین
یهودیت
فراماسونری{ جوامع مخفی }
ایلومیناتی
ابلیس
طی العرض
زمان مقدس برای مسلمانان و مکان مقدس برای اسرائیل
و ...

دانلود


زمان: 43:50دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93060.aspx


زمان: 01:59:28دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93061.aspx


زمان: 55:22دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93062.aspx


زمان: 01:02:27دقیقه

http://www.rasekhoon.net/song/download-93063.aspx

:D اللهم اجعل لوليك الفرج

یاشا داداش :x

T123456
Wednesday 13 July 11, 07:28 PM
از این لحظه تا هفته آینده جمعه شب منتظر اشعار شما در وصف حضرت مهدی هستیم

T123456
Wednesday 13 July 11, 07:33 PM
مهدی هارا گلیسن
بیر عده دیور میر زمان دورانا گلسین
غیبتده اوزون ساخلاماسین میدانا گلسین
باطندده هرکاره دی ظاهردده عاشق
ای مدعی بسدور دمه کذبون سانا گلسین
حاشا بو حسین کوفیه مهمان گله گلمز
جر ناموی سلطان زمان هذیانا گلسین
گلدی آتا سی شهروزه مهمان به نه گلدی
سوز ذبح الدوز باشینی اوغلی اوناگلسین

T123456
Wednesday 13 July 11, 07:37 PM
شاما تیده گزدیردوز اونون باشینی نیدهایستیسوزاونون اوغلی شب هجرانا گلسینچوخ ایستدیگی زینبیدی چوللره سالدوزگلسین اورگی ظلم و ستمدن قانا گلسیندوزدوربو حسین ایستمسوکده گله جکدوردینارو زر اوستونده دوشن طوفانا گلسینبیر عده حسینون قانینا تشنه دی گلسهمهدی دینی بر باده ویرن انسانا گلسینوالله چوخی خولیدی چوخی حرمله مثلیگلسین آقامیز حرمله لردن جانا گلسین

T123456
Wednesday 13 July 11, 07:45 PM
بیر عده دیور میر زمان دورانا گلسین
غیبتده اوزون ساخلاماسین میدانا گلسین
باطندده هرکاره دی ظاهردده عاشق
ای مدعی بسدور دمه کذبون سانا گلسین
حاشا بو حسین کوفیه مهمان گله گلمز
جر ناموی سلطان زمان هذیانا گلسین
گلدی آتا سی شهروزه مهمان به نه گلدی
سوز ذبح الدوز باشینی اوغلی اوناگلسین
شاما تیده گزدیردوز اونون باشینی نیده
ایستیسوزاونون اوغلی شب هجرانا گلسین
چوخ ایستدیگی زینبیدی چوللره سالدوز
گلسین اورگی ظلم و ستمدن قانا گلسین
دوزدوربو حسین ایستمسوکده گله جکدور
دینارو زر اوستونده دوشن طوفانا گلسین
بیر عده حسینون قانینا تشنه دی گلسه
مهدی دینی بر باده ویرن انسانا گلسین
والله چوخی خولیدی چوخی حرمله مثلی
گلسین آقامیز حرمله لردن جانا گلسین
آگهدی هامی حرمله یاندیردی جهانی
سعی ایت آقامیز نار دل سوزانا گلسین
بیچاره ربابون گلی جان ویردی عطشدن
چوخ یلدی شش ماهه سی بلکه جاناگلسین
عطشان بالانی گتدی حسین بلکه سوآلسون
گورکتدی باخیب کوفلیلر وجدانا گلسین
سعد اوغلی گوریب آنیده شدادی چاغیردی
سسلندی بو جیرانی ورون جولانا گلسین
اوچ شعبه لی اوخ چیخدی چکیلجک چله سیندن
قان توکدی او میدانه گورن افغانا گلسین
اول صحنه نی معناده گوریب عصرین امامی
حاشا گله گلسین تلیه زندانا گلسین
اعلانداکی اعلاندی او مهدی گنه آغلار
شش ماهیه رحم ایلمین پیکانا گلسین
دعوت الیب کوفلیلر ساتدی حسینی
مهدی هامی جاناردا گزن شیطانا گلسین
هر کیم نه دیور دلده یالاناندی یالانان
نرگس گولی ظاهرده قالان قرآنا گلسین
بیداد،هارای مهدی زهرا هارا گلسین
انصافه گلک بلکه آقا ایرانا گلسین
ظاهرده مسلمان چوخی باطنده بتردور
مهدی هارا گلسین اینه گلسین آنا گلسین
دنیا مالی اوستونده بشر قان الیورسن
گلمز دیوسن دردسره حرمانا گلسین
قارون اولاسان گیتملیسن کیمدی قالانار
آخر اویانون خواب جهالت سونا گلسین
سن کی دیوسن حیدری ام شاهیم علیدور
یوخچولاری دعوت الدون احسانا گلسین
ال دوتماق علیدندی بوگفتاری بیلورسن
اوغلی او فلاکتده قالان طفلانا گلسین
نه خمس ویرورسن نه ذکاتونده خبروار
مهدی دینین اوستونده دوشن طغیاناگلسین
سن فکرایدوسن پرده غیبتده دی گورمور
اللرده میه میکدیه عصیانا گلسین
ای دل سنه فانیدی بو دنیانی یاپیشما
عصیاناری کم وزن الیک میزانا گلسین
فرش ایلیگون یولاری هریرگوزل اولسون
مهدی بیزیم ایراندا اولان کنعانا گلسین
یامهدی اوزون لطف اله هانی سنی گورسون
ذهنینده گوزل مثنوی لر جریانا گلسین
التماس دعا : هانی اردبیلی

T123456
Wednesday 13 July 11, 08:03 PM
عشق الیندن یاندی جانیم یا علی سندن مدد من فقیرم،بینوایم،یا علی سندن مدد
سن منه لطف و کرمدن دردیمه بیر چاره قیل شاه سنسن، من گدایم،یا علی سندن مدد
حق تعالی ئوز نوروندان چون یاراتدی شاهینی قدرت سر خداسان ، یا علی سندن مدد
هم خدیجه فاطمه خیر النسا بنت النبی معدن در حقیقت یا علی سندن مدد
بندة خلق حسن اولدوم ازلدن تا ابد نور چشم مصطفی سان یا علی سندن مدد
هر رجب آییندا گؤردوم نئچه معجز گؤسترر شاه حسینین صندقیندن یا علی سندن مدد
جمله اولادینی سندن ظهور اولدی امام آدی زین العابدین دور یا علی سندن مدد
باقر و صادق یولوندا اوینادارام باشیمی موسی کاظم عنایت یا علی سندن مدد
بیر طواف مرقد شاه خراسان ایله کی یئتمیش ایکی حج اکبر یا علی سندن مدد
اول امام عسگری یعنی حسین بن علی قره العین نبی سن یا علی سندن مدد
هم تقی با نقی دور وارث دین نبی دولت آل عباسان یا علی سندن مدد
یا محمد مهدی صاحب زمان ایله ظهور عالمی کفار دوتدی یا علی سندن مدد
زاهیدین زهدینه یاندیم آتشی هجراندا من صاف اولدوق کانه یئتدیک یا علی سندن مدد
احمد مختار سنسن ساقی کوثر علی یئددی کشور سروریسن یا علی سندن مدد
ای نسیمی دل شکسته حقدن ایسترسن نجات جرعةتوحید میندن یا علی سندن مدد

T123456
Wednesday 13 July 11, 08:06 PM
هارداسان
جانیمی یاندیردی شوقون ای نگاریم هارداسان


گؤزلریم نوری ایکی عالمده یاریم هارداسان

باغریمی قان ایلدی آجی فراقون گل ایرش


ای لبون وصلی شراب خوشگواریم هارداسان

فرقتون دردی منی گؤر کی نه مجروح ایله دی


ای گؤزی نرگس حبیب گولعذاریم هارداسان

صبری یغمالدی شوقون قراریم قالمادی


ای منیم آرام صبریم بی قراریم هارداسان

ایله دی عشقون منی قلخان ملک تیرینه


ای گؤزی قاشی بیلیک لی شهریاریم هارداسان

تا اوزون شوقوندان ایراغ اولموشام پروانه تک


یانیرام لیل و نهار ای نور و ناریم هارداسان

قاتی موشتاق اولموشام زلف و غذارین بویونا


ای اوزی گلشن ساچی مشک تاتاریم هارداسان

سندن آیری کونلومه یوخدور وفالی یار دوست


ای جفاسیز حسن کامل یار غاریم هارداسان

هجرون اوخی دلدی بو شوقونده یانان باغریمی


صورت و معنیده ای چابک سواریم هارداسان

بادایلن گؤندر ساچین بویین منه هر صبحدم


ای کی یاندیم گئچدی حددن انتظاریم هارداسان

یار اوچون هر گوشه ده مین دیو اولور دشمن منه


ای سواد اعظم و محکم حصاریم هارداسان

عاشیقین جنات عدنی چون جمالون وصلیدیر


ای شراب کوثریم گئتمز خماریم هارداسان

چون نسیمی دور بوگون ایام عشقین خسروی


ای شکر لب یار شیرین روزگاریم هارداسان

عمادالدین نسیمی

T123456
Wednesday 13 July 11, 09:31 PM
... آقا جان

گل فاطمه - یوسف زهرا
یااباصالح - مددی مولا

□□□آناوا گوره - آقالیق ایله
گوزوندن سالما - قاپوندان قوما
□□□
باشیمدا عشقون - دلیمده نقشون
گوزوم یولوندا - هارداسان آقا
□□□
نقدری دلده - صبر وتحمل
گل قالمیوبدی - اورکده یارا
□□□
امیدیم سن سن - پناهیم سن سن
من دردمندم - سن مشکل گشا
□□□
اورگیمده وار - حسرت دیدار
قربانین اولوم - ایسته کربلا
□□□
"غلامرضانین" - یاپوش الیندن
کرمدن آقا - یخلسون قویما

شعر از : کربلایی غلامرضا جعفری پور

T123456
Wednesday 13 July 11, 09:35 PM
احسان نصری نژاد (http://313yaar.persianblog.ir/post/637/)

اذان جمکران شوری به پا کرددلم را از غم عالم جدا کردصبا را گشته بودم محرم رازمرا با رمز غیبت اشنا کردبخوان در دل تمنای فرج رابگو شاید نگاهی هم به ما کردچو یعقوب از غم یوسف بنالیدبه بوی جامه اش او را شفا کردنباشد گل به بستان در زمستانگل نرگس به هر باغی وفا کردببینیم در جهان عدل علی رااگر امد حکومت را به پا کرداگر ابری بییاید روی خورشیدمشو نومید وباید بس دعا کردخدا یا عمر من را طاقتی بخشکه بینم غیبت کبری رها کرد

T123456
Wednesday 13 July 11, 09:39 PM
اروجعلی شهودی (http://313yaar.persianblog.ir/post/638/)

آی آچان قلبیلری دوم دورو آیدین حوزونو
کایناتین گوزو حسرتده دی گورسون یوزونو

آی گوزه ل لیه گویونون گورمه لی گویچه گونشی
نه قه ده ر گیزله ده جه سن بولودآلتدا ازونو

یاشاییش چوللری تاپسین ینی ده ن بلکه اوزون
بیرباخیم بو قوزئیین اوسته دولاندیر گوزونو

گل گیننان گورنئجه قوربان که سه جه لر یولونا
ساریبانلار دوه نی یالخی چوبانلار قوزونو

هارداسان هاردا آقا هاردا مکان ایله میسن
قولاق آسدیم هارا گوردوم دانیشیرلار سوزونو

بونه اوددورکی آلیشدیقجا آتیر جان یانانی
قاریاغیشدان قورویورگوزکوره سینده کوزونو

بو داغیلمیش اوره ییم سنده ن اوتور بیر تیکه دیر
قادان آللام بودور اول قیسسا سوزونده اوزونو

یا قوناق گل منی بیر یول یتیر ان ایسته ییمه
یا چاغیرکونلومی قوی بیر کره دادسین دوزونو

گوز یاشیملا سولارام آتدیم آتان یوللارینی
کیرپیگیمله سیله ره م گول اتیینده ن توزونو

T123456
Wednesday 13 July 11, 09:40 PM
مریم توفیقی (http://313yaar.persianblog.ir/post/616/)
مست می وصالم آقا بده جوابی
جانم فدای نامت دیگر نمانده تابی
آقای خوب قلبم اینجا دلی شکسته
اینجا دلی اسیر است از شرم و از خرابی
آقا نشانی ات را مرغ دلم نداند
این مرغک گنهکار دنبال دان و آبی
هر دم صدای قلبم آهسته می شود تو
اما هنوز غایب دریایی و سرابی
محو نگاه جانت گشته است چشم جانم
دیدار تو به رویا آری شبیه خوابی
این کوچه و خیابان بی تو صفا ندارد
همچون تمام دریا در موجی از حبابی
ای حاجت رمیده اشفع لنا بخوان تو
در ابتدای نامش دانم که مستجابی

T123456
Wednesday 13 July 11, 09:41 PM
حجت الله بخشوده (http://313yaar.persianblog.ir/post/608/)
این کیست که میآید و جز او مددی نیست؟
خورشید در آیینه چشمش عددی نیست
صبحی است که آغشته به آغوش نسیم است
بحریست که در پهنه آن جزر و مدی نیست
من ماندهام و نای پر از شور و هیاهو
زخمی بزن این حنجره را باربدی نیست
من گم شدهام، گم شدهام، سبزترینم!
ای خضر کجایی که شبم را بلدی نیست
آرامش مردابیام ای ماه بهم ریز!
شب آمد و در ساحل من جزر و مدی نیست
رفت از دل من مژده سبزینگی باغ
این کیست که میآید و جز او مددی نیست؟

T123456
Wednesday 13 July 11, 09:42 PM
سودابه مهیجی (http://313yaar.persianblog.ir/post/602/)

خسته شدم بسکه نگاهت رو با / تسبیح بی بی استخاره کردم

بسکه لب غصه ی حوض مغرب / بغضامو هر شب پاره پاره کردم



بابا میگه کوچه ی بن بست ما / از عشق تو یه عالمه شهید داد

یه شب تو خواب خادمای مسجد / یه خانومی ظهورتو نوید داد



من که دیگه هیچی نموند از دلم / بسکه امیدام همه ناامید شد

هی کوچه ها رو اب و جارو زدیم/ هی چش طاق نصرتا سفید شد...

T123456
Wednesday 13 July 11, 09:43 PM
یاسر رحمانی (http://313yaar.persianblog.ir/post/595/)
بشارت باد بر یاران که بوی یار می آیدمسیح ال پیغمبر سلیمان وارمی آیدخماری از سر مستان آتش نوش بیرون شدکه ساقی با صبویی پر بر خمار می آیدمدار گردش عالم بود از چرخش چشمشهمه کون و مکان را نقطه پرگار می آیدوجاءالحق به بازویش-کمان طاق دو ابرویشجلالت کن تماشاحیدر کرار می آیدسرآمد شام دربندی،حدیث آرزومندیطبیب دردهای این تن تبدار می آیدسلاح خویش برگیرید ای یاران ثارللهکه طی شدلیتناکنا ز ره سردار می آیدبرون از کنج عزلت شو الاای زاهد عامیرها کن چله هایت راکه خوش اسرار می آیدبشارت بادیازهراکه ایام غمت سر شدنویدانتقام سیلی اغیار می آیددم این المفر گیرید ای طاغوت مسلکهاکه فریاد اناالمهدی زکوی یار می آیدالاای منتظر دیگر غمت از سینه بیرون کنکنون آغوش خود بگشای چون غمخوار می آید

farshid-1990
Wednesday 13 July 11, 09:46 PM
واقعا چه تاپیک به درد نخوری
شما ظهور رو تو 2 تا شعر ییا .. میدنید
بابا مفهوم بزرگتر از ظهور نداریم
زمینه سازی ظهور هم شعر و شاعری و دستمال کشیدن نیست
شرایط ظهور آماده کردن و شروع از خود میخواد و اینکه قوم یهود چه کاری برای ظهور موسی امام زمان عصر خودش کرد ما نیز اون کار رو بکنیم
امام مثل پیامبر نمیاد دنبال آدم که
ما باید بیفتیم دنبال امام نه با چند جمله نه با با چند بیت :|

farshid-1990
Wednesday 13 July 11, 09:49 PM
راه کارمون هم میتونه در جهت سلامت سازی سهند باشه
ما اول که اومدیم لیگ برتر خیلی فرهنگ خوبی داشتیم ولی رفته رفته فرهنگ کثیف ایرانی مبتنی بر فحش و ... بر ما هم حاکم شد
تو خودتو بذار جای امام زمان
یکی فحش میده یکی بغل دستیش رو کرده پله ترقی خودش اون یکی دغل بازه برای چی بیاد
ما همین برگردیم به اصالت آذربایجانیمون کار بزرگی کردیم

TTTTG
Wednesday 13 July 11, 10:11 PM
یاشاسین بوتون بو تاپیکی یازانلار , هاممیز ساغ اولون , اوزوز , دیلیز , کیملیغیز و ایمانیز - ایناندیغیز , یاشاسین آزربایجان , یاشاسین آزربایجانلی

T123456
Wednesday 13 July 11, 10:19 PM
واقعا چه تاپیک به درد نخوری
شما ظهور رو تو 2 تا شعر ییا .. میدنید
بابا مفهوم بزرگتر از ظهور نداریم
زمینه سازی ظهور هم شعر و شاعری و دستمال کشیدن نیست
شرایط ظهور آماده کردن و شروع از خود میخواد و اینکه قوم یهود چه کاری برای ظهور موسی امام زمان عصر خودش کرد ما نیز اون کار رو بکنیم
امام مثل پیامبر نمیاد دنبال آدم که
ما باید بیفتیم دنبال امام نه با چند جمله نه با با چند بیت :|
من تو این بیست هفت هشت سالی که از خدا عمر گرفتم تا یادم میاد پای منبر بزرگا نشستم و گوش دادم
تو دوتا مسئله فکر میکنم همه تاریخ چاپ شده رو خوندم یکیش جنگ قره باغ بوده یکیش هم قیام عاشوراست
این چند سال آخر هم که با بنیاد نیمه شعبان دارم همکاری میکنم و تو جلسات شرکت میکنم فکر میکنم به اندازه معمولی که بتونم حداقل با شما بحث مهدویت بکنم
نه برادر من مهدویت بزرگترین مفهوم نیست
بزرگترین مفهوم من و توییم که باید آدم بشیم
من و تو باید آدم بشیم وقتی امام اومد کنارت بهت سلام داد بشنوی
کجای کتابهای مهدویت نوشتن بیفتید دنبال امام؟
یه مدرک ارائه کن ما هم ببینیم
ولی من کلی مدرک دارم که امام خودش فرموده اگر درست و صادق باشید خودم میام دنبالتون
اگر نمیدونید بپرسید برید تحقیق کنید
خودتون فتوی صادر نکنید لطفا
من اینجا شعر نوشتم تا شایبد از راه احساس بتونم اول با بچه ها ارتباط برقرار کنم بعد وارد بحث بشم
حتی اگر توجه کنید من اینجا نوحه های سطح بالا هم ننوشتم بیشتر شعر ها در سطح عامیانست
اینجا سایت ورزشیه
برای ارتباط برقرار کردن باید راهش رو رفت

T123456
Wednesday 13 July 11, 10:27 PM
راه کارمون هم میتونه در جهت سلامت سازی سهند باشه
ما اول که اومدیم لیگ برتر خیلی فرهنگ خوبی داشتیم ولی رفته رفته فرهنگ کثیف ایرانی مبتنی بر فحش و ... بر ما هم حاکم شد
تو خودتو بذار جای امام زمان
یکی فحش میده یکی بغل دستیش رو کرده پله ترقی خودش اون یکی دغل بازه برای چی بیاد
ما همین برگردیم به اصالت آذربایجانیمون کار بزرگی کردیم
آقای محترم
من و شما در حدی نیستیم خودمون رو بزاریم جای امام زمان
اگر امام زمان اونیه که ما میشناسیم یعنی همونی که تو زیارت جامع هست که احسان عادت این قوم احسان و بخشش هست پس میاد
وقتی بهش فحش بدن شمشیر نمیکشه منطقی باهات میشینه حرف میزنه بهت تبسم میکنه
اگر شمشیر بکشی دفاع میکنه
اگر جرم بکنی حد به اندازه میزنه
مثل پدرش با یه یهودی توی دادگاه میشینه تا قاضی براش حکم کنه
این رااه امام زمانه البته این رو به صورت عامیانه گفتم
فارس نژاد پرست است؟
فارس کثیف است؟
فارس بد است؟
این ها مگر همان نژاد پرستی نیست؟
شما نمیدونم سنت چقدره
ولی من با بزرگانی که شما امروز دارید راهشون رو میخواید برید اما دارید اشتباه میرید رو دیدم اونا نمیگفتن فارسها بدن کثیفن
اونا میگفتن فلانی بده فلانی کثیفه
شما قبلا داشتید درباره امام زمان بحث میکردید
اگه اینجوریه پس امام هم عربه پس باید بگه اینا فرزندای بابک هستن که جلوی عربها وایستاد
پس بیاد با ما جنگ کنه
یه اندیشمند گفته ساختن دنیای خوب از خود آدم شروع میشه نه از جای دیگه
شما خودتو اصلاح کن
بقیه درست میشن

T123456
Wednesday 13 July 11, 10:58 PM
دوستان اگر مایل باشن میتونیم سلسله مباحث مهدویت رو شروع کنیم مباحثی مثل ادیان و فرق نوظهور
وهابیت - دجال- سینمای غرب و آخر الزمان-آرماگدون-واژه های آخر الزمانی-نشانه های ظهور و.......
هزاران مطلب دیگه

این تصمیم رو میزارم به اختیار استارتر تاپیک مدیر محترم
هر چی ایشون بگن

farshid-1990
Wednesday 13 July 11, 11:17 PM
من تو این بیست هفت هشت سالی که از خدا عمر گرفتم تا یادم میاد پای منبر بزرگا نشستم و گوش دادم
تو دوتا مسئله فکر میکنم همه تاریخ چاپ شده رو خوندم یکیش جنگ قره باغ بوده یکیش هم قیام عاشوراست
این چند سال آخر هم که با بنیاد نیمه شعبان دارم همکاری میکنم و تو جلسات شرکت میکنم فکر میکنم به اندازه معمولی که بتونم حداقل با شما بحث مهدویت بکنم
نه برادر من مهدویت بزرگترین مفهوم نیست
بزرگترین مفهوم من و توییم که باید آدم بشیم
من و تو باید آدم بشیم وقتی امام اومد کنارت بهت سلام داد بشنوی
کجای کتابهای مهدویت نوشتن بیفتید دنبال امام؟
یه مدرک ارائه کن ما هم ببینیم
ولی من کلی مدرک دارم که امام خودش فرموده اگر درست و صادق باشید خودم میام دنبالتون
اگر نمیدونید بپرسید برید تحقیق کنید
خودتون فتوی صادر نکنید لطفا
من اینجا شعر نوشتم تا شایبد از راه احساس بتونم اول با بچه ها ارتباط برقرار کنم بعد وارد بحث بشم
حتی اگر توجه کنید من اینجا نوحه های سطح بالا هم ننوشتم بیشتر شعر ها در سطح عامیانست
اینجا سایت ورزشیه
برای ارتباط برقرار کردن باید راهش رو رفت

آهان بحث جدی شد
جواب من رو بده ببینم چرا حضرت علی 20 سال تو خونش نشست و اون گور به گوری عثمان و ابوبکر و بند و بساط های سنی به مسند خلافت رسیده بودند ؟
جوابش اینه که امام مسخره مردم نیست که بیاد و مردم پسش بزنند
ولی وقتی بعد از چندین سال امام علی رو مردم دریافتند وقتی رفتن پیشش با روی باز استقبال کرد
میگفت وقتی مردم با اون شدت ریختند تو خونه علی حسن و حسین کم مونده بود زیر پای مردم له بشن

البته من خودم اطلاعاتم خیلی کمه در مورد تاریخ شیعه یا حتی مباحث مهدوی
ولی اینو میدونم امام رو دعوت کنی میاد ولی اگر پسش بزنی تا نسل ها بعد خدا مورد عذاب قرار میده
مثل حسین که مردم نامه نوشتند خواستنش ولی تو کربلا اون بلا رو سرش آوردند

من الان حرفم اینه اول باید بستر ظهور رو فراهم کنیم بعد بیایم مدعی بشیم که خدا چرا منجی ما رو نمیده
من اهل شعر نیستم ولی این شعر رو میذارم حال کنی

نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست

دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی

هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست


نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع

که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند

قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه

کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست


نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش

که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست



نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها

به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست


نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه

که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست


نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟

نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق

دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست



نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست

ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا

کسی برای شهادت به کربلای تو نیست


نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما

هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا

برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست

farshid-1990
Wednesday 13 July 11, 11:24 PM
آقای محترم
من و شما در حدی نیستیم خودمون رو بزاریم جای امام زمان
اگر امام زمان اونیه که ما میشناسیم یعنی همونی که تو زیارت جامع هست که احسان عادت این قوم احسان و بخشش هست پس میاد
وقتی بهش فحش بدن شمشیر نمیکشه منطقی باهات میشینه حرف میزنه بهت تبسم میکنه
اگر شمشیر بکشی دفاع میکنه
اگر جرم بکنی حد به اندازه میزنه
مثل پدرش با یه یهودی توی دادگاه میشینه تا قاضی براش حکم کنه
این رااه امام زمانه البته این رو به صورت عامیانه گفتم
فارس نژاد پرست است؟
فارس کثیف است؟
فارس بد است؟
این ها مگر همان نژاد پرستی نیست؟
شما نمیدونم سنت چقدره
ولی من با بزرگانی که شما امروز دارید راهشون رو میخواید برید اما دارید اشتباه میرید رو دیدم اونا نمیگفتن فارسها بدن کثیفن
اونا میگفتن فلانی بده فلانی کثیفه
شما قبلا داشتید درباره امام زمان بحث میکردید
اگه اینجوریه پس امام هم عربه پس باید بگه اینا فرزندای بابک هستن که جلوی عربها وایستاد
پس بیاد با ما جنگ کنه
یه اندیشمند گفته ساختن دنیای خوب از خود آدم شروع میشه نه از جای دیگه
شما خودتو اصلاح کن
بقیه درست میشن

بیا برای خودت میبری میدوزی
اولا من حرفی از فارس نیاوردم
دوما یک واقعیته نمی دونم استادیوم رفتی یا نه
از tv فوتبال نگاه میکنی یانه !
به جز فحش و بد بی راه چی گیرت میاد ؟
گفتن واقیعت که نژاد پرستی نمیشه
تازه کسی که نژاد پرست باشه از خودش اشکال نمیگیره که دکتر
من گفتم فرهنگ خودمون هم خراب شده ؟

در مورد ظهور امام زمان اولا من فتوا صادر نکردم ؟!
زیارت عاشورا خوندی ؟
برای ظهور منجی میدونی باید جامعه مزتر باشه و
آیا جامعه ما همچین حالتی داره ؟

T123456
Wednesday 13 July 11, 11:26 PM
من چون سوال رو اولش دیدم ولی الن نمیبینم یه قسمتیش رو جواب بدم
البته بحث این دوره و اون دوره یکی نیست
امام حسین بحثش با حضرت علی فرق داره
امام حسین برای امر به معروف میرفت نه برای حکومت
اینکه میگید امام دعوت شد
امام برای حکومت نمیرفت میرفت که به اون مردم درس دینداری بده و بهشون درس انسانیت بده
امام سر تعظیم خم نکرد چون کسی که در برابرش بود دایه دین خواهی نداشت فسق و فجور علنی داشتشما شک نکن اگه عمر جلوی امام حسین بود چه بسا قضیه فرق میکرد
ااین بحث رو به یاد داشته باشید چون بعد از اه رمضان در این باب و ازوج از مکه تا عاشورا مطالبی رو به روایت مقاتل خواهم نوشت تا قضیه مقداری تفهیم بشه
اما حضرت علی
حضرت علی سکوت نکرد کی میگه سکوت کرد؟
حضرت علی با ابوبکر بیعت کرد و فرمود من بیعت میکنم خار در چشم و استخوان در گلو
امام به خاطر اسلام نو پا سکوت کرد .خود امام علی همینجوری که همه جا نوشتند همیشه در کنار 2 خلیفه اول و دوم بود اشکالاتشون رو میگرفت حتی عمر بارها گفته و در منابع اهل سنت هم هست که گفته اگر علی نبود عمر مرده بود یعنی این رو میرسونه که امام کنار نکشید فقط خواست وحدت حفظ بشه
در زمان انتخاب خلیفه سوم از امام خواسته شد به روش 2 خلیفه اول عمل بکنه و خلیفه بشه امام قبول نکرد و راه پیامبر رو گفت انجام میده
زمان خلیفه سوم وقتی او رو محاصره کنن امام و یارانش بودن که محاصره رو شکستند و برای محاصره شده ها غذا بردن چرا؟
چون نمیخواستن خلیفه کشی رواج پیدا کنه
امام حتی خلافت رو وقتی مردم به خانه امام آمدن هم نمیخواست قبول کنه ولی این حکم الهی بود باید میپذیرفت
فکر میکنم جوابتون رو داده باشم
اگه سوالاتتون رو کوتاه و واضح نه کلی بپرسین ممنون میشم

T123456
Wednesday 13 July 11, 11:36 PM
بیا برای خودت میبری میدوزی
اولا من حرفی از فارس نیاوردم
دوما یک واقعیته نمی دونم استادیوم رفتی یا نه
از tv فوتبال نگاه میکنی یانه !
به جز فحش و بد بی راه چی گیرت میاد ؟
گفتن واقیعت که نژاد پرستی نمیشه
تازه کسی که نژاد پرست باشه از خودش اشکال نمیگیره که دکتر
من گفتم فرهنگ خودمون هم خراب شده ؟

در مورد ظهور امام زمان اولا من فتوا صادر نکردم ؟!
زیارت عاشورا خوندی ؟
برای ظهور منجی میدونی باید جامعه مزتر باشه و
آیا جامعه ما همچین حالتی داره ؟
شما پست قبلی تو بخون
گفتید ما با فرهنگ بودیم فرهنگ فارس های کثیف به ما سرایت کرد(یه چیزی شبیه این)
همه فارسها کثیفن یا اوناییکه میرن استادیوم؟
مگه شما دیدید همه فحش میدن که میگید همه بدن؟
شما که تا الان از خودت اشکال نگرفتی شما میگید کمال همنشین در من اثر کرد
فرهنگ ما هم خراب نشده ما با 90 دقیقه استادیوم حکم جامعه بد رو نمیدیم
در ضمن من دکتر نیستم فوق دیپلم دارم
من زیارت نامه خوندم تفسیرش رو هم خوندم
بله باید جامعه مزتر باشه درست
جامعه یعنی من شما خوانواده هامون
تلویزیون نمون مدارسمون دانشگاهمون
من اگر درست بشم بعدش خونوادم رو درست اصلاح کنم این میشه جامعه خوب و منتظر آقا
من برا همین میگم خودمون رو اصلاح بکنیم دنیا اصلاح میشه
یه چیز یادم رفت
تا یادم میاد تو تبریز بازی شهرداری و تراکتور رو تو ورزشگاه دیدم نه خونه البته شهرداری رو همیشه نه ولی تو لیگ چرا

mahdi-TTTT
Thursday 14 July 11, 10:25 AM
انالله و انا اله راجعون
با خبر شدیم پیر غلام دربار اباعبداله حسین(ع) ( حاج حمید طهباز نیا ) بسوی معشوق خود پر گشوده و رهسپار دیار
باقی شده است کسی که قریب به 6 دهه با نوای گرمش صفا بخش محافل حسینی بود و بانوحه های ازلی-ابدی
خویش ما به عزای مولا و سرور مظلوم مان جهان می نشاند .امید است که در جهان باقی با سرور آزادگان جهان
محشور گردد و برای خانواده محترم ایشان صبر جزیل از بارگاه حضرت حق خواستاریم.

برای شادی روح مداح با صفای اهل بیت عصمت و طهارت حمد و سوره ای قرائت می کنیم.

خبر دار ای عزاداران شهر تبریز***سیه پوشان و عاشقان شهر تبریز

(حمید)آن نوحه خوان مکتب عشق***جدا شد از عاشقان شهر تبریز

farshid-1990
Thursday 14 July 11, 11:23 AM
شما پست قبلی تو بخون
گفتید ما با فرهنگ بودیم فرهنگ فارس های کثیف به ما سرایت کرد(یه چیزی شبیه این)
همه فارسها کثیفن یا اوناییکه میرن استادیوم؟
مگه شما دیدید همه فحش میدن که میگید همه بدن؟
شما که تا الان از خودت اشکال نگرفتی شما میگید کمال همنشین در من اثر کرد
فرهنگ ما هم خراب نشده ما با 90 دقیقه استادیوم حکم جامعه بد رو نمیدیم
در ضمن من دکتر نیستم فوق دیپلم دارم
من زیارت نامه خوندم تفسیرش رو هم خوندم
بله باید جامعه مزتر باشه درست
جامعه یعنی من شما خوانواده هامون
تلویزیون نمون مدارسمون دانشگاهمون
من اگر درست بشم بعدش خونوادم رو درست اصلاح کنم این میشه جامعه خوب و منتظر آقا
من برا همین میگم خودمون رو اصلاح بکنیم دنیا اصلاح میشه
یه چیز یادم رفت
تا یادم میاد تو تبریز بازی شهرداری و تراکتور رو تو ورزشگاه دیدم نه خونه البته شهرداری رو همیشه نه ولی تو لیگ چرا

با این شرایط جامعه به نظرم آماده سازی شرایط یه چیزی تو مایه های محاله
از خودم میگم
ترگ دروغ و ... برای خود من سخته و قبول دارم که نمی تونم به این راحتی خودم رو اصلاح کنم و فکر می کنم بیشتر جامعه هم مثل من هستند

T123456
Thursday 14 July 11, 05:33 PM
من فکر میکنم شما هرگز اقدام برای اصلاح خودتون نکردید
شما شروع کنید بقیش با خدا

T123456
Thursday 14 July 11, 05:35 PM
انالله و انا اله راجعون
با خبر شدیم پیر غلام دربار اباعبداله حسین(ع) ( حاج حمید طهباز نیا ) بسوی معشوق خود پر گشوده و رهسپار دیار
باقی شده است کسی که قریب به 6 دهه با نوای گرمش صفا بخش محافل حسینی بود و بانوحه های ازلی-ابدی
خویش ما به عزای مولا و سرور مظلوم مان جهان می نشاند .امید است که در جهان باقی با سرور آزادگان جهان
محشور گردد و برای خانواده محترم ایشان صبر جزیل از بارگاه حضرت حق خواستاریم.

برای شادی روح مداح با صفای اهل بیت عصمت و طهارت حمد و سوره ای قرائت می کنیم.

خبر دار ای عزاداران شهر تبریز***سیه پوشان و عاشقان شهر تبریز

(حمید)آن نوحه خوان مکتب عشق***جدا شد از عاشقان شهر تبریز



من هم به نوبه خودم تسلیت میگم

حاج حمید طهباز نیا سلام ما را به دربان همیشگی حضرت امام حسین حبیب ابن مظاهر برسان

T123456
Thursday 14 July 11, 05:35 PM
من از یکشنبه مباحث مهدویت رو با نشانه های ظهور آغاز خواهم کرد
دوستان لطفا مشارکت بکنید

T123456
Thursday 14 July 11, 05:46 PM
دۇر ای دعــوالــهر اســــلانـێ
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
آخــان سـۇ تـک قێزێـل قانـــێ
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
دیلیم تۇتمـۇر دییــهم قــارداش
دۇر ای آرخام ائلیم قارداش
سێنێب سنسیز بئلیم قارداش
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
کسیب دۆشمهن یوْلۇن آخهر
سالۇب ساق-وْ-سوْلۇن آخهر
آخێب قانـۇن گئـدیب جانــۇن
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
علمداریـــم زبـــون اوْلـــدۇ
قتیل-ی-قوْم-ی-دون اوْلدۇ
علم تـک سرنگــون اوْلــدۇ
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
اوْغۇل یوْخ دردیمی بـۆلسـۆن
منــه یـار-وْ-مـوْعیـن اوْلسۇن
اوْغۇلسێز قارداشۇن اؤلسۆن
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
تۆکـهندی طاقهتیم سنسیز
بۆکۆلدۆ قامهتیم سنسیز
قان آغلار عیترهتیم سنسیز
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
اؤزین مــقـصودیــوه یئتــدیـن
بئله احبابـی تـــرک ائتـدیــن
منی یالقۇز قـوْیـۇب گئتـدیـن
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
ایـا مــاه-ی-بنــی هاشیــــم
منیم ایستهکلی قارداشێم
دؤنــۆب آلقــانـا گــؤزیـاشێـم
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
دئسهم گؤرمهز گؤزۆم قارداش
یقین دۆزدیر سؤزۆم قارداش
سنـه قـۇربــان اؤزۆم قــارداش
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
اؤزۆن گئتدین خـلاص اوْلـدۇن
دوْلــۇ پئیـمانه تک دوْلــدۇن
گۆلۆستانێـم نه تئز سوْلـدۇن
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
سنی کیم غرق ائدیب قـانه
سالێب بۇ قانلــێ مئیدانــه
یــانـار بــــۇ حــالــه بیــگـانـه
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
بــۇ غـۆربـهتـده وحیـد اوْلدۇم
کؤمهکـدهن نا اۇمـۇد اوْلدۇم
سن اؤلدۆن من شهید اوْلدۇم
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــ
قـالـێــب صــرافی-بیـچــاره
مـحیـــط-ی-غـمــــده آواره
اؤزۆن قیــل دردینـــه چــــاره
ابـوْالـفـضـلیـم عـلـمـداریــم

T123456
Thursday 14 July 11, 05:47 PM
آرخا دوشدوم داخی دیلدن
هرایه گل آتام اوغلی
ویریلدیم باشدن بئلدن
هرایه گل آتام اوغلی

گل ای ایستکلی قارداشیم
بلا بزمینده یولداشیم
بدنده دور میری باشیم
هرایه گل آتام اوغلی

آخیبدور باشیمون قانی
دوتوب هر سمتی،هر یانی
سنی زهرا آنان جانی
هرایه گل آتام اوغلی

منیم سنسیز پناهیم یوخ
داخی اوممیدگاهیم یوخ
بیر ئوزگه دادخواهیم یوخ
هرایه گل آتام اوغلی

دوتوم آرتیق اذیّت وار
ولی عبّاسه منت وار
قبول ائت گرچه زحمت وار
هرایه گل آتام اوغلی

نوازش ائیله عبّاسه
قتیل قوم نسناسه
ابوالفضل ئولدی گل یاسه
هرایه گل آتام اوغلی

فلک صبریم آلوب آخیر
منی درده سالوب آخیر
گؤزوم یولدا قالوب آخیر
هرایه گل آتام اوغلی

ز بس اوخ سینه مه،باتدی
سینوب سینه م نفس باتدی
قولیم گئتدی،علم یاتدی
هرایه گل آتام اوغلی

ئولور عبّاس دلخسته
باخور بو حاله هر دسته
گل آل باشین دیزین اوسته
هرایه گل آتام اوغلی

غمیم اغیاره بولدورمم
بو سؤزون ئوزگه سؤز بولمم
جمالین گؤرمه سه م ئوللم
هرایه گل آتام اوغلی

آنام یوخدور آچا باشین
تؤکه شوریله گؤز یاشین
آتار کیم نازلو قارداشون
هرایه گل آتام اوغلی

منی گل گؤر جگر داغلا
ئوزون قارداش دئیوب آغلا
ئولورم گل گؤزوم باغلا
هرایه گل آتام اوغلی

بو قارداشین چکر حسرت
اولا بیر سنله هم صحبت
دی گل قوی جان وئروم راحت
هرایه گل آتام اوغلی

بو صرّاف ِ مصیبت خوان
اولوب مستغرق عصیان
سنی دعوت ائدر هر آن
هرایه گل آتام اوغلی

mahdi-TTTT
Friday 15 July 11, 05:37 AM
چه روز ها که یک به یک ؛ غروب شد نیامدی چه بغـضـها که در گلــو ؛ رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن ؛ تبــر به دوش بت شکن خدای مــا دوباره ٬ سنگ و چوب شد نیامدی برا ی ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نــه !ولـــی بــرای عـده ای ؛ چه خوب شد نیامدی تــمـام طـول هفتـه را ؛ در انتظار جمعــه ام دوباره صبــح و ظهــر نـه ؛ غروب شد نیامدی چه روز ها که یک به یک ؛ غروب شد نیامدی

mahdi-TTTT
Friday 15 July 11, 05:37 AM
زبام عرش می آید اشارتهای پنهانی
تمام لحظه ها پر می شود از عطر عرفانیصدای عشق می آید از آنسوی نهایتها
معطر میشود عالم از این آوای سبحانینوای سبز توحید است تا هفت آسمان جاری
نوای آشنای نغمه های سبز قرآنیبه سمت نور میخواند کسی دلهای شیدا را
به بزم عشق میخواند کسی ما را به مهمانی

MaryaM
Friday 15 July 11, 08:22 AM
http://www.mehrshare.com/uploads/13041950611.jpg
ای امید زهرا !

جهانی در انتظار توست

و تو در انتظار آنی که ما به خویش بازگردیم ... !

http://www.eteghadat.com/Files/3z0ks9i.gif

T123456
Friday 15 July 11, 02:15 PM
من سلسله مباحث مهدویت رو با نشانه های ظهور شروع میکنم
گفته بودم یکشنبه ولی از همین جمعه شروع کردیم


دوستان فقط شبیه سازی افراد رو ممنوع میکنم از مدیران هم میخوام با شبیه سازی نامهایی که در روایات اومده با افراد جدا مقابله بکنن:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت على ع از رسول خدا ص روايت نموده كه فرمود: ده چيز است كه پيش از ظهور به وقوع خواهد پيوست.

1ـ سفيانى ;

2 ـ دجّال ;

3 ـ دخان ;

4ـ دابّه ;

5 ـ خروج قائم ;

6 ـ طلوع خورشيد ازمغرب ;

7 ـ نزول عيسى ;

8 ـ خسوف در مشرق ;

9 ـ خسوف در جزيرة العرب ;

10 ـ آتشى كه از مركز عدن شعله مى كشد و مردم را به سوى بيابان محشر هدايت مى كند.

امام صادق علیه السلام در این مورد فرمود: خـمـس قـبل قیام القائم علیه السلام : الیمانی و السفانی و المنادی ینادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل النفس الزکیة .(1) پیش از قیام مهدی علیه السلام پنج رخداد بزرگ در پیش خواهد بود:

1 ـجنبش ترقی خواهانه مرد یمنی،2 ـ جنبش ارتجاعی سفیانی، 3 ـ ندای روح بخش آسمانی، 4 ـ فرو رفتن زمین، 5 ـ قتل نفس زکیه

B.S.A
Saturday 16 July 11, 08:58 AM
اندازه فونت : http://www.parsfootball.com/themes/default/img/font_decrease.gif (http://www.parsfootball.com/parsfootball-news/55646.html) http://www.parsfootball.com/themes/default/img/font_enlarge.gif (http://www.parsfootball.com/parsfootball-news/55646.html)
http://www.parsfootball.com/thumbnail.php?file=extract_image_806727217.jpg&size=article_mediumزمان می گذرد و عاجزانه در حصار ثانیه هایی سیاه، به طلوعی سبز می اندیشیم؛ به ظهوری سپید.

اکرم السادات هاشمی پور
زمان می گذرد و جمعه ها می آیند و می روند و هر روز انسان در انتظار آمدنت، نگاه خاکستری اش را به زلالی اشک ها می سپارد.
تو آسمان نشینی و تنها به آسمان می اندیشی و به خداوند
زمان می گذرد و عاجزانه در حصار ثانیه هایی سیاه، به طلوعی سبز می اندیشیم؛ به ظهوری سپید.
ای مفاتیح اجابت و هدایت! در شبانه کدام سپیده جستجویت کنم؟ با کدام جمعه می آیی که به امیدت، عشق را در تمام جمعه های تقویم به تصویر کشیده ام.
با کدام جمعه می آیی که تمام جمعه هایم را قربانی آمدنت کردم و همچنان در انتظار آمدنت هر روز سبز می شوم و هر غروب مه آلود؟ آقا! تو هر صبح جمعه، ندبه وار، در سینه شکوفا می شوی، ظهور می کنی و من در طلبت اشک می ریزم.
در طلبت تمام شمع های دلم را روشن می کنم و تا بهاری دیگر، به امید هفت سین سبز نگاهت اشک می ریزم.
آن قدر غم نیامدنت را گریسته ام که تمام غروب هایم، رنگ گرفته عصر جمعه را دارد.
تمام صفحه های تقویم، چون برگ های پامان خورده، سبز شدند و در غربت عشق فقط به تو اندیشیده اند.
تحريريه پارس فوتبال ميلاد با سعادت يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي موعود(عج الله تعالي فرجه الشريف) را به همه مسلمانان جهان تبريك مي گويد.

mortozpasha
Saturday 16 July 11, 12:39 PM
این معز الاولیا این مذل الاعدا

http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ha...okhtari-01.mp3 (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/hazrat_mahdi/mokhtari-01.mp3)

حجم (KB) 1,034

دلم اسیره فصل خوش عهدیه
منتظر ذکر انا المهدیه
اون که غم دو عالمو میبره
با یه نگاه هرچی دله میخره

ذکر مدامم یا مهدی(عج)
شاه و امامم یا مهدی(عج)
ختم کلامم یا مهدی(عج)

به شب غم دل سحر اومده
از نسل فاطمه قمر اومده
خالق مهربونی و دلبری
نور دو چشم آقامون عسگری

مست نگاتم یا مهدی(عج)
غلام سیاتم یا مهدی(عج)
خاک زیرپاتم یا مهدی (عج)

من جمکرانی آقا میمونم
تا جون دارم واسه آقا میخونم
منتظرم منتظر یک نگاه
چی میشه با آقا برم کربلا؟

رازو نیازم یا مهدی (عج)
سوز و گدازم یا مهدی (عج)
روح نمازم یا مهدی(عج)

با جلوه های مادری میرسه
با ذوالفقار حیدری میرسه
شاه زمینو امیر عالمه
منتقم غربت جدش حسین (ع)

mortozpasha
Saturday 16 July 11, 12:57 PM
یابن الحسن روحی فداک

http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ha...irdamad_01.mp3 (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/hazrat_mahdi/mirdamad_01.mp3)

حجم KB 1,542


یابن الحسن روحی فداک
متی ترانا و نراک
فلیس محبوبی سواک

چه شود که پا گذاری
به رواق دیدگانم
من آنم که انتظارت
زده شعله ها به جانم

چه مدیحه ای بخوانم
که تو را قبول افتاد
ممدی که لال هستم
تو مگر دهی زبانم !

تو به باغ گل گلابی
پسر ابو ترابی
ز من ار تو رو بتابی
به زمانه بی نشانم

به کجایی ای حبیبم؟
که بدون تو غریبم
ز غمت گرفته آتش
همه مغزو استخوانم

به امید ان که آیی
به گدا نظر نمایی
به سر رهت نشینم
که رسد شه جوانم

شده موی تو کمندم
به خط تو پایبندم
تو بخند تا بخندم
به خدا که شاد از آنم

تو بهارو سبزه زاری
تو نگار گل عذاری
تو گل بدون خاری
من آنم که چون خزانم

من گدای دوره گردم
من میخوام دورت بگردم
تو امیر ملک جانی
من گدای مستمندم

تو کریم و سائلم من
تو فهیم و غافلم من
تو ببخش جاهلم من
سخنی دگر ندانم

اگر عاشقی گناه است
گنهم مرا تباه است
گله بی گنه تباه
تو چه خوانیم همانم

mortozpasha
Saturday 16 July 11, 01:13 PM
آقا بیا

http://mastoor.ir/media/aghabia-mastoor.ir.mp3

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آنکه کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد


من گریه میریزم به پای جاده ات تا
آیینه کاری کرده باشم مقدمت را
اول ضمیر غائب مفرد کجایی
ای پاسخ آدینه های پر معما
حتمی بی چون و چرا برگرد شاید
راحت شویم از دست اما و اگر ها
آقا نماز جمعه این هفته با تو
پای برهنه آمدن تا کوفه با ما


آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد


پایان شبهای بلند انتظاری
آیا برای آمدن میلی نداری ؟
من نذر کردم خاک پایت را ببوسم
آیا سر این بنده منت میگذاری
من دل ندادم تا که روزی پس بگیرم
میخواستم پیشت بماند یادگاری

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

مهاجر
Saturday 16 July 11, 01:29 PM
عاشقان آمدن عيد مبارك بادا سالروز ميلاد حضرت مهدي بر تمامي دوستان مبارك باد:|

L mira
Saturday 16 July 11, 01:38 PM
صد شقايق نثار دستانت
آينه بي قرار دستانت

تشنه لب تا فرات رفتي تو
و نشستي غبار دستانت

دست افتاده ات شعار ظفر
به فداي شعار دستانت

صد شكوفه به بار مي آيد
در عبور بهار دستانت

لحظه اي كه به خون شدي گلرنگ
سبز شد برگ و بار دستانت

سايه گستر شده به روي زمين
پرچم افتخار دستانت

چشم خونبار كودكان حسين
ماند در انتظار دستانت

بعد افتادن دو بازويت
مشك شد سوگوار دستانت

L mira
Saturday 16 July 11, 01:39 PM
حسنو نوري منور ايليوب دنياني
جلوه حسني سالوب حيرته ما فيهاني

نيمه ماه مباركده گليب دنيايه
شاد اديب گلمگي بو آيدا دل زهراني

يارادوب خالق تك حسنده تك بير انسان
نجه انسان كه ملكدن اوجا الموش شأني

رمضاندا ويريب الله بير اوغول زهرايه
يثربه چكدي جناندان بو اوغول حوراني

آدحسن،ظاهر حسن، باطن حسن، خلق حسن
آدي قربان نه ديوم مهر و محبت كاني

هر گورون خلقت نيكو سنه احسن ديديلر
اولميوبدي اولا بيلمز بونا بير كيم ثاني

يوسفون گتدي و جاهت ده آدي ديللردن
بو سماحت ختم رسل جسم جهانون جاني

آتاسي شير خدا، مظهر خلاق ودود
مرتضا دي لقبي آد علي عمراني

گلدي ديدار پيمبر بيله گويا بيوروب
يري وار نحر ايليوم بير دوه من قرباني

اهل يثرب بو گجه سفره افطار گله
حسنه خاطر اولا بو گجه نين احساني

سوره ي كوثرون اولموش نه گوزل معناسي
حسن اول دي، حسين آرديجه يوخ پاياني

خلقده خلقده بيللم منه چوخ بنزري وار
اي خلايق ديورم درك ايليون معنايي

حكمت و حلمني مندن بو اوغول ارث آپاروب
حقين انكار ايده هر كيم يوخ اونون ايماني

طور سينا ده كليم اللهي حيرتده قويار
محو ايدر جبهه سنين نوري يد بيضاني

عرصه ي جنگيده حيدر كيمي شمشير ورار
بيرهجومنده ايدر زير و زبر اعداني

شير هيجادي شحاعتده علي تك بو اوغول
پنجه سين آچسا ايدر عرصه گهي طوفاني

جنگ صفين ده محكم دايانار ميمه نه ده
قويماز الدن گيده اوتوز جز اولان قرآني

بيرياخون عصر يده روباه صفت لر يغشر
تا كمنده سالالار اوندا شه مرداني

بير طرف اهل هدايت اونا فرمانده علي
بير طرف قوم ضلالت هاموسي شيطاني

شاهد بزم ولا شمع هدايتدي حسن
شافع روز جزا جود و سخاوت كاني

بير حسين آدلي اوغولدا بونا قارداش گله جك
تابع امريدي اجرا قويان فرماني

منه واضحدي حسين آچماقا قرآن علمين
كربلا يه آپارور نهضت عاشوراني

جشن ميلاد حسن دي بو گجه خوش گجه دي
مدحني«بحري»اوخي اولسا اگر طولاني

L mira
Saturday 16 July 11, 01:39 PM
حسينوه غبطه ائدر شمس و قمر يا عباس
در گهيندن ملكوت اهلي اوپر يا عباس

فخر يله در گهيوين خاميدي جن و ملك
شهريار نجفه نور بصر يا عباس

سن حسين نوكري سن بنده سنه دنيادي
خادم درگه شه فخر بشر يا عباس

دل دنياني آدين شوقيله تسخير ائليوب
سنون آدينله بو گون دللر اسر يا عباس

جان عالم اولا اي غيرتيوين قرباني
عشقي عاشقلرينه رمز ظفر يا عباس

آديوي از بر ائدب دهريده ديوانه لرون
خانه عشقي آدين گور نه بزر يا عباس

وشسه گرداب غمه دهر يده هر بير انسان
قلبيدن سسلنه بير دفعه اگر يا عباس

بسكه سن چوخ آقاسان مشگلين حل ايليرسن
انده سن وقت خطر دفع خطر يا عباس

هر محومده عزادار لرون شوقيله
هي گوزل آديوا قرباندي كسر يا عباس

سنسيز اي جان علي دهريده عمر ايستمروق
سلنه هر ثانيه صد ساله دگر يا عباس


صدقيله ايلميشوق توسل آديوا
سن حسينون جاني بير ايله نظر يا عباس

L mira
Saturday 16 July 11, 01:40 PM
رفتي و خدا در قفس سينه ترك خورد
يك جمعه گذشت و دل آيينه ترك خورد
ديدار تو در حنجره ي اشك نگنجيد
صد ديده در اين حسرت ديرينه ترك خورد
با لهجه ي چشمان پر از پينه ي مهتاب
دستان غزل بسته ي آيينه ترك خورد
ديروز تو را پنجره ها خوب نديدند
امروز زمين در تب آدينه ترك خورد

گفتي مي آيم
جمعه
هفت صبح
و من هفت روز هفته
به اميد آمدن
هفتمين مسافر خسته ي ساعت
ورق زدم
عبور خاطر تو
از هفت ايستگاه
هفت خط تيره ي ممتد
ميان سياهي شبي
كه مرا جا گذاشت

T123456
Sunday 17 July 11, 08:28 PM
نشانه های ظهور(2) خروج سفیانی

پیشوایان معصوم علیهم السلام در برخی از احادیث به شیعیان (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=شیعه) دستور میدهند پس از شورش سفیانی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=خروج+سفیانی+-+تسلط+بر+شام)، با هر وسیله ممکن به سوی حضرت مهدی علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=حضرت+امام+مهدی+اروا حنا+له+الفداء)بشتابند. این دستور، نشاندهندهی نزدیکی ظهور حضرت مهدی علیه السلام و شورش سفیانی است. در این زمینه از امام صادق علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=حضرت+امام+جعفر+صادق +علیه+السلام) روایات متعددی رسیده است:

امام به سدیر فرمود: « ای سدیر! در خانهات بنشین و بیرون مرو؛ تا وقتی شب و روز آرام است، تو نیز آرام بمان! آنگاه که خبردار شدی سفیانی شورش کرده است، به سوی ما بشتاب؛ هر چند که مجبور باشی پای پیاده راه بپیمایی!»

و در حدیث دیگری فرمود:« هنگام خروج سفیانی به سوی ما رو کنید! »
و نیز فرمود:« هنگامی که سفیانی بر ایالات پنجگانه شام ( یعنی دمشق (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=دمشق)، حمص (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=حمص)، فلسطین، اردن (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=اردن) و قنسرین (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=قنسرین) ) تسلط یافت، به سوی امامتان کوچ کنید.»

و در حدیث دیگری فرمود: « در آن زمان منتظر فرج باشید!»
و به یونس بن یعقوب فرمود:« هنگامی که سفیانی شورش کرد، سپاهی به سوی ما ( در مدینه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=مدینه) ) و سپاهی به سوی شما ( در عراق (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=عراق) ) اعزام میکند. وقتی این اتفاق افتاد، با هر مرکب رام و چموشی به سوی ما بشتابید.»

منابع:
بحار الانوار 52 / 253 حدیث 145
بحار الانوار 52 / 271
بحار الانوار 52 / 249 حدیث 135
بحار الانوار 52 / 272 حدیث 166 - ص 206 حدیث 38

mahdi-TTTT
Saturday 30 July 11, 09:04 AM
سریال «مختارنامه»، کار ماندگار و فاخر داود میرباقری ـ که به قیام توابین و مختار می پرداخت ـ در حالی به پایان رسید که از رهگذر پخش چنین سریالی در چهل هفته تلنگرهایی بر ذهن و قلب مخاطبان زده شد که شاید با خواندن هزار صفحه کتاب و هزاران ساعت سخنرانی، چنین نتیجه ای برایشان به دست نمی آمد.

به گزارش «تابناک»، در برهوت فیلم و سریال های تاریخی قدرتمند و خوش ساخت، سریال مختارنامه، غنیمتی بود تا هر جمعه، مخاطبان رسانه ملی را پای تلویزیون جمع کند؛ سریالی که هرچند از پیش فرجامش مشخص بود، گویی آرزو این بود که برای یک بار هم که شده تاریخ به اشتباه روایت شود!

بنابراین، تردیدی نیست که کارویژه سریال های تاریخی، مرور رخدادهایی است که در دل آن وقایع، عبرت هایی نهفته است که نه تنها برای امروز که برای آینده هم اگر به آن توجه شود، بسیار کاراست.

سریال مختارنامه به یقین، چنین حسی را به مخاطب می داد، چنانکه مخاطب گاهی احساس می کرد که در گذشته زندگی می کند و گاهی در امروز و گاهی رخدادهای مختارنامه را عبرتی برای آینده خود می پنداشت.

اما با نمایش سریال مختارنامه و وقایعی که بر وی و قیامش رفت، نکته دیگری هم برای ایرانیان آشکار شد؛ زمانی که آرمان خواهی ایرانیان و وفاداری بر آرمان هایشان در تاریخ و به ویژه در هنگامه دفاع مقدس را با سختی های مختار ثقفی مقایسه کردند؛ بیش از پیش به سخن امام راحل عظیم الشأن آگاه شدند؛ هنگامی که در مقایسهای میان ملت ایران با انسان های عصر نزول قرآن و دورانهای بعدی، ایرانیان را بهتر از آنان برمیشمارد. شور و شعور مسلمانان ایرانی، مجالی برای تردید و نومیدی و گریز و تنآسایی و نفوذناپذیری از دشمن باقی نگذاشته و همواره آنان را به پیشواز خطرخیزترین واقعههای بزرگ تاریخ کشانده است.

حضرت امام درباره ملت ایران چنین می فرمود که:

«من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله ـ صلیالله علیه و آله ـ و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلواتالله و سلامه علیهما ـ میباشند».

بر این اساس، در دفاع هشت ساله ملت ایران، نه خیانت جنگ احد به بهانه غنیمتی رخ نمود و نه سقیفه ای، اساس حکومت را به انحراف برد و نه جمل و نهروانی و نه بی وفایی کوفی در صفین و کربلا و... خاطر مبارک امام راحل را مکدر کرد.

سخن کنونی میان عرب و عجم نیست، بلکه بحث درباره آزادگی ملتی است که همواره آرمانخواه و عدالت گرا بوده و به دلیل آرمان هایش ایستاده و بیعت را با پول و مقام و ثروت معامله نکرده است؛ هرچند بارها در همین جامعه ایرانی هم بی اخلاقی هایی دیده می شود، این جامعه هر چه هست، به وقت حادثه بیعت شکن نیست.

پخش سریال مختارنامه و مرور تاریخ، نشان داد که آرمان خواهی و ماندن بر آرمان هزینه می خواهد؛ از جان و از مال. به گفته سید شهیدان اهل قلم: آرمان خواهی انسان، مستلزم صبر بر رنج هاست؛ پس ای برادر خوبم، بیاموز که در این سیاره رنج صبورترین انسان ها باشی.

در پایان به سهم خود به همه دست اندرکاران این پروژه بزرگ و ماندگار، به ویژه حاج محمود فلاح تهیه کننده و استاد داود میرباقری کارگردان، خسته نباشید عرض کرده و امیدواریم نزد حضرت زهرا(س) و حضرت سیدالشهدا(ع) مأجور باشید.

mahdi-TTTT
Friday 07 October 11, 10:05 PM
نظر شما دوستان رو جلب می کنم به مصاحبه پدر زن کمالوند یه یکی از بزرگان مداحی تبریز هستند و ما هم ارادت داریم خدمتتشون

بالایی:مداح نیستم. (http://forum.tractorfc.post-6.aspx)

حاج احمد بالایی مداح قوی و مومنی که در اخلاصش شکی نیست حرف های عجیب و زیبایی در مورد مداحی و هیات ها گفته اند که
مطالعه ی آن خالی از لطف نیست.
متولد؟با سلام بنده متولد ۱۳۳۹/۱۲/۱هستم.
حاج آقا چند سال هست که مداح هستید؟۳۰سال
استاد یا الگویتان؟استاد من مداح یا شخص دیگری نبوده و هرچه یاد گرفته ام
از پدرم بوده.
دوست صمیمی شما در بین مداحان چه کسی است؟من با حاج ابراهیم رهبر و
حاج اسماعیل وثاقی صمیمی تر از بقیه ام.
از نظر شما بهترین مداح حال حاضر شهرمان کیست؟من هنوز مداح نشده ام که در
مورد مداح هم نظر بدهم.
حاج آقا اگر مداح نبودید چه جور آدمی بودین؟صد در صد از اینی که هستم بدتر بودم.
اخلاص یک مداح از کجا فهمیده می شود؟ببینید مداحی چیزی نیست که به
راحتی ازش گذشت و به همه گفت خوب.اخلاص یک مداح از آنجا فهمیده
می شود که زبان و دلش یکی باشد.
مداح شدن کار سختی است؟مداحی باید از طرف ائمه داده شود ولا غیر.
جمعیت در مداحی یک مداح تاثیر دارد؟مداح اگر حال معنوی داشته باشد به
جمعیت فکر نمی کند.
شرط اول مداح خوب شدن؟تقوا.........
رمز پیشرفت شما؟اولا پیشرفتی نداشتم دومامداح نمی تواند بگوید پیشرفت کرده است.
مداحی رو در یک جمله برای ما تعریف میکنید؟مداحی را حضرت زینب تعریف می کند.
از فراز کمالوند هر چه لازم به گفتن است بگویید؟فراز داماد من است و فردی معتقد

و متدین است و من افتخار میکنم که او داماد من است.
شغل شما؟بازاری هستم.
بچه ی کدام محله بودید؟مارالان
هر حرفی در مورد داداشتان حاج امیر دارید را بگویید؟حاج امیر برادرم هست و مداحی
ایشان قوی تر از من والبته مداحی ایشان باعث افتخار من است.
یک عادت بد را که در هیات ها هست را برامون میگید؟ریا.اگر کسی با اخلاص باشد
دست سرطانی را میگیرد و از زمین بلندش میکند.
کربلا را بیشتر دوست دارید یا بچه هایتان را؟کربلا را بیشتر دوست دارم چون بچه هایم
هدیه ی کربلایند.اگر کسی کربلا را دوست نداشته باشد برود مطالعه کند.
در بین مداحان جوان کدام مداح را بیشتر قبول دارید؟حاج مهدی قربانی
کدام روضه را بیشتر دوست دارید؟اینها نور واحدند ولی بیشتر به روضه ی
حضرت رباب علاقه دارم.با اینکه می دانم شاید این حرفم پاره ای از ایراد ها
وغیبت به همراه خود داشته باشد ولی آن هارا حلال کردم برای اینکه من
حضرت رباب را دیده ام.
یک بیت نوحه که خیلی دوستش دارید؟
بو عالمین غم و اندوهی عالم عالم اولیدی نه بو محرم اولیدی نه زینبه غم اولیدی
یک سخنران خوب معرفی کنید؟تا آن حد نمی توانم اظهار نظر کنم.
هیاتی با حسینی چه فرقی دارد؟از زمین تا آسمان فرق دارد.هیاتی و حسینی دو
خط موازی اند که هیچوقت به یکدیگر نمیرسند.
توصیه تاهن به کل جوان های کشور؟هر کس می خواهد در آن دنیا نجات پیدا کند
باید به دامان امام سوم چنگ بزند.
چه حرفی برای جوان هایی که به هیات نمیایند دارید؟آن ها را نمی توان مزمت کرد وعلت
آنهایی که به هیات نمی ایند من مداحم..............
بعد از شنیدن هرکلمه هرچی دوست دارید بگید.
امام حسین (ع) آزاد مرد حضرت زهرا(س) اسرار الهی
ساربان شقی ترین حیوان درنده به شکل انسان جمعه لحظه های انتظار
رباب نقشه ی زندگیش عوض شد مکتب تشیع مرکز تجمع جوانان با شخصیت
بیچاره خودم تنها خودم فراز پاره ی تن شرمنده قمر بنی هاشم

آب حسین اشک از حضرت سکینه باید پرسیده شود
احمد بالایی کلب آستان



منبع : http://azadarhk.blogfa.com/

mortozpasha
Saturday 08 October 11, 12:32 AM
تصاویری از مشهد قدیم و حرم امام علی بن موسی رضا(ع)


http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98943_186.jpg (http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98943_186.jpg)

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98944_615.jpg (http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98944_615.jpg)

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98945_959.jpg (http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98945_959.jpg)

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98946_476.jpg (http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98946_476.jpg)

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98947_316.jpg (http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98947_316.jpg)

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98948_123.jpg (http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/12/98948_123.jpg)

mahdi-TTTT
Sunday 06 November 11, 12:32 PM
عاشق چو رو به كعبه ی عشق و وفا كند
احرام خود ز كسوت صبر و رضا كند
آن جا كه موقف عرفات محبت است
در پيشگاه دوست سر و جان فدا كند
از صدق چون نهاد قدم در منای عشق
نقدينه ی حيات خود از كف رها كند
در مشعر الحرام وفا چون گشود بار
از آه خويش مشعل سوزان به پا كند
برگرد خيمه گاه بگردد پی وداع
با چشم اشكبار طواف النسا كند
از مروه ی خيام، شتابان به قتلگاه
رو آورد به هروله قصد صفا كند
پس در كنار زمزم اخلاص، تشنه لب
بنشيند و به زمزمه ياد خدا كند
آن گاه دست و روی بشويد به خون خويش
برخيزد و نماز شهادت به پا كند
قربان عاشقی كه حديث مصيبتش
ايام را هر آينه ماتم سرا كند
بی اختيار خون چكد از ديده ی جلی
هر گه كه ياد واقعه ی كربلا كند

بياد حج نيمه تمام ابا عبدالله حسين در حجازززززز:((

mahdi-TTTT
Sunday 06 November 11, 12:44 PM
6462

السلام عليك يا اباعبدالله

mortozpasha
Sunday 06 November 11, 07:55 PM
عید سعید قربان و عطر عرفه بر همگان مبارک (http://mortezapashaie.blogfa.com/post-148.aspx)





اسماعیل مرامیندا

ابر اهیم مقامیندا

حاجی لار ثوابیندا

قوربانوز قبول
بایراموز موبارک


ترجمه :


مرام اسماعیل
مقام ابراهیم
ثواب حجاج
قربانتان قبول
عیدتان مبارک




سربلندی ابراهیم
آرامش اسماعیل
امیدواری هاجر


برکت عید سعید قربان و عطر عرفه

بر همگان مبارک

orhan-azar
Sunday 06 November 11, 07:59 PM
Bu gün Qurban bayramıdır http://upload.az/foto/arxiv/2011-11/1320245409_2433133bc38.jpg

Bu gün Azərbaycanda İslam aləmində ən möhtəşəm bayramlardan biri olan müqəddəs Qurban bayramı qeyd edilir.

İslamda cəmi iki bayram - eydül-əzha (Qurban bayramı kimi tanınan bayram) və eydül-fitrə (Orucluq bayramı - kiçik bayram) bayramları qanuniləşdirilib. Qurban bayramı İslam dininin ən vacib sayılan fərzlərindən biri kimi Quranın tələb etdiyi dini tələbdir.

Bu bayram müsəlmanların həcc ziyarəti mərasiminin bir hissəsidir. Qurban bayramı müsəlman təqviminin (hicri-qəməri təqvimi) 12-ci ayı olan Zilhiccə ayının 10-cu günü, Məkkəyə həcc dövründə qurbanlıq heyvanların kəsilməsi şəklində qeyd olunur.

İslam dini böyük inama, ulu Allaha qurban verməkdə də əvəzsiz inqilab yaratdı. Bəşəriyyəti insanı qurban verməkdən çəkindirdi, bu cür qurbanı hətta qadağan etdi. Ona görə də İslam dini Allahın adından buyurdu ki, insanın əvəzinə qurbanlıq heyvan kəsilməlidir. Qurban mərasiminin vaxtı da müəyyənləşdirildi. Əvvəllər kim nə vaxt istəsəydi, qurbanlıq heyvan kəsə bilərdi. Bayramı daha da şərəfləndirmək üçün onun ildə bir dəfə - Zilhiccə ayının 10-da keçirilməsi qanuniləşdirildi.

Quranda deyilir: "Allah Beytülhəram (müqəddəs ev) olan Kəbəni haram ayı (Zilhiccəni), (Kəbəyə gətirilən) boyunları bağsız və bağlı (boyunlarına nişan taxılmamış və taxılmış) qurbanları insanların (dini və dünyəvi işlərinin) düzəlib sahmana düşməsi üçün bir yol müəyyən etdi. Bu ona görədir ki, Allahın göylərdə və yerdə nə varsa (hamısını) bilməsini, özü də Allahın hər şeyi (layiqincə) bilən olmasını siz də biləsiniz!" (Quran 5-ci surə, ayə 97).

Bu mərasim yerlərdə də keçirilir. Hər hansı niyyət üçün qurbankəsmə hər hansı gündə ola bilər.

Sovet hakimiyyəti dövründə din və dini ayinlər, bayramlar da tənqid hədəfi olub.
Azərbaycan müstəqilliyə qovuşduqdan sonra xalqın dininə, milli ənənələrinə, milli və dini bayramlarına hörmət və diqqət yetirilməyə başlandı.

Azərbaycanda bu il Qurban bayramı noyabrın 6 və 7-də qeyd edilir.



Bütün Müsəlman əhli və Azərbaycan xalqını Qurban Bayramı Münasibəti ilə Təbrik edirəm.

ALLAH bütün Qurban kəsənlərin qurbanlarını qəbul eləsin.

Bu bayram münasibəti ilə, BiG.Az saytı olaraq, bütün administrasiya adından sizləri təbrik edirik,Tanrı kəsdiyiniz Qurbanları qəbul etsin, bu qurban ruzinizin, bərəkətinizin daha da çoxalmasına səbəb olsun.
Bayramınız mübarək olsun BiG.Az əhli,bütün insanlar, İslam dünyası, ümumilikdə bütün kainatımız

Qurban Bayramınız Mübarək!!!

R.F.A
Sunday 06 November 11, 10:01 PM
http://www.qafqazinfo.az/foto/kurban-bayrami-mesajlari-3.jpg (http://www.qafqazinfo.az/foto/kurban-bayrami-mesajlari-3.jpg) http://img.share.az/images/986f9/0b84a/e00c73cc95f619b5123e7c.jpeghttp://www.rugzo.com/wp-content/uploads/2009/11/kurban-300x298.PNG

orhan-azar
Sunday 06 November 11, 10:29 PM
Nədir Qurban? Qurbanın mahiyyəti. Kimlər qurban kəsə bilər? Hansı heyvanlar qurban edilə bilər? http://upload.az/foto/arxiv/2011-11/1320293901_liq_qoyun_1.jpg

Qurban, ibadət niyyəti ilə müəyyən zamanda, müəyyən xüsusiyyətləri daşıyan heyvanı, Allahın məmnuniyyətini qazanmaq məqsədi ilə kəsməkdir. Qurban kəsmək, maliyyə bir ibadətidir. Allaha bir təşəkkür, bir təşəkkür borcudur. Qurban kəsən, Allaha yaxınlaşmış, ONun məmnuniyyətini qazanmış olar.

Qurban kəsmək mal ilə edilən bir ibadətdir və vacibdir. Hicrətin ikinci ilində əmr edilmişdir.

Zənginlərin, kəsdikləri qurban ətlərindən kasıbları faydalandırması, müsəlmanlar arasında sevgi və qardaşlıq duyğularını gücləndirər. Varlıqlı insanlarla birlikdə yoxsullar da sevinər. Qurbanla gələn bu sevinc cəmiyyətin dinclik və xoşbəxtliyini artırar.
Sevimli peyğəmbərimiz: «Kim (mal) var-dövlətli olub qurban kəsməzsə bizim məscidimizə yaxınlaşmasın.» (ət-Terğib və-Terhib, c. II, s. 155) buyuraraq qurban kəsmənin zənginlər üçün əhəmiyyətli bir vəzifə olduğunu ifadə etmişdir.

Kimlər Qurban kəsər
Aşağıdakı şərtləri daşıyan kəslərin qurban kəsməsi vacibdir:
1) Müsəlman olmaq,
2) Ağıllı olmaq,
3) Yetkinlik çağına gəlmiş olmaq,
4) Azad olmaq,
5) Mukim olmaq (Yəni qonaq olmamaq),
6) Yetərsay miqdarı mal və ya pula sahib olmaq. (Qurban yetərsayında mal və pulun üzərindən bir ilin keçməsi şərt deyil.)
Qurban kəsəminin vaxtı, qurban bayramının birinci, ikinci və üçüncü günüdür. Üçüncü günün axşamından sonra qurban kəsilməz.

Hansı Heyvanlar Qurban Edilər

Heyvanlardan yalnız qoyun, keçi, mal, mandat və dəvə qurban edilər. Bunlardan qoyun ilə keçi bir yaşını, mal və mandat iki yaşını, dəvə beş yaşını bitirmiş olmalıdır. Ancaq, qoyun altı ayını tamamladığı halda bir yaşını doldurmuş kimi dəbdəbəli olsa qurban edilə bilər. Keçi üçün belə bir vəziyyət yoxdur, bir yaşını doldurması şərtdir.
Qoyun və keçi bir adam üçün qurban olar. Mal, mandat və dəvə birdən yeddi adama qədər ortaq şəkildə qurban edilə bilər.
Evlə olan adamın qurbanını özü kəsməsidir. Ancaq, özü bacara bilməzsə başqasını vəkil edər və niyyət edib kəsilərkən qurbanına baxar, şahid olar.
Qurbanın əti üç yerə bölünər. Bir parçası öz ailəsinə aliment, ikinci parçası dost,qohum, qonşua, üçünçü parçası da kasıblara sədəqə olaraq verilər.
Qurban dərisi satıla bilməz. Evdə səcdə edilə bilər, ya da kasıblara və ya xeyr təşkilatlarına bağışlana bilər.
Qurban Bayramınız Mübarək!

عاشق تيراختور
Sunday 06 November 11, 10:46 PM
عيدقربان درويكيدياعید قُربان یا گوسپندکُشان[۱] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86# cite_note-0) الگو:عربی: عید الأضحی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%B9%D8 %B1%D8%A8%DB%8C:_%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D 8%A3%D8%B6%D8%AD%DB%8C&action=edit&redlink=1) یکی از روزهای فرخنده در گاهشماری اسلامی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B 1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C) است.

روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85) و فرزندش اسماعیل (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84)، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته میشود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور میپردازند.
البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87) در مراسم حج (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%AC) واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%D8%B3%D9%81%D9%86%D8%AF)، گاو (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D9%88) یا شتری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%AA%D8%B1) را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%D8%B1) تقسیم میکنند.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%DA%A9_%D8%AD%D8%AC)، حیوانی را ذبح (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B0%D8%A8%D8%AD) میکنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85)، حرام (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85) شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال میگردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش میآید را عید میدانند.
همچنین در روایتهای مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.
ریشه عید قربان [ویرایش (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%82%D8%B1%D8 %A8%D8%A7%D9%86&action=edit&section=1)] عید قربان ریشه در دوران قبل از تاریخ بشر دارد. انسان اولیه که از فهم طبیعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسانها میزند. این سنت در اسلام نیز پذیرفته شده است.
در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.
او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود میشود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان مییابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم میفرستد.
این ایثار و عشق پیامبر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1) به انجام فرمان خدا، فریضهای برای حجاج میگردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%AD%D8%A8) است که نماز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2) عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DA%A9%D8%B9%D8%AA) است.
کرپنها، همان روحانیان دین "مهر" بودهاند و به دلیل قربانی کردن "گاو" از سوی ایشان، واژهٔ "قربانی" نیز از همینان برگرفته شده

عاشق تيراختور
Sunday 06 November 11, 10:52 PM
اس ام اس و پیامک مخصوص عید قربان

نام نویسی جهت اعزام فوری به حج تمتع امسال شروع شده است ..... جهت اقدام به دفتر تهیه و ارسال چارپایان جهت ذبح در عید قربان مراجعه فرمایید .
************************
دوست داشتم جیگرتو بخورم اما حیف باید تا عید قربان صبر کنم
************************
سلام خوبی؟
الان کجایی؟
راستی بهت تبریک (http://jok20.blogsky.com/1388/07/15/post-273/) می گم
واقعا باید خوشحال باشی نه؟
کاری که تو کردی واقعا شاهکار بود خیلی خیلی حرفه ای هستی
هیچکی فکرشم نمی کرد بتونی دیروز از زیر تیغ فرار کنی
تو باعث افتخار بقیه گوسفندایی ************************
این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک (http://jok20.blogsky.com/1388/06/28/post-235/)
************************
عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم !sms عید قربان

نگاه من به روز سالگرد ازدواج (http://jok20.blogsky.com/1388/02/25/post-112/) مان همانند نگاه یک گوسفند است به روز عید (http://jok20.blogsky.com/1388/02/04/post-92/) قربان
************************
این روزا خیلی مواظب خودت باش… جونت در خطره… ممکنه سرتو ببرن…
این اس ام اس (http://jok20.blogsky.com/category/cat-2/) رو برای گوسفند های دیگه هم بفرست.
************************
تا حالا فکرکردی اگرخدابه حضرت ابراهیم امرمی کرد به جای پسرش زنشو قربانی کنه این مراسم هرسال باچه شکوهی تکرار می شد؟پیامک عید قربان

Sms طنز عیدقربان
می دونی؟
میگن گوسفندا همشون آنفولانزای خوکی گرفتن تو رو خدا تو نگیری ها
من یکی رو تو حساب کردم. عید قربان (http://jok20.blogsky.com/1388/08/18/post-351/) مارو جلو در و همسایه ضایع نکن
************************
از امروز ۲ روز بیشتر زنده نیستی… از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند عزیز!
پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان (http://jok20.blogsky.com/1388/06/23/post-229/) رو بهت تسلیت می گم!اس ام اس های انگلیسی (http://jok20.blogsky.com/category/cat-25/) به مناسبت عید

EID is combination of 3 meaningful words:
E : Embrace withe open heart (http://jok20.blogsky.com/).
I : Inspire with impressive attitude.
D : Distribute pleasure to all
@ EID Mobarak @
عید از سه کلمه ی معنی دار تشکیل شده :
E : بغل کردن همدیگر با آغوش باز.
I : الهام دادن با گرایش های احساسی
D : القاء کردن این احساس خوشایند بین همه (http://jok20.blogsky.com/1388/02/08/post-97/)
@ عید مبارک @
************************
Before the golden sun rise , let me decorate each of the rays , with wishes of success prosperous and happiness.
4 U and 4 Ur family
~ Happy EID Mobarak ~
قبل از اینکه خورشید طلایی طلوع کند ، به من اجازه بده تا هر یک از این پرتوهای درخشان خورشید را برای تو بیارایم!!
با آرزوی موفقیت و شادی و کامیابی برای شما و خانواده ی محترمتان.
~عید شما مبارک~
************************ اين عيدمبارك روبه تمامي مسلمانان مخصوصا هواداراي دوس داشتني تيراختور تبريك ميگم عيدتون مبارك

عاشق تيراختور
Sunday 06 November 11, 10:55 PM
اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است . در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد . http://www2.irna.ir/occasion/ghorban85/002.jpg
از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .

معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند . مولوي در اين معنا گفته است :

خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد
كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد
http://www2.irna.ir/occasion/ghorban85/001.jpg
در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنكه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند � بديع السموات و الارض است � و خود را با عنوان �فتبارك الله احسن الخالقين� به ما معرفي نموده است .

واز سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هرلحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست .

عاشق تيراختور
Sunday 06 November 11, 10:59 PM
پیامک های تبریک عید قربان
http://img.tebyan.net/big/1389/08/2282189813283772052081326973213111171619.jpg
عید قربان پاک ترین عیدها است. عید سر سپردگی و بندگی ست. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
عید قربان، عید ذبح میوه ی دل ابراهیم و ایثار سبز اسماعیل، عید بر آمدن انسانی نو از خویشتن خویش، عید رهیدگی از اسارت نفس، عید لبیک به دعوت حق بر شما مبارک.
عید اضحی رسم و آئین خلیل آزراست بعد آن عید غدیر، روز ولای حیدر است. عید قربان مبارک.
عیدقربان، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی وبندگی ،عیدنزدیک شدن دلها به قرب الهی مبارک باد.
روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک
عید سعید قربان، جشن تقرب عاشقان حق مبارک.
عید قربان، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک.
عید قربان كه پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز، اسماعیل وجود را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا كردیم قربانى کنیم تا سبكبال شویم.
زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم.
آنگاه که ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه عشق برد این ذات اقدس الهی بود که جلوه گر شد. این عشق آموختنی است.عید سعید قربان مبارک.

عاشق تيراختور
Sunday 06 November 11, 11:05 PM
http://www.bmsu.ac.ir/UserFiles/untitled%284%29.JPG
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.
صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است. و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟ اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم: آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"! اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود! سالخورده مردي در پايان عمر، پس از يک قرن زندگي پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگي و جنگ و جهاد و تلاش و درگيري با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستي و خرافه هاي ستاره پرستي و شکنجه زندگي. جواني آزاده و روشن و عصياني در خانه پدري متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زني نازا، متعصب، اشرافي: سارا. و اکنون، در زير بار سنگين رسالت توحيد، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل يک قرن شکنجه "مسئوليت روشنگري و آزادي"، در "عصر ظلمت و با قوم خوکرده با ظلم"، پير شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز يک " بشر" مانده است و در پايان رسالت عظيم خدايي اش، يک " بنده خدا" ، دوست دارد پسري داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پيري از صد گذشته، آرزومندي که ديگر اميدوار نيست، حسرت و يأس جانش را مي خورد، خدا، بر پيري و نااميدي و تنهايي و رنج اين رسول امين و بنده وفادارش – که عمر را همه در کار او به پايان آورده است، رحمت مي آورد و از کنيز سارا – زني سياه پوست – به او يک فرزند مي بخشد، آن هم يک پسر! اسماعيل، اسماعيل، براي ابراهيم، تنها يک پسر، براي پدر، نبود، پايان يک عمر انتظار بود، پاداش يک قرن رنج، ثمره يک زندگي پرماجرا، تنها پسر جوان يک پدر پير، و نويدي عزيز، پس از نوميدي تلخ. و اکنون، در برابر چشمان پدر – چشماني که در زير ابروان سپيدي که بر آن افتاده، از شادي، برق مي زند – مي رود و در زير باران نوازش و آفتاب عشق پدري که جانش به تن او بسته است، مي بالد و پدر، چون باغباني که در کوير پهناور و سوخته ي حياتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گويي روئيدن او را، مي بيند و نوازش عشق را و گرماي اميد را در عمق جانش حس مي کند. در عمر دراز ابراهيم، که همه در سختي و خطر گذشته، اين روزها، روزهاي پايان زندگي با لذت " داشتن اسماعيل" مي گذرد، پسري که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشيده است، و هنگامي آمده است که پدر، انتظارش نداشته است! اسماعيل، اکنون نهالي برومند شده است، جواني جان ابراهيم، تنها ثمر زندگي ابراهيم، تمامي عشق و اميد و لذت پيوند ابراهيم! در اين ايام ، ناگهان صدايي مي شنود : "ابراهيم! به دو دست خويش، کارد بر حلقوم اسماعيل بنه و بکُش"! مگر مي توان با کلمات، وحشت اين پدر را در ضربه آن پيام وصف کرد؟ ابراهيم، بنده ي خاضع خدا، براي نخستين بار در عمر طولاني اش، از وحشت مي لرزد، قهرمان پولادين رسالت ذوب مي شود، و بت شکن عظيم تاريخ، درهم مي شکند، از تصور پيام، وحشت مي کند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترين جنگ، جنگِ در خويش، جهاد اکبر! فاتح عظيم ترين نبرد تاريخ، اکنون آشفته و بيچاره! جنگ، جنگ ميان خدا و اسماعيل، در ابراهيم. دشواري "انتخاب"! کدامين را انتخاب مي کني ابراهيم؟! خدا را يا خود را ؟ سود را يا ارزش را؟ پيوند را يا رهايي را؟ لذت را يا مسئوليت را؟ پدري را يا پيامبري را؟ بالاخره، "اسماعيلت" را يا " خدايت" را؟ انتخاب کن! ابراهيم. در پايان يک قرن رسالت خدايي در ميان خلق، يک عمر نبوتِ توحيد و امامتِ مردم و جهاد عليه شرک و بناي توحيد و شکستن بت و نابودي جهل و کوبيدن غرور و مرگِ جور، و از همه جبهه ها پيروز برآمدن و از همه مسئوليت ها موفق بيرون آمدن و هيچ جا، به خاطر خود درنگ نکردن و از راه، گامي، در پي خويش، کج نشدن و از هر انساني، خدايي تر شدن و امت توحيد را پي ريختن و امامتِ انسان را پيش بردن و همه جا و هميشه، خوب امتحان دادن ... اي ابراهيم! قهرمان پيروز پرشکوه ترين نبرد تاريخ! اي روئين تن، پولادين روح، اي رسولِ اُلوالعَزْم، مپندار که در پايان يک قرن رسالت خدايي، به پايان رسيده اي! ميان انسان و خدا فاصله اي نيست، "خدا به آدمي از شاهرگ گردنش نزديک تر است"، اما، راه انسان تا خدا، به فاصله ابديت است، لايتناهي است! چه پنداشته اي؟ اکنون ابراهيم است که در پايان راهِ دراز رسالت، بر سر يک "دو راهي" رسيده است: سراپاي وجودش فرياد مي کشد: اسماعيل! و حق فرمان مي دهد: ذبح! بايد انتخاب کند! "اين پيام را من در خواب شنيدم، از کجا معلوم که ..."! ابليسي در دلش "مهر فرزند" را بر مي افروزد و در عقلش، " دليل منطقي" مي دهد. اين بار اول، "جمره اولي"، رمي کن! از انجام فرمان خود داري مي کند و اسماعيلش را نگاه مي دارد، "ابراهيم، اسماعيلت را ذبح کن"! اين بار، پيام صريح تر، قاطع تر! جنگ در درون ابراهيم غوغا مي کند. قهرمان بزرگ تاريخ بيچاره اي است دستخوش پريشاني، ترديد، ترس، ضعف،پرچمدار رسالت عظيم توحيد، در کشاش ميان خدا و ابليس، خرد شده است و درد، آتش در استخوانش افکنده است. روز دوم است، سنگيني "مسئوليت"، بر جاذبه ي "ميل" ، بيشتر از روز پيش مي چربد. اسماعيل در خطر افتاده است و نگهداريش دشوارتر. ابليس، هوشياري و منطق و مهارت بيشتري در فريب ابراهيم بايد بکار زند. از آن "ميوه ي ممنوع" که به خورد "آدم" داد! ابليس در دلش "مهر فرزند" را بر مي افروزد و در عقلش "دليل منطقي" مي دهد. "اما ... من اين پيام را در خواب شنيدم، از کجا معلوم که ..."؟ اين بار دوم، "جمره وسطي"، رمي کن! از انجام فرمان خودداري مي کند و اسماعيل را نگه مي دارد. "ابراهيم! اسماعيلت را ذبح کن"! صريح تر و قاطع تر. ابراهيم چنان در تنگنا افتاده است که احساس مي کند ترديد در پيام، ديگر توجيه نيست، خيانت است، مرز "رشد" و "غي" چنان قاطعانه و صريح، در برابرش نمايان شده است که از قدرت و نبوغ ابليس نيز در مغلطه کاري، ديگر کاري ساخته نيست. ابراهيم مسئول است، آري، اين را ديگر خوب مي داند، اما اين مسئوليت تلخ تر و دشوارتر از آنست که به تصور پدري آيد. آن هم سالخورده پدري، تنها، چون ابراهيم! و آن هم ذبح تنها پسري، چون اسماعيل! کاشکي ذبح ابراهيم مي بود، به دست اسماعيل، چه آسان! چه لذت بخش! اما نه، اسماعيلِ جوان بايد بميرد و ابراهيمِ پير بايد بماند.، تنها، غمگين و داغدار... ابراهيم، هر گاه که به پيام مي انديشد، جز به تسليم نمي انديشد، و ديگر اندکي ترديد ندارد، پيام پيام خداوند است و ابراهيم، در برابر او، تسليمِ محض! اکنون، ابراهيم دل از داشتن اسماعيل برکنده است، پيام پيام حق است. اما در دل او، جاي لذت" داشتن اسماعيل" را، درد "از دست دادنش" پر کرده است. ابراهيم تصميم گرفت، انتخاب کرد، پيداست که "انتخابِ" ابراهيم، کدام است؟ "آزادي مطلقِ بندگي خداوند"! ذبح اسماعيل! آخرين بندي که او را به بندگي خود مي خواند! ابتدا تصميم گرفت که داستانش را با پسر در ميان گذارد، پسر را صدا زد، پسر پيش آمد، و پدر، در قامت والاي اين "قرباني خويش" مي نگريست! اسماعيل، اين ذبيح عظيم! اکنون در منا، در خلوتگاهِ سنگي آن گوشه، گفتگوي پدري و پسري! پدري برف پيري بر سر و رويش نشسته، ساليان دراز بيش از يک قرن، بر تن رنجورش گذشته، و پسري، نوشکفته و نازک! آسمانِ شبه جزيره، چه مي گويم؟ آسمانِ جهان ، تاب ديدن اين منظره را ندارد. تاريخ، قادر نيست بشنود. هرگز، بر روي زمين چنين گفتگويي ميان دو تن، پدري و پسري، در خيال نيز نگذشته است. گفتگويي اين چنين صميمانه و اين چنين هولناک! -"اسماعيل، من در خواب ديدم که تو را ذبح مي کنم..."! اين کلمات را چنان شتابزده از دهان بيرون مي افکند که خود نشنود، نفهمد. زود پايان گيرد. و پايان گرفت و خاموش ماند، با چهره اي هولناک و نگاههاي هراساني که از ديدار اسماعيل وحشت داشتند! اسماعيل دريافت، بر چهره ي رقت بار پدر دلش بسوخت، تسليتش داد: -"پدر! در انجامِ فرمانِ حق ترديد مکن، تسليم باش، مرا نيز در اين کار تسليم خواهي يافت و خواهي ديد که – اِنْ شاءَالله – از – صابران خواهم بود"! ابراهيم اکنون، قدرتي شگفت انگيز يافته بود. با اراده اي که ديگر جز به نيروي حق پرستي نمي جنبيد و جز آزادي مطلق نبود، با تصميمي قاطع، به قامت برخاست، آنچنان تافته و چالاک که ابليس را يکسره نوميد کرد، و اسماعيل – جوانمردِ توحيد – که جز آزادي مطلق نبود، و با اراده اي که ديگر جز به نيروي حق پرستي نمي جنبيد، در تسليم حق، چنان نرم و رام شده بود که گوي، يک " قرباني آرام و صبور" است! پدر کارد را بر گرفت، به قدرت و خشمي وصف ناپذير، بر سنگ مي کشيد تا تيزش کند! مهر پدري را، درباره عزيزترين دلبندش در زندگي، اين چنين نشان مي داد، و اين تنها محبتي بود که به فرزندش مي توانست کرد. با قدرتي که عشق به روح مي بخشد، ابتدا، خود را در درون کُشت، و رگ جانش را در خود گسست و خالي از خويش شد، و پر از عشقِ به خداوند. زنده اي که تنها به خدا نفس مي کشد! آنگاه، به نيروي خدا برخاست، قرباني جوان خويش را – که آرام و خاموش، ايستاده بود، به قربانگاه برد، بر روي خاک خواباند، زير دست و پاي چالاکش را گرفت، گونه اش را بر سنگ نهاد، بر سرش چنگ زد، - دسته اي از مويش را به مشت گرفت، اندکي به قفا خم کرد، شاهرگش بيرون زد، خود را به خدا سپرد، کارد را بر حلقوم قربانيش نهاد، فشرد، با فشاري غيظ آميز، شتابي هول آور، پيرمرد تمام تلاشش اين است که هنوز بخود نيامده، چشم نگشوده، نديده، در يک لحظه "همه او" تمام شود، رها شود، اما... آخ! اين کارد! اين کارد... نمي برد! آزار مي دهد، اين چه شکنجه ي بي رحمي است! کارد را به خشم بر سنگ مي کوبد! همچون شير مجروحي مي غرد، به درد و خشم، برخود مي پيچد، مي ترسد، از پدر بودنِ خويش بيمناک مي شود، برق آسا بر مي جهد و کارد را چنگ مي زند و بر سر قرباني اش، که همچنان رام و خاموش، نمي جنبد دوباره هجوم مي آورد، که ناگهان، گوسفندي! و پيامي که: " اي ابراهيم! خداوند از ذبح اسماعيل درگذشته است، اين گوسفند را فرستاده است تا بجاي او ذبح کني، تو فرمان را انجام دادي"! الله اکبر! يعني که قرباني انسان براي خدا – که در گذشته، يک سنت رايج ديني بود و يک عبادت – ممنوع! در "ملت ابراهيم" ، قرباني گوسفند، بجاي قرباني انسان! و از اين معني دارتر، يعني که خداي ابراهيم، همچون خدايان ديگر، تشنه خون نيست. اين بندگان خداي اند که گرسنه اند، گرسنه گوشت! و از اين معني دارتر، خدا، از آغاز، نمي خواست که اسماعيل ذبح شود، مي خواست که ابراهيم ذبح کننده اسماعيل شود، و شد، چه دلير! ديگر، قتل اسماعيل بيهوده است، و خدا، از آغاز مي خواست که اسماعيل، ذبيح خدا شود، و شد، چه صبور! ديگر، قتل اسماعيل، بيهوده است! در اينجا، سخن از " نيازِ خدا" نيست، همه جا سخن از " نيازِ انسان" است، و اين چنين است " حکمتِ" خداوند حکيم و مهربان، "دوستدارِ انسان"، که ابراهيم را، تا قله بلند "قرباني کردن اسماعليش" بالا مي برد، بي آنکه اسماعيل را قرباني کند! و اسماعيل را به مقام بلند "ذبيح عظيم خداوند" ارتقاء مي دهد، بي آنکه بر وي گزندي رسد! که داستان اين دين، داستان شکنجه و خود آزاري انسان و خون و عطش خدايان نيست داستان "کمال انسان" است، آزادي از بند غريزه است، رهايي از حصار تنگ خودخواهي است، و صعود روح و معراج عشق و اقتدار معجزه آساي اراده بشريست و نجات از هر بندي و پيوندي که تو را بنام يک «انسان مسئول در برابر حقيقت"، اسير مي کند و عاجز، و بالأخره، نيل به قله رفيع "شهادت"، اسماعيل وار، و بالاتر از "شهادت" - آنچه در قاموس بشر، هنوز نامي ندارد – ابراهيم وار! و پايان اين داستان؟ ذبح گوسفندي، و آنچه در اين عظيم ترين تراژدي انساني، خدا براي خود مي طلبيد؟ کشتن گوسفندي براي چند گرسنه اي!
موسم عيد است. روز شادى مسلمانان. روز قبولى در جشن بندگى خداوند. اى مسلمان حج گزار و اى كسى كه در شكوهمندترين آيين دينى از زخارف دنيا دور شدى و به او نزديكتر. ايام حج را نشانه اى از پاكيزگى ، رهايى، آزادگى، آگاهى و معنويت بدان. بدان كه زمين سراسر حجى است كه تو در آنى و بايد با سادگى، وقوف در جهان درون و بيرون و قربانى كردن همه آرزوهاى پوچ دنيوى، خود را براى سفر بزرگ آماده كنى. انسان مسافر چند روزه كاروان زندگى است. سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند.

عاشق تيراختور
Sunday 06 November 11, 11:09 PM
اس ام اس عید قربان.sms به مناسبت عید قربان.پیامک روز عید قربون.مسیج های جدید eid ghorban.جوکهای عید قربان.sms eyd ghorban (http://karaj.mihanblog.com/post/417)



http://starweb.persiangig.com/monasebati/eydeghorban.jpg

اس ام اس عید قربان sms eyd ghorban (http://amin.mihanblog.com/post/922)



«و فدیناه بذبح عظیم» .... و اینگونه خدا خواست قربانی تا عاشورا به تأخیر افتاد....





عید قربان (http://karaj.mihanblog.com/post/417) ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک (http://amin.mihanblog.com/)





همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن





عید سعید قربان (http://karaj.mihanblog.com/post/417) ، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارك (http://amin.mihanblog.com/)





همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی (http://amin.mihanblog.com/) من کن





روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک





.*'""*.*"'"*.

*. Eydetun

"*. Mobarak

"*.*"

Hamrah ba behtarin arezuha





و ابراهیم، اسماعیلش را قربانی کرد.... و حسین، اکبرش و اصغرش و قاسمش و عباسش و همه چیزش را .... عید قربان مبارک (http://karaj.mihanblog.com/post/417)





زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی (http://amin.mihanblog.com/) چشمه زمزم





عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است / ملت اسلام را امروز زیب و زیور است

حبّذا عیدى که سرخ از خون قربانى او / گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است







بگذر از فرزند و جان و مال خویش / تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند

سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست (http://smsjokjadid.com/) / تا چو اسماعیل، قربانت کنند







مبارک باد عید قربان (http://amin.mihanblog.com/post/922) ، نماد بزرگ ترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس







عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است







نگارا عید قربان (http://amin.mihanblog.com/post/922) است قربانت شوم یا نه ؟ / نگفتی یک دمی آیا که مهمانت شوم یانه ؟

برای طوف کویت جامه احرام بر بستم / گدای دوره گرد گوشه خوانت شوم یانه ؟







عید قربان (http://karaj.mihanblog.com/post/417)

عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى اش

جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان گاه ها مى کردند







عید قربان

بالاترین نقطه اى است که اوج مقام بشر تعیین مى شود

و تا ابد، درجه ایمان با همان نقطه سنجیده مى گردد





عید قربان، یادآور زیباترین (http://amin.mihanblog.com/) نمونه تعبد انسان در برابر خداوند متعال است







عید قربان، عید فداکار (http://amin.mihanblog.com/)ى، ایثار، قربانى، اخلاص و عشق و بندگى، مبارک باد (http://karaj.mihanblog.com/)







عید قربان (http://amin.mihanblog.com/post/922)

جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است و فصل قرب مسلمانان به خداوند در سایه عبودیت







عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها» در آستان «عزیزترین» و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین (http://amin.mihanblog.com/)







خوشا «ذیالحجه» روز عید قربان (http://amin.mihanblog.com/post/922) / شروع داستان عشق و ایمان

خواهی که تو را کعبه کند استقبال / مایی و منی را به منا قربان کن







حلول تازه داده فیض سبحان / چه زیبا منجلی شد «عید قربان (http://amin.mihanblog.com/post/922)»







ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم / به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را

کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان / نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را







عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش، با قربانى و صدقات و احسانش بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است







عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست / بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است

عیدقربان (http://karaj.mihanblog.com/post/417) و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک







عیدقربان، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی و بندگی

عید نزدیک شدن دلها به قرب الهی برهمه مسلمانان مبارک باد (http://karaj.mihanblog.com/)





عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک





نزول فیض رب العالمین است / حلول «عید قربان» در زمین است





عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما تهنیت باد

mortozpasha
Sunday 06 November 11, 11:55 PM
عید قربان پاک ترین عیدها است. عید سر سپردگی و بندگی ست. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
عیدتون مبارک....

http://pic.azardl.com/images/57416608025781026975.gif (http://pic.azardl.com/images/57416608025781026975.gif)

مبارک باد عید قربان ، نماد بزرگ ترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس . . .

http://www.farsnevis.ir/up/2011/10/Eide-Ghorban_Fixd.jpg (http://www.farsnevis.ir/up/2011/10/Eide-Ghorban_Fixd.jpg)

عید قربان

عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى اش

جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان گاه ها مى کردند . . .
عید قربان مباررررک...

http://www.vefagh.co.ir/images/card/57/01.jpg (http://www.vefagh.co.ir/images/card/57/01.jpg)

عید قربان

بالاترین نقطه اى است که اوج مقام بشر تعیین مى شود

و تا ابد، درجه ایمان با همان نقطه سنجیده مى گردد . . .


http://www.cinscreen.com/album/ceae1289926577.jpg (http://www.cinscreen.com/album/ceae1289926577.jpg)

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عیدتون مبارک

mahdi-TTTT
Wednesday 09 November 11, 07:14 PM
بس كه مهمل ها روند منزل به منزل********كس نداند عروسي يا عزا دارد حسين:((=((

بو عالمين غم و اندوه عالم عالم اوليده ***********نه محرم اوليده نه زينبه غم اوليده:((

mahdi-TTTT
Thursday 10 November 11, 11:45 AM
حسینی سعدی زمان؛ پیرایشگر تحریفات در نوحه آذربایجان













ادبیات مرثیه آذربایجان شاید به این دلیلی که این سامان خاستگاه حکومت شیعی در ایران بوده، از جایگاه ویژه ای در تاریخ مرثیه سرایی ایران برخوردار است. یکی از مرثیه پردازان توانای این دیار که در روند و نضج ادبیات نوحه بویژه در سالهای اخیر تأثیر شگفت و مؤّثری گذاشته است؛ استاد سیّد رضا حسینی سعدی زمان می باشد. شادروان سیّد رضا حسینی که دوستانش از فرط اشتیاق و ارادت، به او تخلص «سعدی زمان» داده بودند در نشر نوحه ترکی مقام رفیع و والایی به خود اختصاص داده است به گونه ای که بسیاری از شعرای معاصر آذربایجان که اینک دوران کهولت عمر را می گذرانند خود را مدیون و وامدار او می دانند و دنباله رو سبکی هستند که این شاعر خوش ذوق پی افکنده است. در رأس این شاعران که مدتهای از مکتب استاد حسینی سعدی زمان خوشه چیده اند؛ می توان به نام دو شاعر فروتن، استاد تائب و استاد حیدر خوندل تبریزی که در شماره یازدهم، متن گفت و گوی خیمه را با وی خواندید - اشاره کرد. رحیم نیکبخت میرکوهی که در عرصه آذربایجان پژوهشی مطالعات و تألیفات ارزنده و متعددی دارد، ویژگی اصلی شعر مرحوم حسینی سعدی زمان را «مستندسرایی» وی می داند. در ادبیات مرثیه آذربایجان تکیه بر منابع معتبر و موثق تا قبل از حسینی چندان مورد توجه نبود به همین جهت در نوحه های این دیار برخی موارد، گاه با اشعار سست و ضعیف که پشتوانه روایی چندان محکمی ندارد وجود دارد که متأسفانه اینک نیز مورد استفاده برخی از مدّاحان عزیز قرار می گیرد. امّا سعدی زمان با در نظر گرفتن تحصیلات عالیه اش در دروس حوزوی و دینی و جمع آن با قریحه شاعری و ذوق لطیف خدادادی «نهضت پیرایش تحریفات» را از شعر نوحه آذربایجان، را آغاز کرد. حسین اشعار خود را غالبا با نوعی تغزّل آغاز می کند و پس از چند بیت به سراغ متن اصلی یعنی ذکر مصائب ائمه اطهار (ع) می رود. استفاده از منابع ادبی و دقایق لطیف شعری اعم از جناس، لفّ و نشر، تلمیح، ایهام و... در اشعار حسینی فراوان به چشم می خورد امّا در این خصیصه، شعر او به پای سخن شاعر همشهری اش ذهنی زاده تبریزی - که در شماره های آتی خیمه بیشتر درباره او خواهیم نوشت - نمی رسد. نوحه ی حسینی سعدی زمان سبکی مشخص دارد، به این معنی که او مفاهیم حماسی حادثه کربلا را با مباحث عاطفی و زبانی ساده و تصویری سوزنده در هم می آمیزد و دست آخر با چاشنی ذوق و صنعت شاعرانه، شعری پدید می آورد که انسان با شنیدن آن مدهوش می شود: علی اکبر نجه لیلا سنون تک گولدن آیریلسون
جفای خار یله مشکلدی گول، بولبولدن آیریلسون
گو زوم یاشی آخار دریا کیمی دائم بو سوداده
سینیق کشتی کیمی جسمم قالوب ذخار دریا ده
و صالون بر سینیق فلکه علی ساحلدی دنیا ده
یئتو بدور ساحله ایمدی نجه ساحلدن آیریلسون
مرحوم حسینی سعدی زمان، غالبا در هامش کتاب مأخذی را که در سرون شعر از آن منابع بهره برده ذکر می کند و این یکی از ویژگی های منحصر به فرد اوست که پیش از او سابقه نداشته است. وی در اواخر عمر بر آن بود که کلمات قصار ائمه ی اطهار (ع) را به صورت مقتل و به طور خاصی به نظم در آورد، منتها ضعف قوا و کهولت سن و بیماری مانع از تحقق این امر شد.
زندگی نامه ی مختصر سیّد رضا حسینى (سعدی زمان) در سال 1289شمسى، در خیابان منجّم تبریزی به دنیا آمد. او پس از اتمام دوران ابتدایی تحصیلات، به فراگیری ادبیات فارسی و عربی و علوم اسلامی روی آورد و هم زمان در اداره ی ثبت اسناد تبریز مشغول به کار شد. از همان عنفوان جوانی به حلقه ی تدریس استادان علوم انسانی در تبریز راه یافت و در تاریخ، منطق، کلام، فقه، معانى، بیان، لغت و... مطالعات گسترده ای انجام داد و اطلاعات گران بهایی کسب نمود. نخستین بارقه های شاعری از 14سالگی در وی زده شد و با انتشار اولین ذکر شعرش به نام «کنز الحسینی» اعجاب هم عصران را برانگیخت و نامش بر سر زبان ها افتاد. حسینى، سعدی زمان، در عین برخورداری از طبعی لطیف و ذوقی سرشار، هرگز زبان به مدح کسان نیالود و تنها در رثای سالار شهیدان شعر گفت. نه بهر پول به هر پست فطرتی مداح
نه در حضور کسی خاک آستانم من
بر آن سرم که نباشم رهین منّت خلق
بر آن چه دوست رضا شد، رضا بر آنم من
به دل محبت سلطان دین علی دارم
غلام شاه جهان، «سعدی زمانم» من
این شاعر توانای آذربایجان، سرانجام پس از سال ها تحمل بیمارى، شامگاه روز یک شنبه 15 تیرماه 1365 برابر با 28 شوّال 1406 قمرى، در تهران درگذشت و در جوار آرامگاه حضرت عبدالعظیم حسنی مدفون شد.
آثار: 1- کنز الحسینى: این کتاب نخستین اثر شاعر است. پس از چاپ این مجموعه بود که سواد شعر او دست به دست می گشت و نامش بر زبانها بود. کنز الحسینى در دو مجلّد منتشر شده است. 2- چهارده معصوم حسینى: شاعر در این اثر، زندگانی حضرات ائمه ی اطهار (ع) را با استناد به کتب معتبر روایی و به نقل از منابع اهل تسنن و تشیع به نظم در آورده است. این اثر از لحاظ جامعیت موضوع و همچنین مستند بودن و نیز سوزناکی اشعار، یکی از مهم ترین کتب نوحه در ادبیات مرثیه ی آذربایجان به شمار می رود و محل مراجعه ی نوحه خوانان است. 3- لمعات حسینى:
4- نجوم درخشان: این اثر که در دو جلد منتشر شده است، اشعار فارسی حسینى را تشکیل می دهد. 5- آثار الحسینى: این کتاب در اواخر عمر شاعر در دو جلد تدوین شده است. 6- بهار بی خزان.
7- بهترین اشعار در مناقب آل اطهار(ع): در این اثر که امروزه بسیار نادر و کمیاب می باشد، استاد حسینى برگزیده ای از اشعار شاعران آذربایجان را به همراه اشعار خود که همگی در سوگ حضرت سیّد الشهدا(ع) می باشند، به چاپ رسانیده است. پایان سخن را به درج ادبیاتی از مراثی استاد سیّد رضا حسینى اختصاص می دهیم: گیجه گوندوز حسینه حضرت صاحب زمان آغلار
بو نو عیله ایدر ندبه گلر فریاده قان آغلار
فلک تأخیره سالدی اولمادیم دنیاده یا جدّا
گلیدیم تک قالان وقته سنه امداده یا جدّا
گئچدیم شوقیله باشدان ایئدیم جانیمی قربان
جماد ایلوب با تیدیم قانیمه دعواده یا جدا
دیار کربلاده اولمادیم بو فیضه من نایل
اونا قیلام عوض کلَّم اولنجه داده یا جدا
او وقته خیمه گاهه ذوالجناهون یوز قویوب نالان
عیالون خیمه دن چِخدی همان اثناده یا جدا
«حسینى» یا حسین دلتنگ اولوب طعن و شماتتدن
اماندم قبل توجه و هر صله دنیا ده یا جدا

mahdi-TTTT
Thursday 10 November 11, 11:48 AM
بازخوانی چند نوحه مشهور ترکى (http://agit.parsiblog.com/838753.htm)



* این مقاله پیشتر در هفته ‏نامه اولدوز (سال پنجم، ش 292، در تاریخ: 22/10/1387) به چاپ رسیده است. در این مقاله برآنیم چند نوحهی معروف ترکی را بررسی کرده، به برخی از نکات اشارهای هر چند کوتاه داشته باشیم. یک. اولین نوحه سرودهی «صراف تبریزی» است. صراف یکى از چهره‏هاى نامدار مرثیهی آذربایجان است. قصیدهها، غزلها و نوحه‏هاى صراف، مبیّن استعداد شگرف و فضل و دانش اوست. وى به سال 1271 قمرى در تبریز چشم به جهان گشود و در سال 1325 از دنیا رفت. نوحه‏اى که در زیر مى‏آید، زبان حال حضرت فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها خطاب به فرزندش اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) است. این نوحه مصائب تنور خولى را بازگو میکند:

اى نــور عئینـیــم! منــزل مبـــارک

بـیکـس حسینیـم! منـزل مبـارک

چوخ اشک چشمین بنزتمه سئیله

یانـدێم منى گـل، یانـدێرمـا بئیلـه

دور بیـر آنـاوا خـوش گلـدین ائیله

اى نــور عـینیــم، منـــزل مبــارک

دینــدیــر منـــى، مــن زهـرا آنانم

بــو دینمــهمکـدن چـوخ بدگمانـم

سـن خـانـه صاحب، من میهمانم

اى نــور عینـــم منـــزل مبـــارک

(اى نور چشمانم! منزل مبارک / ای حسین بیکسم، منزل مبارک؛ اشک چشمانت را مانند سیل فرومَریز / سوختم از درد، بیا دیگر مسوزانم؛ برخیز و به مادرت خوش آمد بگو / اى نور چشمانم! منزل مبارک؛ با من سخن بگو، من مادرت زهرا هستم / به خاطر سخن نگفتنت نگرانم؛ تو صاحب خانهاى و من میهمانم / اى نور چشمانم! منزل مبارک)
شاعر در این ابیات، عواطف میان مادر و فرزند را در نهایت غمانگیزى و پر از احساس، با بهرهگیری از فرهنگ عامه، به شکل زیبایى به نظم کشیده است. مادر به منزل تازهی پسر آمده تا به او «مبارک باد» بگوید. در چنین مواقعی، وظیفهی فرزند استقبال و خوشآمدگویی است، اما فرزند را یاراى برخاستن و استقبال از مادر نیست.



باشینـــدی مشکـــات، آیــات نــــــوره

مطبـــخســرانــى دؤنــــدردى طـــوره

خـولــى اوتانمێـب، قوْیمــۇش تنـــوره

اى نـــور عینیـــــم! منــــزل مبــــــارک

لازیمدی یاتسێن بۆلبول گۇل اۆستـــه

تا سایه سالسێن گۆل بۆلبول اۆستـه

دور سینــهمــه گَل، یاتمـا کۆل اۆسته

اى نـــور عئینـیــــم! منــــزل مبـــارک

(پسرم! سرت روشناییبخش آیات سورهی نور است / به همین خاطر تنور را مبدل به کوه طور کرده است؛ با این همه، خولى شرم نکرد و سرت را در تنور گذاشت / اى نور چشمانم! منزل مبارک؛ رسم است بلبل روى گل ‏مینشیند / تا گل به رویش سایه افکند؛ اینک به آغوشم بیا و خاکستر تنور را، مسکن خود مکن/ اى نور چشمانم! منزل مبارک) صراف در نوحه‏هایش از بازگو کردن ویژگیها و فضایل اهلبیت (علیهمالسلام) نیز غافل نمى‏ماند. او در بیت اول، امام را روشناییبخش آیات قرآن میداند و در حقیقت برترى قرآن ناطق را بر قرآن صامت بیان مى‏کند. در بیت سوم و چهارم، از طبیعت ـ که در ادبیات آذربایجان بویژه در «بایاتى»ها و «اوخشاما»ها به وفور بدان اشاره مى‏شود ـ بهره جسته است. در بیت چهارم میگوید که فقط آغوش مادر سزاوار جای گرفتن، جگرگوشهی مادر است، نه خاکستر تنور

کسمیشدیم ایندى قان ایچره یانین

خشک ائیلهییردیم زولفیمله قانیـن

ناگــه یئتیشـــدى اؤز ســاربــانیـن

اى نــور عئینیــم! منـزل مبـــارک...

(کنار بدنِ غرق در خونت بودم / و با زلفانم، خون از رخت پاک مى‏کردم؛ ناگهان ساربان کاروانت از راه رسید / اى نور چشمانم! منزل مبارک) شاعر در اینجا پردهی دیگرى از این مصیبت بزرگ را به تصویر مى‏کشد. پیکر غرق در خون و مادر دلخون و ساربان بى‏شرم و حیا و تداعى ماجراى انگشتری و انگشت بریده دو. نوحهای که در پی میآید از میان نوحههای تاجالشعراء «یحیوی اردبیلی» (1280ـ 1358 ش)، از شاعران بزرگ مرثیهی ترکی انتخاب شده است. یحیوی، استاد تصویرپردازی است. تصویرپردازیهای او چنان زیباست که هر خوانندهای را مسحور خود میکند. نوحه از زبان حضرت زینب (سلاماللهعلیها) خطاب به تن مجروح اباعبدالله (علیهالسلام) است.

یارالاریـــن آخـــــار قــانـــــى

ائـــدر گــۆلنـــار مئیــدانـــى

باجین قوربان باشین هانى؟

حسینیــم واى، حسینیم واى

خون از زخمهایت جارى است / و میدان را گلرنگ نموده است؛ خواهرت فدایت شود، سرت کجاست؟ / واى حسینم، واى حسینم)

سینه‏ن اۆسته یاران چوْخدۇر

تمامـــى نئیـــزه و اوْخـــــدۇر

اؤپــهم بوســه یئرى یوخدور

حسینیـم واى، حسینیم واى

(حسین جان! سینه‏ات پر از زخم است / تمامی زخم‏هاى تیر و نیزه است؛ از این رو جایى براى بوسه در بدنت نیست / واى حسینم، واى حسینم)

سۇسوز الده اؤلـهن قارداش

یارالـێ جـان وئـرن قــارداش

هانـى اوْل پیـرهـن قـارداش

حسینیم واى، حسینیم واى...

(اى برادری که با لب تشنه جان دادی/ ای برادری که با تن زخمی جان دادی؛ برادرم! کجاست آن پیراهنت / واى حسینم، واى حسینم)



گــرک قـان آغـلاسێــن زینـب

جهـانـى داغـلاسێــن زینــب

سنه یاس ساخلاسین زینب

حسینیم واى، حسینیم واى...

(زینب باید خون بگرید / و جهان را با سوز آهش بسوزاند؛ و برایت عزا به پا دارد / واى حسینم، واى حسینم)

بۇلـود تک دوْلمـایێــم، نئیلیــم

پـریشـان اوْلمــاییــم، نئیلیــم

آچێـب باش، یوْلمـاییم، نئیلیم

حسینیــم واى، حسینیـم واى

(اگر مانند ابر، بارانی نشوم، چه کنم؟ / اگر پریشان نشوم، چه کنم؛ چرا گیسوانم را پریشان نکُنم و موی نکَنم / واى حسینم، واى حسینم) سه. نوحهی زیر، درد دل دردانهی سه سالهی امام، حضرت رقیه (سلاماللهعلیها) در خرابه با حضرت زینب و نیز دیدن سر مبارک امام است. این نوحه سرودهی مرحوم استاد «رحیم منزوی اردبیلی» است. مرحوم منزوی دین بزرگی بر گردن شاعران و مداحان ترکزبان دارد. کمتر مداحی است که بارها از شعرهای این شاعر دلسوخته استفاده نکرده باشد. اشعار منزوی روان، بیتکلف و در عین حال پرمعنا و سوزناک است:

اى عمــه! منیـم کاش ائلـه امکانیــم اولئیــدى

سینهمـده بو باش، بیر گئجه مئهمانیم اولئیدى

اى کــاش بــۇنون ذکـرینى بیر آن ائشیدئیدیـم

بـۇ قانلێ دوْداقدان گئنــه قــرآن ائشیدئیـدیــم

هـر دم بـابـا جانیم چاغێریب، جان ائشیدئیدیم

قــوربان بابامین جان سسینه جانیم اولئیـدى

(اى عمه! کاش چنین امکانی برایم مهیا بود / که این سر، یک شب مهمان من بود؛ اى کاش حتی برای یک لحظه ذکر لب این سر را میشنیدم / و دوباره از این لب خونآلود، آوای قرآن را مى‏شنیدم؛ و پیوسته «بابا جانم» صدایش مى‏کردم و جان گفتن او را مى‏شنیدم / آنگاه این جان من فداى صداى جان گفتنش مى‏شد)

اوّلــده گــرک باوریمـــى محکـــم ائـدئیــدیــم

پیشــوازه قاچێــب گؤزلـریمـى پُرنم ائدئیدیـم

گؤزیاشلاریمى جمع ائلهییب مرهم ائدئیدیـم

الــده یارالــى لبلــهره درمــانیــــم اولئیـــدى

(براى این که او را مهمان کنم، باید ابتدا عزمم را جزم میکردم / و چشمانم را به پیشواز وى پراشک مى‏نمودم؛ سپس اشک چشمم را جمع کرده، مرهمى فراهم میکردم / تا در دستانم برای لبهاى زخمدیده درمانی داشته باشم)

بیلسئیـدیم اگر، اشکیمـى یوللاره سپهردیــم

گلسئیــدى آیاغیلــه آیــاق ردّیـــن اؤپـهردیــم

فرشیم یوْخودو زولفومو توْپراغه دؤشهردیــم

ویــرانه ائــویــم لاییـــق مهمـــانیم اولئیـــدى

(اگر از خبر آمدن نگارم آگاه مى‏شدم، اشکم را به راهش میپاشیدم / اگر میآمد، ردّ پاهایش را مى‏بوسیدم؛ اگر فرشی نداشتم، زلفم را بر روی خاک میگستردم / کاش خانهی ویرانم لایق مهمانم بود) منزوی در این ابیات بهخوبی توانسته است آداب و رسوم مهمانداری را از زبان دختری سه ساله که شدیداً مشتاق دیدار پدر است، بازگو کند.

دۇتـدو بـو گئجــه اوّل شبــدن منـــى غفلــت

گؤى اهلینى دعـوت ائلهیـم اولمادى فرصت

دوتسئیدیم عزا من بو باشین شأنینه نسبت

جئبریل گـرک بــو گئجــه دربـانیــم اولئیــدى

(از آغازین لحظه‏هاى شب غافلگیر شدم / این بود که براى دعوت آسمانیان فرصتی میسر نشد؛ اگر مى‏توانستم مجلسی در شأن این سر برگزار کنم / باید امشب جبرئیل دربان من مى‏شد) شاعر چه زیبا در این بیت به فضایل ابیعبدالله و امامان بزرگوار اشاره میکند. آری، آسمانیان پابوس و دربان اهلبیت بودند. به فرمودهی امام سجاد (علیهالسلام) فرشتگان در خانهی امامت رفت و آمد دارند و پا به فرش خانهشان میگذارند... منابع 1. بحار الانوار، علامه مجلسی، چاپ دوم: بیروت، لبنان، موسسة الوفاء، 1403ق. 2.دیوان صراف، بکوشش مصطفی قلیزاده، چاپ اول: تبریز، انتشارات فخر آذر، رقعی، 1385. 3. صراف سخن (مجموعه مقالات بزرگداشت یکصدمین سال وفات صراف) 4. صد منظره، رحیم منزوی، چاپ دوم: اردبیل، نشر فائزون، 320ص، جیبی، 1373. 5. آخرین یادگار یحیوی، عباسقلی یحیوی.

mahdi-TTTT
Thursday 10 November 11, 11:55 AM
آیینهای مردم آذربایجان در ماه محرم کربلا مسلخ عشق و محرم فصل عشق ورزی به اسوه جوانمردی، آزادی، عزت، کرامت و شجاعت است. محرم زنگار دل ها را شستشو می دهد و دل را به عشق حسین (ع) پیوند می زند.
(http://www.aftab.ir/articles/religion/religion/c7c1200314574p1.php)

فرا رسیدن محرم و عزاداری حسینی در اقصی نقاط جهان عشق و ارادت به سالار شهیدان را به نمایش می گذارند. مردم مناطق مختلف ایران نیز در این ماه در قالب هیات های عزاداری، زنجیر زنی و سینه زنی سر از پا نشناخته و با اشک و آه و ماتم و برگزاری مراسم سوگواری یاد و خاطره امام حسین(ع) و یاران با وفایش را گرامی می دارند. پرچم ماتم حسینی قرن ها است که با وجود فراز و نشیب های مختلف به همت عاشقان امامت در دیار آذربایجان همچنان در اهتزاز است. مردم منطقه آذربایجان همه ساله مراسم عزاداری محرم و صفر را به صورت گسترده و به شیوه سنتی خاص برگزار می کنند. ● مجالس حسینی مرسوم به «فهنه» روضه خوانی در منازل و تکایای آذربایجان در غیر از ماه های محرم و صفر نیز برگزار می شود اما دهه پایانی ذی حجه آذربایجان یکپارچه چهره حسینی به خود می گیرد به طوری که اکثر شهروندان چند روز قبل از فرا رسیدن ماه محرم لباس های مشکی پوشیده و دستار سیاه به نشانه عزا بر سر خویش می بندند و پرچم های عزا در کوچه و بازار نصب می کنند. در بازار بزرگ و قدیمی تبریز نیز مراسم عزاداری با شور و شوق خاصی برپاست. گروهی از عزاداران بازار با پوشیدن کت و شلوار سیاه به صورت یک دست و متحدالشکل آیین ها و عزاداری های خاصی را برگزار می کنند. می گویند چادر سیاه زنان در فرهنگ شیعی به معنای عزای حسینی است. در نزدیک به دو دهه اخیر رواج این رنگ از چادرها ابتدا از شهرهای بزرگ آغاز شد و سپس در مناطق شهری کوچک و روستاها نیز متداول گشت. بعضی از زنان این دیار هم که با مانتو پوشش اسلامی دارند معمولا در ایام محرم چادر سیاه بر سرمی کنند. پوشیدن لباس سیاه در برخی موارد تا روز اربعین حسینی ادامه می یابد و برخی دستارهای سیاه بسته شده به سرشان را تا سوم امام نگه می دارند. برخی آقایان هنگام عزاداری پیراهنی بلند تا پایین تر از زانو بر تن می کنند و برخی حتی نوعی دامن سیاه را به همراه پیراهن سیاه مردانه می پوشند. می گویند در تبریز علم ها و کتل های قدیمی و ارزشمند زیادی وجود دارد که حتی برخی وقف شده توسط شاهان قجری است. قاجارها در سلسله پادشاهی شاهان متدینی بودند آنها نماز می خواندند، قرآن تلاوت می کردند، اسباب روضه امام حسین (ع) خود را در هر موقعیتی برپا می کردند و با علاقه هر چه تمام به تماشای تعزیه اباعبدالله می شتافتند. حتی از سفرای خارجی هم برای تماشا دعوت به عمل می آوردند. این مورد اخیر در زمان سلطنت رضا شاه برچیده شد و دیگر از سفرای خارجی برای تماشای مراسم شبیه خوانی دعوت نشد. فریادهای «شاخسی واخسی» حیدر، صفدر، حسینیم وای، حسینیم وای، مظلوم اولن حسین وای و. . . از تمامی نقاط شهر به گوش می رسد و اکثر مراسم عزاداری روزهای اول تا هشتم محرم در شب انجام می پذیرد و در روزهای تاسوعا و عاشورا این مراسم در روز نیز برپا است. تبریز شهر ام الهیئات است چرا که بیشترین تعداد هیات های محب اهل بیت (ع) را داراست و تقریبا در تمامی ایام سال مردم این شهر به یاد خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بوده اند و اوج این محبت در دهه اول محرم الحرام جلوه گر می شود. عاشقان خاندان نبوی (ص) و دلسوختگان مکتب ابا عبدالله الحسین (ع)در آذربایجان هم زمان با فرارسیدن ماه محرم با انجام آیین ها و رسم های ویژه سوگواری واقعه جانگداز کربلا را برپا می دارند. احسان دادن و ادای نذر در این ماه گرامی از جمله این رسم هاست. آذربایجانی ها اعتقاد ویژه ای به اطعام از سفره ابا عبدالله الحسین (ع) دارند و معمولا از غذاهای پخش شده و نذری در این ایام برای بیماران خود به تبرک می برند. حتی برخی معتقدند که غذا پختن در روز عاشورا کراهت دارد و حتما باید از غذای نذری خورد. در این روزها در برخی مساجد و خانه ها سفره حضرت سیدالشهدا (ع) باز است و مردم به اطعام از این سفره مبارک می پردازند. اکثرا غذاهای طبخ شده برنج است که با خورشت های مختلفی جهت پذیرایی از عزاداران حاضر می شود. آش از دیگر غذاهایی است که مردم در بزرگداشت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان می پزند. آش ها معمولا بنا بر نذر و حاجتی تهیه می شود و در بین در و همسایه و آشنایان پخش می شود. همچنین گدایی کردن در کوچه و خیابان در روز عاشورا و تاسوعا از جالب ترین نذرهای آذربایجانی ها محسوب می شود. حاجتمندان و دردمندان این دیار نذر می کنند که در صورت بهبود بیماری شان یا رفع فلان مشکل روز عاشورای حسینی یا در تاسوعا گدایی کنند و به این ترتیب در این روزهای مشخص کاسه ای در دست گرفته از رهگذران گدایی می کنند. از دیگر نذرها در ایام ماه محرم می توان به مواردی چون نذر پوشیدن لباس سیاه یا سبز در ایام عزاداری حضرت امام حسین (ع)، انداختن شال سیاه یا سبز بر گردن، بستن پارچه سبز (یاشیل) بر مچ دست سوار کردن کودکان بر اسب نمادین ذوالجناح، گذاشتن کودک در گهواره نمادین حضرت علی اصغر (ع)، دادن نوزاد به آغوش تعزیه خوان نقش حضرت علی اکبر (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و امام حسین (ع) و. . . اشاره کرد. حتی بعضی ها نذر می کنند تا در تعزیه امام حسین (ع) بازیگری و شبیه گردانی کنند و به این ترتیب عشق خود را به فرزندان رسول الله ابراز می دارند. برخی دیگر از مردم در صورت قبولی نذرشان دسته ها و هیات های عزاداری را به خانه خود دعوت می کنند و از عزاداران پذیرایی می کنند. خانه درگذشتگان، خانه بیماران، گلزار شهدا و قبرستان ها از دیگر محل هایی است که دسته های عزاداری در آن حضور می یابند. قربانی کردن گاو و گوسفند در مقابل دسته های زنجیرزنی و سینه زنی، پخش غذا و شیر و شربت و شله زرد در مراکز درمانی، مراکز بهزیستی، شیرخوارگاه ها، خانه های سالمندان، بستن پارچه بر علم های دسته های عزاداری و دادن خون به بیماران نیازمند به جای قمه زنی از دیگر احسان ها و نذرهای ستوده در ایام سوگ حسین بن علی(ع) است. بنای معظم و سرپوشیده بازار تاریخی تبریز که از آن به عنوان بزرگترین بازار مسقف و به هم پیوسته جهان یاد می کنند و قدمت آن به صدها سال قبل می رسد این روزها شاهد سوگواری عزاداران حسین بن علی (ع) است. دسته های مختلف عزاداری محلات قدیمی تبریز طبق روال سال های گذشته و با همان سبک و شیوه سنتی خود امسال نیز به یاد حضرت سیدالشهدا (ع) سوگواری می کنند. تیمچه مظفریه قلب تپنده بازار به عنوان مرکز عزاداری ها این روزها لبریز از سوگواری حسینی است. عزاداران بازار با یک نظم و انتظام خاص سرتاپا سیاه پوش و بعضا با دستارهایی سیاه بر سر در سوگ حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مراسم سنتی - مذهبی سینه زنی و زنجیرزنی را به جای می آورند. در مقابل هر یک از این دسته ها نیز علم هایی به عنوان معرف دسته عزاداری و محله مربوط به آن حمل می شود. برخی از این علم ها از قدمت تاریخی برخوردارند. مرثیه ها و نوحه های خوانده شده در بازار تبریز اکثرا به زبان ترکی آذربایجانی و با همان لحن و سبک قدیمی است. بازار همچنین محل پخش احسان ها و نذورات نیز است، برخی از مغازه ها با پخش چای و دیگر نذورات از عزاداران امام حسین (ع) پذیرایی می کنند. زن ها اجازه ورود به مراسم عزاداری بازار را ندارند و این مراسم صددرصد مردانه است. دسته های عزاداری پس از طی بخش های مختلف بنای سرپوشیده بازار تاریخی تبریز از آن خارج می شوند و همه دسته ها جز چند دسته عزاداری مشخص اجازه ورود به بازار را ندارند. معنویت و روحانیت خاصی بر بازار تبریز در شب های محرم حاکم است که حاجتمندان شهر را نیز بدان جا می کشاند و آنان در مقابل دسته های عزاداری و در حلقه عشاق حسین بن علی (ع) دست بر دامان حضرتش می شوند. سه نوع از دسته های عزاداری سنتی در بازار حضور می یابند. دسته های عرب عجم و زنجیر که تا چند روز بعد از عاشورا همچنان سوگواری می کنند. تبریز سراسر عزاخانه حسینی است که حتی بازار قلب تپنده اقتصاد آن نیز از این امر مستثنی نیست. «پولکه» مراسم سنتی-مذهبی دهه نخست محرم مراسم سنتی - مذهبی پولکه در واپسین روزهای دهه نخست ماه محرم با شکوهی هر چه تمام در بخش هایی از جنوب استان آذربایجان شرقی برگزار می شود. این مراسم در مناطقی چون روستاهای شهرستان عجب شیر (مانند شیشوان و هروان) و شهرستان بناب با شور و شوق خاصی برپا می شود. «پولکه» نام نوعی توپ آتشین ساخته شده از پارچه است که آن را با سیمی می بندند و بعد از نفت اندود کردن آتش می زنند. در شب های نزدیک به تاسوعای حسینی و شب تاسوعا ده ها «پولکه» آتشین در میان عزاداری های دیگر و در فضای تاریک شب چرخانده می شود و این چنین بر ظلمت و تاریکی شب هایی چنین غم افزا غلبه می شود. پولکه ها در تاریکی شب می چرخند و یاد ۷۲ خورشید فروزان دشت کربلا را گرامی می دارد و اشک دلسوختگان اهل بیت را بر گونه ها جاری می گرداند. گروه کثیری از مردم از سایر شهرها و روستاهای آذربایجان جهت مشاهده مراسم پولکه در ایام محرم به مناطق جنوب استان آذربایجان شرقی سفر می کنند. پولکه از منحصر به فردترین مراسم های عزای حسینی بخشی از مناطق آذربایجان است که نظیر آن در سایر مناطق شیعه نشین جهان برگزار نمی شود. ● پرده خوانی و پرده داری پرده خوانی یکی از هنرهای سنتی ایرانی است که با باورها و اعتقادات مردم این مرز و بوم آمیخته شده است. از ذکر جنگ ها و دلاوری های حضرت امیرالمومنین علی(ع) گرفته تا مصیبت های اهل بیت (ع) در سرزمین خون و تشنگی کربلا همه و همه بر سینه پرده های رنگارنگ نقش می بندد و از سینه پرده خوانان شیرین سخن می تراود و آنگاه شیعه به مدد هنری اصیل و سنتی تولی و تبری می کند. ● گرداندن ذوالجناح بازگشت بدون سوار ذوالجناح از صحرای کربلا یکی از غم انگیزترین صحنه های واقعه عاشورا بوده است و بیانگر اوج اندوه و غم فرزندان خاندان اهل بیت(ع) در فراق حضرت حسین بن علی (ع) است. این صحنه اندوهبار در ایام عزاداری حسینی و علی الخصوص در روز عاشورا در مناطق مختلف به صورت نمادین باز آفریده می شود. تزئین اسبی به عنوان نماد ذوالجناح یکی از آیین های ویژه عزاداری روز عاشورا در مناطق مختلف آذربایجان است. مردم این منطقه معمولا در این روز اسبی سفید رنگ را با پارچه های سفید و سبز و آغشته به رنگ سرخ تزئین می کنند و در کوچه و خیابان ها می گردانند، گاه چندین کبوتر خونین بال نیز بر زین اسب نهاده می شود تا فضای حزن انگیز و معنوی مراسم را دوچندان نماید. در برخی مناطق آذربایجان در برابر ذوالجناح اشعار و مرثیه هایی نیز خوانده می شود و عزاداران از او سراغ سرور و آقایشان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) را می گیرند. سر و گردن اسب را به آغوش می کشند و اشک حسرت و ماتم سر می دهند و هم زمان بر سر و روی اسب کاه می پاشند. مردم نیز اعتقاد و علاقه ویژه ای به ذوالجناح نمادین نشان می دهند و نذر می کنند و فرزندانشان را بر پشت این اسب نمادین می نشانند. حضور اسبی سفید و خونین در میان جمعی عزادار و سر تا پا سیاه جلوه ویژه ای به شهرها و روستاهای سوگوار آذربایجان می دهد و بر حال و هوای عاشورایی عزاداران می افزاید.

mahdi-TTTT
Thursday 10 November 11, 12:14 PM
نگاهی به آثار صرّاف تبریزی

صرّاف تبریزی
استاد سخن،شاعر نغز گفتار و دلسوخته مرحوم حاج رضا صراف تبریزی در سال 1371 هجری قمری در محله ی راسته کوچه تبریز در یک خانواده ی بازرگان دیده به جهان گشود.در سن 12 سالگی پدر خود را از دست داد به ناچار برای گذراندن زندگی به شغل پدرش یعنی صرّافی روی آورد.در تیمچه ی حاج سید حسین به صرّافی پرداخت.در حین تجارت،به آموختن ادبیات فارسی و عربی پرداخت.در 25 سالگی اشعارش مورد توجه مرحوم استاد لنگرانی قرار گرفت.با تشویق و ترغیب وی به انجمن ادبی صفا راه یافت.در بحبوحه ی نهضت مشروطیت و موقعی که مردم در کنسول گری انگلیس متحصن شده بودند.دریای غیرت او به غلیان آمد و به سرودن اشعار مهیّج و انقلابی پرداخت: ای ملت اسلام اوْیان وقت سحردی گؤر بیر نه خبر دی بس دیر بو قدهر یاتما چۆرۆرسن نه خبردی دۇر وقت سحردی او را سعدی آذربایجان(آزربایجان) نامیده اند.صراف انسانی بود،وارسته،ادیب و متواضع.به زادگاه خود عشق می ورزید و با بیگانگان به زبان شعر به ستیز می پرداخت. صراف در عمر کوتاه خود در حدود 2500 بیت شعر سروده که علاوه بر غزلیات،اشعار نغزی در موضوع حادثه ی کربلا سروده که حکایت از علاقه مندی و اظهار ارادت شاعر به ساحت مقدس معلم بزرگ شهادت حضرت حسین بن علی(ع) دارد و بیش از نصف دیوانش به مراثی و مدایح اهل بیت(ع)اختصاص یافته است.در حقیقت صرّاف یکی از 4 شاعر بزرگ مرثیه سرای 100-150 سال اخیر بوده است. صراف در 17 ربیع الاول سال 1325 در سن 54 سالگی به دنبال یک بیماری طاقت فرسا جهان را وداع می کند. متن زیر مقدمه ی دیوان صرّاف تبریزی بقلم عالم و ادیب بزرگ مرحوم میرزا جعفر تبریزی برادر کوچکتر صرّاف که بعد از مرگ شاعر در سال 1325 هجری قمری نوشته شده است: بر دانشمندان و ارباب فهم و ذکاء روشن و مبرهن است که اصحاب معارف و کمالات اگر چه به شمایل انسانی و خصایص جسمانی با مردمان یکسانند اما به فضائل نفسانی و تشریفات روحانی دیگر کسانند،هادی راه سعادت و مرشد طریق هدایت،نقطه سنج عالم معانی و خوشه چین بوستان کامرانی اند.لاجرم این جمع همه،شمع محافل ممکنات و ضیاء بخش مجالس موجودات آمدند خاصه حاوی فضائل کمال و جامع محامد سعادات،سالک مسالک حقیقت و ناهج مناهج طریقت،صاحب قریحه ی صافیه ودارای مراتب عالیه،غوّاص بحار دقایق و صرّاف نقود حقایق کاشف رموز حکمت و ناشر فضل و معرفت،محب خاندان عصمت و عاشق اهل بیت طهارت،زائر سمیّه الامام ابن الامام ثامن الائمه و عاکف بیت الله الحرام اعنی جناب فردوس مکان،خلد آشیان حاج رضا متخلص به "صراف" نَوَّرَ الله مضجعه،که این ارجوزه ی شریفه و وجیزه ی نفسیه ی منیفه مه به منزله ی قطره است از دریا،از سوانح خاطر خیریه مظاهر او بوده که بهجت کثرت رغبات طالبین و بملاحظه ی آنکه لم یَمُت مَن اَخلَفَ اثراً جمیلا و ذِکراً حَسَناً بزیور طبع آراسته گردید.



چو گوهر پاک دارد مردم پاک

کی آلوده شود در دامن خاک

گِل سرشور از این معنی که پاک است

به سر برمی کنندش گر چه خاک است
و چون نهال قامتش به کمال رسید و مِکیال قسمتش مالامال گشت،در شب میمون مولود حضرت ختمی مآب(ص) هفدهم شهر ربیع الاول از هجرت نبویه هزار و سیصد و بیست و پنج سال گذشته،مرغ روحش این جهان فانی را ترک گفته،در فردوس اعلی آشیان گرفت و داغ حسرت بردل احباء و دوستان خویش گذاشت.

و مدت زندگانیش در این عالم فانی پنجاه و چهار سال کشید.

اللهم اصعد روحه الیک و اسکنه فی جنّتکِ فی جوار موالیه علیهم السلام و ارحمه و ایانا و جمیع المؤمنین برحمتک یا ارحم الراحمین.
بی گمان حاج رضا صراف تبریزی یکی از قله های همیشه بلند شعر ترکی و به تعبیر شهریار:از نوابغ ادبی آزربایجان است. در عرصهی غزل،شور انگیز ترین و لطیف ترین غزل های زبان ترکی به زبان ساده و بیانی شیوا و عاطفی از ذوق و قریحهی سرشار صراف تراوش کرده است. در زمینهی مدح،مرثیه و ثنا گستری آل علی(ع)، بی شک صراف از مردمیترین و دلسوختهترین شاعران شیعی است.سوگ سروده های وی در ماتم سالار شهیدان امام حسین(ع) و یارانش ورد زبان عاشقان اهل بیت(ع) در ایران، جمهوری آزربایجان، ترکیه، داغستان و قفقاز است.
سادگی و روانی از ویژگیهای بارز زبان شعری صراف است.به گونهای که کمتر متخصصی جرأت تصحیح دیوان صراف را دارد.تعبیرات پیچیده و کلمات مهجور و فضل فروشانه از ساحت شعر او به دور است.البته صراف،سادگی زبان و روانی بیان را با سَیَلان عاطفه،روشنی اندیشه و صنایع ادبی در هم آمیخته و با استفاده از صنایع لفظی و معنوی همچون تشبیه، حقیقت و مجاز، طباق، مراعات النظیر، لف و نشر،تجنیس، ارسال المثل و... سخن را غنا و استحکام بخشیده و به نهایت شیوایی و زیبایی رسانده است.با آوردن گوهر های معانی بکر و با الهام از ملکوت روشنی بخش فکر،بر بار معرفتی شعرش افزوده و با دمیدن روح احساس و عاطفه و ساختن تصاویر دل انگیز و تشبیهات رنگارنگ . گاه با نازک خیالی به شیوه ی شاعران سبک هندی کلام خود را دلنشین و ماندگار کرده است.

نمونه ای از صنعت ارسال المثل، در اوج تأثیر گذاری:


دئدیم:حکمت ندور آتدۇن منی، اغیاره یار اوْلدۇن؟

دئدون: بو نکتهیه ال وۇرما، "حکمتدن سؤال اوْلماز"

سنی جان تک آلام آغوشیمه فرضاً نئدور عئیبی

دئدیلر رسمیدور:"فرض محال آخر محال اوْلماز"

صراف قطعاً به یک زبان مستقل شاعرانه و سبک خاص رسیده که متفاوت از سبک اساتید متقدم و معاصر اوست.خود صراف بیش از دیگران بر این حقیقت واقف بود:

آفرین بر هنر خامه ی "صراف"-ی-سخن

گوهر معرفت آورده ز دریای دلم تأثیر پذیری از شاعران بزرگ قبل از خود

عشق تو در وجودم و مهر تو از دلم

با شیر اندرون شد و با جان بدر شود!

حافظ شیرازی

نه قدر"رضا"یه دئدیم:رضا،بو نگاره باغلاما بئل،دئدی:

بئله رسمیدور سود ایله گلن، گرک عاقبت چیخا جانیلن

صراف



شب هیجران یانار جانیم، تؤکر قان چشم-ی-گیریانیم

اویالدار خلقی افغانیم، یاتان بختیم اویانمازمی؟

فضولی

منیم دوریمده یاتماز بیر نفر،اما تعجب دور

یاتان بختیم اوْیانماز بیرجه فریاد و فغانیمدن

صراف تأثیر گذاری بر شاعران بعد از خود:

بو شعر نغزده صرّاف طرفه جاذبه وار

غزل دییهدییه، وحشی غزالی رام ائلدون

صراف

شهریارا غزلم خوانده غزالی وحشی

بد نشد با غزلی، صید غزالی کردیم

شهریار و یا

سر لوح حسندن خطون اندی لب اۆستۆنه

دیباچهی ختم اوْلوبدۇر کئچهر مطلب اۆستۆنه

صراف

تا روی وز در خم زلف شب اوفتد

یک آسمان ز دیده ی من کوکب اوفتد

شهریار

mahdi-TTTT
Thursday 10 November 11, 07:12 PM
6515
(http://cosar.persianblog.ir/post/84/)
درد دل حضرت زینب با برادر (http://cosar.persianblog.ir/post/84/)
گیرم که رد کنی دل مارا، خدا که هست
باشد،!! محل نده ، قسم مرتضی که هست

گیرم که رد کنی دل مارا، خدا که هست
باشد،!! محل نده ، قسم مرتضی که هست
وقتی قسم به معجر زینب قبول نیست
چادرنماز حضرت خیرالنّسا که هست
یک گوشه می نشینم و حرفی نمی زنم
بیرون مکن مرا تو از این خانه، جا که هست
از درد گریه تکیه مده سر به نیزه ات
زینب نمرده، شانه ی دارالشّفا که هست
قربانیان خواهر خود را قبول کن
گیرم که نیست اکبر تو، طفل ما که هست
گفتی که زن جهاد ندارد، برو برو
لفظ «برو» چه داشت برادر؟ «بیا» که هست
خون را بیا به دست دو قربانی ام بکش
تو خون مکش به دست، عزیزم حنا که هست
گفتی مجال خدمتشان بعد از این دهم
از سر مرا تو باز مکن، کربلا که هست

گفتی که بی تو سر نکنم، خب نمی کنم
بعد از تو راه کوفه و شام بلا که هست

عاشق تيراختور
Thursday 10 November 11, 07:15 PM
تهران:۱۷:۰۷ , ۱۳۹۰/۰۸/۱۶
http://www.mehrnews.com/fa/image/printer.gif نسخه چاپی http://www.mehrnews.com/fa/image/newstextonly.gif نسخه فقط متنی http://www.mehrnews.com/fa/image/newstextonly.gif دریافت فایل txt (http://www.mehrnews.com/fa/newsTextonly.aspx?NewsID=1454550) http://www.mehrnews.com/fa/image/email.gif ارسال این خبر به دوستان















گزارش تصویری/ عید قربان در آسایشگاه کهریزک


مراسم جشن عید قربان صبح امروز دوشنبه در آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک برگزار شد.



http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717817_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717818_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717814_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717813_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717812_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717811_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717810_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717816_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717808_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717804_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717800_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717806_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717795_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717783_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717802_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717797_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717791_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717793_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717786_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717788_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717787_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717789_orig.jpg
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/717785_orig.jpg
عکس/ ابوالفضل سلمانزاده





امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این عکس(ها) فقط با ذکر منبع "خبرگزاری مهر" مجاز است.

mahdi-TTTT
Thursday 10 November 11, 07:16 PM
آسیب شناسی مراسم محرم (1) (http://cosar.persianblog.ir/page/asib1)
با توجه به جایگاه رفیع و ارزشمند مراسم عزادری امام حسین بدیهی است بررسی آسیبها در این عرصه لازم است٬ آسیبها در این عرصه دو قسم است یکی آسیب محتوایی ودیگری آسیب شکلی :
الف) آسیبهای محتوایی
۱- طرح یک جانبه سیمای معصومین
پیامبران وامامان دو جنبه دارند یکی جنبه ملکوتی که در این نگاه معصومند ٬علم غیب دارند ٬ولایت تکوینی دارند .و...ودیگری جنبه ملکی وزمینی :قل انما انا بشر مثلکم .ما باید در مجالس اهل بیت هردو بعد را مطرح کنیم وتاکید بر بعد دوم داشته باشیم آنان الگوی زندگی اند .این است که سازنده است در حالیکه در این مراسم ها تنها جنبه قداست مطرح است وبس. اخیرا در برخی از مجالس سخن از چشم وابروی اهل بیت است واینها سطح معارف دینی را پایین می آورد ٬عزاداری باید جهت روشنگرانه ٬افشاگرانه و هدایتگرانه داشته باشد.
۲-غلو
دیگر آسیب ٬طرح مسائل غلو آمیزدر عزاداری هاست٬حسین اللهی شدن !زینب اللهی شدن! واز این رهگذر خود را مقدس جلوه دادن . قر آن کریم در این مورد می فرماید «یا اهل الکتاب لا تغلوافی دینکم ولا تقولوا علی الله الا الحق » .(نساء ۱۷۱)
«یا اهل الکتاب لا تغلوافی دینکم »(مائده ۷۷)
۳- دروغ
هدف وسیله را توجیه نمی کند اگر ترغیب شده به برپایی مجلس عزاداری امام حسین فلسفه صحیحی دارد وآن اینکه مردم با مکتب حسین آشنا شوند ٬عارف به مقام حسین شوند و فلسفه قیام را بدانند نه اینکه بیایند و نفهمیده بگریند.
۴ـمطالب ذلت آمیز
طرح مطالب ذلت آمیز ٬تعبیر های چون زینب مضطر و...وامام زین العابدین بیمار و ...که ذلت از ساحت مقدس اهل بیت به دور است .که :«ولله العزة ولرسوله و للمومنین»
۵-طرح سست معارف اسلامی
ورود خواب در عرصه معارف و ملاقاتهای دروغین.اینها موجب سست شدن معارف اسلامی می شود.امام صادق می فرماید: «ان الله اعز ان یری فی النوم»دین خدا عزیزتر از آن است که در خواب دیده شود .حجیت کلام معصوم در بیداری است نه در خواب ورویا.وقول مشهور عدم حجیت را پذیرفته اند.مراجع عظام در خصوص کسانی که ادعای دیدار امام زمان را میکنند ابراز داشته اند که :این ادعا دروغ است وشرکت در چنین مراسمی حرام .(آیت الله العظمی صافی ٬آیت الله العظمی سیستانی ٬آیت الله العظمی تبریزی.)
ب) آسیبهای شکلی
۱-استفاده از موسیقی مبتذل
امروزه بر اساس ریتم ترانه ها محتوا را می سازند که قطعا حرام است . قر آنی که می گوید حق ندارید قر ان را با لحن اهل فسق بخوانید قطعا اجازه نمی دهد از اهنگهای حرام در عزاداریها استفاده شود.
۲-اکتفا به مداحی
اگر شور به شعور پیوند نخورد ٬ماندگار نخواهد بود.اهل بیت مجالس محتوایی را دوست داشتند

mahdi-TTTT
Saturday 12 November 11, 09:26 PM
بنی هاشیمین پارلاق آیێنێن نؤحهسی

قوْشار: اردبیللی زایر



چون عرش-ی-زین اۆستهن دۆشۆب، سققای-ی-مظلومان یئره

گـویـا نـــزول ائیـلــوب1 اوْ دم گـــؤیـــدهن مــه-ی-تـابــان یــئــره



اوْلـدۇ علــهم تــک سـرنیـگـون، نـوبـاوهی-ی-شـاه-ی-نجـف

دؤور-وْ-بـریــن اهـل-ی-جفـا، ائیلـوب ایحـاطــه صــفبـهصـف

اؤلدۇ خدهنگ-ی-دۆشمهنه، ظۆلمیله گۆل جیسمی هدهف

زخم-ی-شریفینـدهن آخـۇب2، جئیحـون کیمـی القـان3 یئـره

یالقـۇز4 گـؤرۆب اوْل سـروهرین، اطـرافینـی آلـدێ صفوف5

از بس یارالێ جیسمینـه، وۇردێ6 گـروه-ی-کیـن سیـوف7

تحـریـر ائـدوبلـه8 پئیکـهرین، شمشیـریلـه مثـل-ی-حروف

گـویـا دۆشـۆب قورآنـیـدهن، بیر صفحــهی-ی-قـورآن یئـره



سرو-ی-قدّی طوبیٰ کیمی دۆشمۆش یئر اۆزره چاک-ی-چاک

مـردانــه راه-ی-عئشـق ده، اوْلمــۇش وجــودی زیـب-ی-خاک

زخـم-ی-وجـودینـدهن اوْلــۇب جـاری اوْ دشتـه؛ خــون-ی-پاک

قانیلــه ثـبـت-وْ-ضبـط اوْلــــۇب، تا آیــــهی-ی-قــــورآن یئــــره



بـیتـاب-وْ-بـیطـاقـهت گـؤرۆب، تاپـدێ جیسـارهت کـوفییـان

مــوج ائتــدی دریــا تــک اوْ دم، اهـــل-ی-جفـا؛ پیر-وْ-جــوان

دگـدی زبــس اوْل ســروهره، شمشیــر-وْ-تیـر-وْ-خـونفیشان

قان قطرهسی گۆل جیسمیدهن، گۆل تک اوْلۇب خندان یئره



اوْن یئتـدی کـافـر کیـن ایلـه، چکـدی بئلینـدهن خنجـهرین

ایقدام ایدوبله9 کسمهگه، باشێن سۇسۇز اوْل سروهریـن

ظۆلمـهت کیمـی اوْل مـَهوشیـن آلـدێ عـدو دؤور-وْ-بـریـن

آز قـالـدێ جـور-وْ-ظـۆلمـدهن، دۆشسۆن اوْ گۆن لرزان یئره



سمـت-ی-خییـامـه یـۆز دۇتـۇب حسـرهتلـه اوْل کان-ی-وفا

نطق-ی-گؤههر بارین آچۇب10، عرض ائتدی «ادرکنی اخا»

یئتـدی خییــهمــده اوْل زامـان، سمـع-ی-ایمـامـه بـۇ صـدا

اشـگ-ی-بصـر بـاران کیمـی، تـؤکـدی شـه-ی-دؤوران یئره



سورعهتله چێخدێ خئیمهدهن، مئیدانه یۆز قوْیدێ اوْ شاه

نـه نـوع تـاپـدێ قــارداشێـن، اوْل پـادشــاه-ی-کـم سیپـاه

قان لختهسی دۇتمۇش یۆزین، ابر ایچره گویا قرص-ی-ماه

بیصبر اوْلۇب تا زین ایدهن، دۆشدی شه-ی-عطشان یئره



آلـدێ دیـز اۆسـته باشێنێ، اوْل معدهن-ی-جود-وْ-کـرم

فـرمـاییـش ائیلـوب یـا اخـا، هیجـروندا اوْلـدۇم قدّی خم

بـیصبــر-وْ-بــیآرام ائـدیـب، اولاد-ی-اطهــاری بـۇ غـم

جاری ائدهرلر گـؤز یاشێـن، هیجرونـدا چـون بـاران یئــره



بۇ زاییـره لوطـف ائـت شـهـا، عبّـاسـۆوه11 اوْلمـۇش دخیل

بۇ حاضیرین بزمایلـه عقبـاده، قێـل اجـریـن {سن} جــزیـل

ایستـه گـلاخ12 بـۇ جمعیـلــه اوْل روضــهی-ی-پاکـه بـۇ ایـل

تا سجدهی-ی-شوکر ایتماقا 13 بیز یۆز قوْیاخ 14 بیر آن یئـره

mahdi-TTTT
Saturday 12 November 11, 09:37 PM
شاعران نامدار عاشورایی اردبیل اردبیل ،این خاستگاه تشییع و مرکز تجلی شور وعشق حسینی از قرنها پیش پاسدار میراث گرانقدر فرهنگ عاشورایی بوده واین فرهنگ در اعتقادات مذهبی مردم این سامان ،عمیقاً ریشه دوانیده است.درسراسر فرهنگ بشری و در سراسر دنیا از قدیم الایام تا عصر حاضر هیچ حماسه ای به اندازه واقعه کربلا مورد توجه قرار نگرفته است هرگاه سروده های شاعران درباره انقلاب کبیر عاشورا در یک جا گرد آوری شود به یقین کتابخانه عظیمی را تشکیل خواهد داد و همین گسترگی نموداری است برعظمت نهضت سیدالشهداء (ع) و یاران فدارکارش که مخلصانه دل به معشوق دادند وعاشقانه جان باختند
در اردبیل از شاعران وسخنوران توانا که در مورد فرهنگ عاشورا شعر سروده اند استادان بزرگوار مرحومین (شمس عطار اردبیلی - بیضای اردبیلی - تاج الشعراء یحیوی – مضطر - انور اردبیلی - منزوی – ذاکر – شایق – ناطق – میرزا صدر المالکی – کاتب - حاج مختار نخستین – رحمان نیک نژاد - نادر جلیلی وند - استاد بهجت خامه یار – مطلع – ناصر آزاد - عاصم کفاش - صدیف بختیاری - غمگین الحسینی) آثار دلنشین خود را در دفتر عشق حسین (ع)ثبت کرده اند. مولانا شمس عطار اردبیلی شاعر عارف وعاشق شوریده اهل بیت اطهار علیهم السلام جزو شخصیت هایی است که زندگینامه مدون وکاملی از وی در دست نیست.
بیضای اردبیلی درسال 1268 هجری قمری برابر با 1226 شمسی در محله سلیمانشاه کوچه اسماعیل بیگ روبروی کوچه آقاجانخان ،قدم به عرصه حیات نهاد. خانه وی تا این اواخر پا برجاست و به ((بیضا حیهطی)) یا حیاط بیضاء معروف است. شغلش کلاهدوزی بود و در راسته بازار اردبیل – آنجا که بازار کلاهدوزان فعلی قرار دارد – دکان داشت این دکان در جریان خیابان کشی واحداث خیابان پهلوی سابق ار بین رفته است.در کنار این کار، گاه گداری به تجارت پوست بره می پرداخت.

سنه ای مدعی گر عشق حسیندی پیشه

قورخما محشرده اماندی ائیله مه اندیشه

دوت حسین دامنینی خاتمه وئر تشویشه

عاشقون بیلله م قبرده کچر آسان گجه سی
حاج عباسقلی یحیوی اردبیلی حماسه سرای نامدار آذربایجان در تاریخ 27تیر ماه 1280قدم به عرصه حیات گذاشت وی یکی از بزرگترین شاعران عاشورایی معاصراست که علاوه برداشتن سبک خاص به لحاظ نوآوری وایجاد تحول بنیادین در سوگنامه پردازی و مرثیه سرایی ،سرآمد روزگاز وپایه گذار مکتب شعری ویژه ای است در سن 13سالگی چشمه شعر در جانش جوشیدن گرفت وبا تخلص احقر سرودن آغازید حاصل 78سال عمر و 65 سال سابقه سخن پردازی وی 8 جلد کتاب است که حاوی صدها قطعه اشعار فارسی وترکی آذری می باشد 1-بساط کربلا 2-اسرار عاشورا 3-پرچم عزا 4-آخرین آثار یحیوی 5-یادگار یحیوی 6-بهارستان یحیوی 7-نگارستان یحیوی 8-غزلیات و طنز

آی باتدێ صۆبح آچێلدێ، زینب نوایه گلدی

زهرا دئدی حۆسئن وای، عالهم صدایه گلدی



چۆن یێخدێلار آتێندان، سولطان-ی- تشنه کامی

دنیایه اوْلدۇ ائعلان، قتل-ی-حۆسئن پئیامی میرزا مضطر اردبیلی شاعر پرشور و نوای حسینی جبار جلیلوند فرزند مشهدی جلیل در سال 1272 خورشیدی در کوچه علی از توابع محله پیرعبدالملک قدم به عرصه وجود نهاد پس از ورود به مکتب خانه استاد میرزا عزیز مرحوم سالیان دراز همدرس وهمکلاس استاد یحیوی مبرور (متولد 1280) بود

اصغریم ،ای پرشیکهسته، بۆلبولوم یات ساکیت اول

آغلاما ،لای لای بالام ،لای لای گۆلوم یات ساکیت اول

آغلایێب آرامی آلدۇن، دردناک ائتدین منی

مو پریشان، دیل پریشان، سینه چاک ائتدین منی
حاج انور اردبیلی حاج قدیر جلیل زادگان فرزند حاج یوسف متولد سال 1310 یکی از شاعران خوش قریحه عاشورایی است که در دوره تحصیل از شاگردان ممتاز بوده با داشتن استعداد درخشان ،به تشویق پدر خویش به شغل آزاد روی آورد ولی از مطالعه در زمینه مسائل مذهبی ،اخلاقی ومتون کلاسیک ادبیات فارسی و آذری غفلت نورزید از 15سالگی به شعر وشاعری دل بست. وی روز 6 اردبیهشت سال 1371 دچار سکته مغزی گردید وسرانجام ساعت 30/4 بعداز ظهر روز جمعه 19ذیعقده 1412 برابر با اول خرداد 1371 دار فانی را وداع گفت ودر قبرستان قاسمیه دفن گردید

دامن ختم نبی عرش زینب است

شهپر روح الامین فرش زمین زینب است

ساطع از رخساره اش اشراق نور پنج تن

جلوه زهرای اطهر در جبین زینب است
منزوی اردبیلی رحیم منزوی اردبیلی فرزند اسدالله در محله سید آباد اردبیل در سال 1316 دیده به جهان گشود وی یکی از شاعران نام آور عاشورایی است از آثار وی 1-نهضت حسینی 2-آمال منزوی 3-آثار منزوی 4 -ایثار منزوی 5-صدسینه زن 6-صد قافیه 7-صد منظره 8-صد زمزمه در سحرگاه روز 9 مرداد 1371 (30محرم) درپی عارضه قلبی در بیمارستان تهران درگذشت و جنازه اش به اردبیل انتقال یافت ودر قبرستان بهشت فاطمه به خاک سپرده شد.

محضر حقده بلادور باشه، باش-و-جان باجی

ایستیرهم کئچهم باشه، یئته پئیمان باجی [در مورد شاعر دل سوخته اردبیل مرحوم رحیم منزوی و سبک نوحه وی حرفهای زیادی می توان گفت که البته باید اهل خبره به این مورد بپردازند چون بنده با عروض و کلا" شعر آشنایی آنچنانی ندارم ولی این را بگویم که استاد نیز دارای سبک خاص ادبی بوده و در نوع خودش بهترین و فاخرترین آثار را آفریده است. و معمولا" در سروده های ایشان کلمات فارسی و عربی نسبت به سایر نوحه ها کمتر است و شور و جوشش عشق را در سروده های ایشان بوضوح می توان دید. مطلب دوم اینکه ایشان در زمانی اشعار خود را سرودند که مداحی ترکی با حضور و پیدایش مداحان بزرگی چون حاج سلیم موذن زاده اردبیلی، حاج داوود علیزاده، حاج جواد رسولی و حاج محمد باقر تمدن و ... به تمام لایه های اجتماع رسوخ کرده و گسترش فراوانی یافته است و درست چنین زمانی است که سروده های ناب و بی بدیل استاد با اجراهای بی نظیر مداحان بزرگ و عزیزمان و مخصوصا" استاد سلیم موذن زاده اردبیلی که با توانایی تمام و درست بر طبق دستگاههای موسیقی انجام می گرفت بر روی نوارهای کاست خانه به خانه در بین مردم چه در شهر و چه در روستا به جای تمام چیزهای دیگری که می شد گوش داد مورد استفاده قرار می گیرد. و به نحوی یک همکاری زیبا بین شاعر و مداحان بوجود آمده بود و این مداحان خود را شاگرد مکتب استاد منزوی قرار داده بودند و اوج این همکاری ها را در آثار حاج سلیم به وضوح می توان یافت و کاست اکبره باخ –اکبره باخ حاج سلیم که تماما" سروده های مرحوم منزوی بود شاهکاری در ادبیات عاشورایی می باشد. شعری با قالب نو و خلاقیت تمام و اجرایی زیبا و تمام با خلاقیت استاد سلیم موذن زاده، و واقعا" می توان گفت که این اثر بی نظیر بوده و است و باعث شروع سبک جدیدی در مرثیه سرایی و مداحی ترکی گردید. در مورد شخصیت مرحوم منزوی نقل است که ایشان در باره مضامین و حتی کلماتی که در سروده هایش به کار می برد خیلی حساس بود و شعرها را سعی می کرد که در همان حال و هوای عاشورایی بسراید و حتی گویند که برای سرودن شعری در مورد حضرت رقیه (س) مسیری خاردار را که نسبتا" هم طولانی بود چندین بار با پای برهنه دویده بود تا بتواند شعر سوختن خیام و فرار بچه ها به صحرا را بسراید. شاهد مثال همکاری استاد با مداحان ترک را می توان در مراسم تشییع جنازه استاد دید و چه صحنه های بیاد ماندنی بود سلیم می خواند، تمدن اوْخشاما می گفت او تمام نکرده داوود به فغان می آمد. خدایش بیامرزد.] حاج ناصر آزاد اردبیلی جلیل ناصر آزاد متخلص به ناصر و معروف به حاج ناصر ساعت ساز در 6شهریور 1298 شمسی در محله ملا هادی در خانواده متدین قدم به عرصه گیتی نهاد در ظهر یوم الله 27 رجب 1408 مطابق با 8 فروردین 1366 پس از سرودن مدیحه ای درباره بعثت پیامبر (ص) لبیک حق را اجابت گفت وپیکر پاکش در قبرستان غریبان اردبیل به خاک سپرده شد

برحسینی ها زهر جا کربلا زیباتراست

جلــوه گـــاه آشنــا بر آشنـا زیباتراست غمگین اردبیلی میرزا عبادالله داورنیا فرزند مرحوم مشهدی علی مشهور به ملا عبا غمگین ومتخلص به غمگین الحسینی در صبحگاه یوم الله نیمه شعبان المعظم سال 1312 هجری قمری دیده به جهان گشود مرحوم غمگین روز دوشنبه ساعت 4 بعداز ظهر روز 29 اردبیهشت 1348 برابر با 2 ربیع الاول سال 1389 در سن 76 سالگی دارفانی را وداع گفت ودر قبرستان غریبان مدفون گردید

یاپێش صدقیله غمگین، دامن-ی-ناموس-ی-کبرادهن

سنه ائیلهر شفاعهت، دوْختهر-ی-زهرا، قییامهتده صدیف بختیاری اردبیلی صدیف بختیاری در سال 1300 شمسی در اردبیل دیده به جهان گشود وی یکی از شاعران آذری است که بختیار یا بختیاری تخلص می کرد نامبرده روز 13شهریور ماه 1366 دارفانی را وداع گفت ودر قبرستان بهشت فاطمه اردبیل به خاک سپرده شد.

افســوس تئــز پـوْزار او گـۆلــون اتفاقینـی

جبـر-ی-زمان-وْ-جور-ی-خزان، باد-ی-صرصری

بۆلبۆل بۇ سوگنامه ده، لئیلانی فرض ائله

گۆل ده ووجود-ی-اقدس-ی-شهزاده اکبری غلام عسگر عاصم کفاش در خانواده های مذهبی در سال 1246 خورشیدی در یکی از روستاهای منطقه یورتچی حوالی شهر نیر دیده به جهان گشود سه ساله بود که مرحوم پدرش به اردبیل کوچید ودر محله جمعه مسجد سکونت اختیار کرد در سال 1327 خورشیدی دار فانی را وداع گفت ودر قبرستان بهشت فاطمه اردبیل مدفون گردید.

باخ بیر اوضاع-ی-جهانه ،ائی دل-ی-عاقل سن اگر

روزگار اوْلمـــۇش گۆذهرگاهـون، دگیل هرگیز مقهر

mortozpasha
Monday 14 November 11, 02:41 AM
یه بیت شعر از خودم برای تبریک عید غدیر (http://mortezapashaie.blogfa.com/post-166.aspx)





امشب شب عشقه شب عشقه نگارهجون و دل مسلمین به راهه یاره**********سلامخواستیم با این بیت به همتون تبریک بگم

عیدتون مبارک
براي ديدن عكس در سايز اصلي از 600x150px اينجا كليك كنيد
http://www.kanoon-ansar.ir/Gadir/p1.jpg



http://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gif
http://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gif
http://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gif
http://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gifhttp://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gif
http://forum.iranvij.ir/images/smilies/yahoo/53.gif



http://forum.tractorfc.com/clear.gif (http://forum.tractorfc.com/editpost.php?p=778414&do=editpost) (http://forum.tractorfc.com/editpost.php?p=778414&do=editpost)

mortozpasha
Monday 14 November 11, 09:43 PM
ردیف

موضوع
اجرا

حجم
(KB)
زمان


1
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/ali%20ey%20homaye%20rahmat.mp3)
1,171
0:06:38


2
علی را وصف در باور نیاید
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/ali%20ra%20vasf%20dar%20bavar%20nayayad.mp3)
1,074
0:06:05


3
نامدگان و رفتگان- محمد اصفهانی
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/Amadegan&Raftegan.mp3)
1,284
0:07:17


4
دیده بگشا - محمد اصفهانی
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/Dide%20Bogsha.mp3)
975
0:05:31


5
فرزند کعبه
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/habibian_jame-jahan-namaye-eshgh.mp3)
452
0:02:32


6
خیز و به یک سو فکن پرده دلدار را
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/Habibian_jelvegare%20raz.mp3)
1,110
0:06:17


7
با عشق علی ناد علی می گویم
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/Homan%20bakhtiari_eshghe%20ali.mp3)
619
0:03:30


8
سر اکبر علی ساقی کوثر علی
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/Homayoon%20kazemi_ya%20ali.mp3)
1,024
0:05:48


9
مظهر و مهری و وفایی علی
http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/sorood/Rahmatollah%20tatar_ya%20ali.mp3)
620
0:03:30



برای دانلود کردن صداهای فوق، روی آیکون http://www.aviny.com/Voice/images/ejra_01.gif کلیک راست نموده
و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

mortozpasha
Monday 14 November 11, 09:48 PM
مدیحه غدیر

حاج محمود کریمی




ردیف

موضوع

پخش
اجرا

حجم
(KB)

زمان



1
من جامه ی صبر خویش در عشق تو میدرم (جدید، سال 89)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/89/karimi89-01.mp3)
2,839
005


2
من عبد و مولا تو مولا علی علی مولا (جدید، سال 89)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/89/karimi89-02.mp3)
2,044
0:08:41


3
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار (سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-13.mp3)
2,594
0:08:50


4
دل ها اگر که بال برای تو میزنه/مدح
(سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-14.mp3)
5,292
002


5
کعبه از کعبه اومده.. (سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-15.mp3)
4,344
048


6
مولا علی مولا مولا، علی مولا (سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-16.mp3)
2,305
0:07:51


7
بی ولای تو مولا دین حق معنا نداره (سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-17.mp3)
2,508
0:08:33


8
سخن ختم رسل برد ز سر هوش زن و مرد 1 - سال 87

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-03.mp3)
1,830
0:07:47


9
سخن ختم رسل برد ز سر هوش زن و مرد 2 - سال 87

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-04.mp3)
1,744
0:07:25


10
رو سینه رد پای عشقه 1 - سال 87

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-05.mp3)
2,422
018


11
رو سینه رد پای عشقه 2 - سال 87

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-06.mp3)
2,540
048


12
از ساقی خم بی خبرم نگذارید

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadirmadhe%20mola/karimi08.mp3)
726
0:04:05


13
بی تو زمین آسمون نداره

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-11.mp3)
694
0:05:35


14
بی نظیر عرب، بدون مثل (دکلمه خوانی)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-10.mp3)
588
0:04:42


15
نه مراست قدرت آنکه دم زنم از جلال تو یا علی

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-09.mp3)
485
0:03:52


16
مستم و می نوشم از جام ولای مرتضی

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-08.mp3)
1,941
0:05:23


17
موسم حج بود و مکه شور داشت

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi-07.mp3)
4,172
039


18
سرا پا انتظارم ، انتظاری سخت - سال 84

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi01%20.mp3)
2,393
035


19
من کنت مولا ، علی مولا

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/karimi02%20.mp3)
378
0:02:07

mortozpasha
Monday 14 November 11, 09:53 PM
سید مهدی میرداماد




ردیف

موضوع

پخش
اجرا

حجم
(KB)

زمان


1
اسد الله، اذن الله (جدید، سال 89)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/88/mirdamad89-01.mp3)
1,746
0:05:56


2
پیش چشم حضرت زهرا، دست بیعت بده به مولا (جدید، سال 89)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/88/mirdamad89-02.mp3)
2,149
0:09:09


3
کسی برا قطره دل دریا نمی شه (جدید، سال 89)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/88/mirdamad89-03.mp3)
583
0:01:38


4
دل من دیوونه است، کاری با کسی نداره (جدید، سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/88/mirdamad88-02.mp3)
2,677
002


5
خاکای زیر پای تو، ابرای آسمونن (جدید، سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/88/mirdamad88-03.mp3)
2,119
0:09:01


6
علی ولی اللهه، فقط و فقط علی شاهه (جدید، سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/88/mirdamad88-04.mp3)
655
0:02:46


7
آسمانها کهکشان ها، غرق نور و شادی (جدید، سال 88)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/88/mirdamad88-01.mp3)
1,775
0:06:02


8
دلدارم تویی غمخوارم تویی همه کس وکارم تویی

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madiheghadirnew/8-mirdamad_g78331.mp3)
2,607
006


9
تازمین قدم برداشت آسمان گفت علی

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madiheghadirnew/9-mirdamad_g78332.mp3)
3,405
041


10
خاکهای زیر پای تو ابرهای آسمونند

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madiheghadirnew/10-mirdamad_g78335.mp3)
2,294
0:09:46


11
جبرییل نادا فی السماء ما کوا ولی الا علی (عربی)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madiheghadirnew/11-mirdamad_g78333.mp3)
817
0:03:28

mortozpasha
Monday 14 November 11, 10:01 PM
محمد حسین حدادیان



ردیف

موضوع

پخش
اجرا

حجم
(KB)

زمان



1
اگر مطرب آهنگ دیگر نمی زد(سال 86)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/mhhadadian-01.mp3)
1,906
050



2
از ساقی خم بی خبرم نگزارید(سال 86)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/mhhadadian-02.mp3)
1,889
044



3
عشقه عشقه من و یه قلب شیدایی(سال 86)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/mhhadadian-03.mp3)
3,110
015



4
چه شود که ای شه لا فتی(سال 86)

http://www.aviny.com/voice/images/ejra_01.gif (http://dl.aviny.com/voice/madiheh/ghadir/madihehe%20ghadir/mhhadadian-04.mp3)
2,926
028

mahdi-TTTT
Monday 14 November 11, 10:52 PM
6564


خورشيد چراغکي ز رخسار عليست / مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست
عيد غدير مبارک

mahdi-TTTT
Monday 14 November 11, 10:58 PM
6566

عيد بر عاشقان مبارك:x

MaryaM
Tuesday 15 November 11, 10:10 AM
http://www.alhilla.net/pic/alhoma-sly.gif
هنوزم انتظارم انتظار است
هنوزم دل به سينه بي قرار است



هنوزم خواب مي بينم به شبها
همان مردي که بر اسبي سوار است


همان مردي که آيد جمعه روزي
و اين پايان خوب انتظار است

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:29 PM
مقاتل معتبر: 1- مقتل ابی مخنف



با نزدیک شدن به ماه محرم الحرام به بحث مقتل و مقتل خوانی عنایت ویژه ای می شود. یکی از مقتل های رایج مقتل منسوب به ابی مخنف است.
ابومخنف از اصحاب امام جعفرصادق عليه‏السلام بوده، و در کوفه مي‏زيسته و از علماي بزرگ تاريخ به شمار مي‏رفته است. محدث قمي که خود در شناخت مقاتل، استاد مسلم بوده است، در کتاب «الکني و الالقاب» در شرح حال ابومخنف مي‏نويسد: «وي در سال 157 هـ .ق وفات يافت؛ از حضرت صادق (ع) روايت کرده و هشام کلبي هم از او روايت نموده است.
جدش مخنف بن سليم در جنگ جمل (سال 36 هـ) از ياران علي (ع) بود و پرچم قبيله ازد را در دست داشت. ابومخنف از بزرگان مورخان شيعه است و با همه‏ي اشتهارش به تشيع، علماي اهل تسنن در نقل از وي بر او اعتماد کرده‏اند؛ مانند طبري و ابن‏اثير و ديگران.
اما مقتلي که در دسترس و منسوب به اوست از وي نيست، بلکه از هيچ يک از مورخان ديگر هم نمي‏تواند باشد! هر کس بخواهد اين را تصديق کند، بايد آنچه را در اين مقتل است با آنچه طبري و غير او (از مورخان، پيش از چاپ اين مقتل) از آن نقل کرده‏اند مقابله کند تا حقيقت براي او معلوم شود.
اصل مقتل او در نهايت اعتبار بوده، همان‏گونه که از نقل بزرگان از علماي قديم از آن و از ساير مؤلفاتش معلوم مي‏گردد، لکن افسوس و آه که اصل مقتل بي‏عيب او در دست نيست مقتلي که امروز به نام ابومخنف در دسترس است و روضه‏خوانهاي عرب از آن مطالبي نقل مي‏کنند، بسياري از مطالب آن مجعول و برخلاف واقع است.
مقتل ابومخنف در اختيار ابوجعفر محمد بن جرير طبري متوفاي سال 310 هجري، مورخ نامي، صاحب تاريخ طبري بوده، و او مطلب زيادي از آن در ماجراي کربلا نقل کرده است. آنچه او از ابومخنف نقل کرده چون از نسخه اصل بوده معتبر است .
نتیجه این که برای دستیابی به نسخۀ قابل اعتمادی از مقتل ابی مخنف بهترین راه مراجعه به کتاب تاریخ الرسل و الملوک معروف به تاریخ طبری است که مولف در شرح وقایع سالهای 60 و 61 هـ.ق به واقعۀ عاشورا پرداخته و در نقل خود به مقتل ابی مخنف استناد نموده است. خوشبختانه ترجمۀ تاریخ طبری در دسترس فارسی زبانان عزیز قراردارد(تاريخ‏الطبري/ترجمه ابو القاسم پاينده‏ ،ج‏7،ص:2904 - 3085)
منبع: نرم افزار سفینةالنجاة به نقل از" نقد و بررسي مقاتل موجود، مرحوم علي دواني"(با اندکی تصرف)

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:30 PM
مقتل در لغت به معنای قتلگاه و محل کشتن است اما در اصطلاح به کتابهایی گفته می‏شود که به شرح حادثه خونین کربلا و شهادت بزرگان پرداخته‏اند.


'مقتل خوانی'، خواندن از روی کتاب‎های 'مقتل' است، کاری که قبلا به جای مداحی صورت می‏گرفت.


درباره میزان اعتبار مقاتل در بین دانشمندان دینی و تاریخی اختلافاتی وجود دارد اما برخی از مقاتل از اعتبار بیشتری برخوردارند که در زیر اشاره کوتاهی به آن می شود:




مقتل در لغت به معنای قتلگاه و محل کشتن است اما در اصطلاح به کتابهایی گفته می‏شود که به شرح حادثه خونین کربلا و شهادت بزرگان پرداخته‏اند.


'مقتل خوانی'، خواندن از روی کتاب‎های 'مقتل' است، کاری که قبلا به جای مداحی صورت می‏گرفت.


درباره میزان اعتبار مقاتل در بین دانشمندان دینی و تاریخی اختلافاتی وجود دارد اما برخی از مقاتل از اعتبار بیشتری برخوردارند که در زیر اشاره کوتاهی به آن می شود:

1- لهوف "سید بن طاووس "


على بن موسى بن جعفر معروف به ((ابن طاوس )) در سال 589 هق در شهر دانشمند خیز و عالم پرور ((حلّه )) چشم به جهان گشود. ابن طاوس در آن شهر علم و اجتهاد رشد یافت و از محضر پدر بزرگوارش بهره کافى برد و همانطور که خود مى گوید:
پدر و نیز جدّ وى ((ورّام )) بیشترین نفوذ را بر وى در سالهاى رشدش داشته اند و به او فضیلت ، تقوى و تواضع را یاد داده اند.

علماى دیگرى که ابن طاوس در نزد آنان درس خوانده عبارتند از: ابوالحسن على بن یحیى الخیّاط حلّى ، حسین بن احمد السّوراوى ، تاج الدین حسن بن على الدربى ، نجیب الدین محمد السوراوى ، صفى الدین بن معدّ بن على الموسوى ، شمس الدین فخار بن محمد بن فخار الموسوى و...
ابن طاوس در نسلهاى بعدى به عنوان ((صاحب الکرامات )) معروف شد.

او خود از حوادث معجزه آسایى که برایش رخ داده مواردى را نقل مى کند. و نیز گزارش شده که با امام زمان (عج ) در تماس مستقیم بوده است . گفته مى شود که علم به ((اسم اعظم )) به او اعطاء گردید امّا اجازه اینکه آن را به فرزندانش بیاموزد، داده نشد.

ابن طاوس به فرزندانش مى گوید که ((اسم اعظم )) همچون مروایدهاى درخشان در نوشته هاى وى پراکنده بوده و آنان با خواندن مکرّر آنها، مى توانند آن را کشف کنند.

کتاب ((لُهُوف )) ابن طاوس اختصار و اشتهار را با هم جمع کرده و در نزد علماى برجسته شیعه جایگاه مهمى براى خودش باز کرده است به طورى که شهید محراب آیت اللّه سیّد محمد على قاضى تبریزى مى فرماید: ((کتاب لهوف سیّد ابن طاوس - رحمة اللّه علیه -، نقلیّاتش بسیار مورد اعتماد است و در میان کتب مَقاتل کتاب مَقْتَلى به اندازه اعتبار و اعتماد به آن نمى رسد و در اطمینان بر آن کتاب در ردیف اول کتب معتبره مقاتل قرار گرفته است ))(6)


2-مقتل 'ابی مخنف'


بیشتر رجال نویسان 'ابو مخنف لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف ازدی غامدی' (م157 ه.ق) را نخستین مقتل نویس دانسته‏اند.


طبری در جلد پنجم تاریخ خویش 125 روایت درباره تاریخ کربلا گزارش کرده که از این تعداد، 100 روایت را به صورت مستقیم و البته با واسطههایی از ابی مخنف نقل کرده است.


3- مقاتل الطالبیین


ابوالفرج فرزند 'محمد بن الحسین' که نام اصلی اش 'علی کاتب اصفهانی' است، در سال 284 هجری قمری در زمان خلافت معتضد عباسی در اصفهان متولد شد، طبق شهادت اثرش مقاتل الطالبین، او شیعه زیدی مذهب بود.


ابوالفرج در فن شعر و ادب، سرآمد روزگار بوده و در تاریخ و نقل آثار، علم پزشکی و دام پزشکی و نجوم نیز دارای اطلاعات قابل ملاحظهای بود.


تالیفات زیادی نیز از وی برجای مانده که ایام العرب، مقاتل الطالبین، اخبار القیان، ممالیک الشعرا، ادیارات، الاخبار و النوادر، التعدیل و الانتصاف نمونهای از آنهاست.


ابوالفرج به ظاهر در اواخر عمر به اختلال حواس دچار شد تا اینکه به نقل خطیب بغدادی در چهاردهم ذیالحجه 356 هجری قمری دار فانی را وداع گفت.


4- تاریخ دمشق


نویسنده کتاب، 'ابوالقاسم دمشقی شافعی' در آغاز ماه محرم سال 499 متولد شد. در سال 520 به عراق کوچ کرد، در سال 521 حج گزارد و در سال 529 از راه آذربایجان، به خراسان رفت.


در کتاب تاریخ دمشق، چیزی در حدود 400 روایت به بررسی تاریخ عاشورا و مقتلالحسین پرداختهاند؛ هر چند تا سال 1415 هـ.ق این 400 حدیث هرگز به صورت مجزا و تحت عنوان مقتلالحسین یا چیزی شبیه به آن منتشر نشده بودند.


در این سال 'محمدرضا حسینی جلالی' مجموعه این 400 حدیث را تحت عنوان 'الحسین علیه السلام: سماته و سیره' یعنی سیره و سیمای امام حسین علیه السلام به صورت مجزا فراهم آورد.


5- الخصائص الحسینیه


نویسنده آن آیتالله 'حاج شیخ جعفر شوشتری' از علمای بنام است. او در سال 1230 هـجری قمری متولد و در سال 1303 در زادگاهش جان به جان آفرین تسلیم کرد.


وی مرجع تقلید مردم خوزستان بود و برای مقلّدان خود کتاب 'نهج الرشاد یا مجمع الرسائل' را نوشت که این کتاب تا قبل از رواج کتاب 'عروة الوثقی' تألیف آیت الله سید 'محمد کاظم طباطبایی'، محور فتاوای مراجع تقلید بود و بر آن حاشیه زده می شد. گرچه او از بزرگان علمای اسلام بود، اما از آنجایی که در آن زمان وعظ و خطابه بین مجتهدان و مراجع رواج نداشت و از طرفی او دست به این کار می زده است، مقام علمی و فقهی شیخ جعفر شوشتری تحت الشعاع قرار گرفته و بسیاری از مردم وی را فقط به عنوان واعظ و سخنوری زبر دست می شناسند.


مرحوم حاج شیخ عباس قمی درباره او میگوید: 'جلالت شأنش زیاده از آن است که ذکر شود.'


شیخ جعفر شوشتری دارای تألیفات متعددی است. کتاب 'خصائص الحسینیه' که به‏حق می توان آن را چکیده ای از نکات الهام شده حضرت ابا عبدالله علیه السلام به ایشان دانست. این کتاب دو جلدی بوده که جلد دوم مفقود شده است.


از دیگر آثار ایشان می توان از 'مجالس المواعظ یا چهارده مجلس'، 'مجالس البکاء یا پانزده مجلس' و 'اصول دین یا حدائق فی اصول الدین' (درباره این موضوع که اصول اعتقادات مقدمه نماز) است، نام برد.


شیخ جعفر پس از 83 سال زندگی پر برکت، هنگامی که قصد زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام را داشت در کرمانشاه مریض شد و در روز 28 صفر 1303هجری قمری (7 آذر1264 هـ.ق) در گذشت. پیکر پاکش به نجف منتقل و در دالان شمالی صحن شریف دفن شد.


6- الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد


این کتاب را 'محمد بن محمد بن نعمان بن عبدالسلام' معروف به 'ابن معلم' و 'شیخ مفید' نگاشته است.


شیخ مفید در 11ذیقعده سال 336 یا 338 هجری در روستای «سویقه ابن بصری» که از توابع عکبرا بود به دنیا آمد. برخی او را از ارکان خمسه تشیع به شمار آوردهاند.


این کتاب به شرح حال 12 امام (ع) پرداخته و میتوان آن را در زمره قدیمیترین کتابهای امام شناسی و در ردیف کتاب 'الحجه الکافی' شیخ 'محمد بن یعقوب کلینی' (م329 ه.ق) به شمار آورد.


باب نخست این کتاب به شرح حال امیرالمومنین علیه السلام پرداخته و بیشترین حجم کتاب را نیز در بردارد. باب سوم به امام حسین علیه السلام و شرح ماجرای کربلا و شهدای آن اختصاص دارد. بواقع میتوان باب سوم الارشاد را مقتل امام حسین علیه السلام و اصحابش به شمار آورد.


شیوه شیخ در کتاب، نقل مستند حوادث نیست و کتاب به گونهای منسجم و بدون نقل اسناد روایات بیان شده است. هرچند در برخی روایات نیز شیخ به ذکر اسناد پرداخته است. در بیشتر این موارد، راویان شیخ را استادان او مثل 'شیخ صدوق'، 'محمد ثانی' و 'ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه' تشکیل میدهند.


7-نفس المهموم


نویسنده این مقتل 'حاج شیخ عباس قمی' (1359-1294 هـ .ق) صاحب کتاب شریف 'مفاتیح الجنان' است.


شیخ عباس قمی از شاگردان 'محدث نوری' و در زمره محدثان بزرگ به شمار میرود. شیخ عباس قمی، علاوه بر نفسالمهموم ،در 2 کتاب دیگر نیز به مصائب اهلبیت(ع) به صورت عام و به مقتل حسینی به صورت خاص پرداخته است.


'بیت الاحزان' که به مصائب حضرت زهرا سلام الله علیها اختصاص دارد و کتاب 'منتهیالآمال' که مجموعه مفصل تاریخ اهلبیت علیهم السلام است.


نفسالمهموم در 5باب و یک خاتمه سامان یافته است. فصل نخست به برخی کرامات و ویژگیهای امام حسین علیه السلام میپردازد. این فصل، بسیار مختصر است. فصل دوم که مفصلترین بخش کتاب است، به مقدمات جنگ و خود جنگ پرداخته است.


در این بخش به تفصیل با اسامی شهدای کربلا و شهدای پیش از کربلا، مانند مسلمبن عقیل آشنا میشویم. فصل سوم به نحوه سیر کاروان اسیران به شام و احتجاجات امام سجاد (ع) با اهل شام اختصاص دارد. فصل چهارم به بیان عزاداری مخلوقات بر حضرت میپردازد.


فصل پنجم در ذکر فرزندان حسین علیه السلام، زوجات آن حضرت و فضیلت زیارت قبر شریف ایشان است. ستم خلفا بر قبر شریف ایشان از دیگر بخشهای این فصل است. خاتمه کتاب نیز به شرح قیام توابین در سال65 میپردازد که 'سلیمان بن صرد خزاعی' و برخی دیگر از کوفیان آن را پدید آوردند.


قیام مختار و انتقامگیری او از قاتلان شهدای کربلا از جمله 'عمر سعد' و 'عبیدالله بن زیاد' آخرین بخش کتاب است. ساختار کتاب نفسالمهموم هر چند روایی است و شیخ عباس قمی به بیان منابع خود به صورت مختصر پرداخته، اما انسجام روایی ممتاز آن را که از ویژگیهای نوشتاری شیخ است، نمیتوان نادیده گرفت.


اهمیت کتاب تا آنجاست که علامه 'ابوالحسن شعرانی' (م 1393 هـ .ق) آن را تحت عنوان 'دمع السجوم' به فارسی ترجمه کرده است و این خود نشانگر گرانقدر بودن نفس المهموم است.


8- مقتل مقرم


نویسنده این مقتل، سید 'عبدالرزاق موسوی مقرم' (1391- 1316 هـ .ق) است. او از علمای معاصر عراق به شمار میرود که عمر علمی خود را در نجف سپری کرده است.


برخی از کتابهای او که چاپ شدهاند به این شرح است:


1- زید شهید


2- مختار ثقفی


3- سیده سکینه


4- مقتل الحسین علیه السلام


5- الصدیقه زهراء سلامالله علیها


6- امام زینالعابدین علیه السلام


7- امام رضا علیه السلام


8- امام جواد علیه السلام


9- قمر بنیهاشم


10- علیاکبر


11- مسلم بن عقیل


12- سرالایمان


13- یوم الاربعین عندالحسین علیه السلام


14- المحاضرات فیالفقه الجعفری


نویسنده در این کتابها بخصوص 'مقتلالحسین علیه السلام' سعی کرده تا با توجه به مقاتل متعدد و گوناگون و نیز کتابهای تاریخی و حتی رجالی چون رجال 'شیخ طوسی' که در آن به تعداد بسیاری از شهدای کربلا و یاران امامحسین علیه السلام اشاره شده است و جمعبندی دادههای بهدست آورده و تحلیل آنها به نتیجهگیری مناسبی دست یابد.


برخی منابع مورد استفاده در نگارش کتاب عبارتند از: 'اسرار الشهاده' و نهج البلاغه از ابن ابی الحدید (ماجرای ساختن چهار مسجد به شکرانه کشتن امام حسین علیه السلام).


برخی از مسائل مطرح شده نیز برگرفته از دیدگاه های 'ابن عساکر' است که جای اندکی تردید و تشکیک نسبت به آنها وجود دارد.

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:35 PM
.1 مقتل ابی مخنف؛ لوط ابی مخنف
2. الامام الحسین بن علی(ع) باقر شریف القرشی
3. مقتل الحسین(ع)، عبدالرزاق الموسوی المقرم
4. موسوعه کلمات الامام الحسین، مرکز تحقیقات سازمان تبلیغات اسلامی(باقر العلوم)
5. ثوره الحسین(ع)، مهدی شمس الدین
6. لهوف ابن طاووس، ترجمه عقیقی بخشایشی
7. ارشاد مفید، شیخ مفید
8. سیره معصومان، سید محسن امین، ج 5
9. حسین کیست، فضل الله کمپانی
10. درسی که حسین(ع) به انسان ها آموخت، عبدالکریم هاشمی نژاد
11. زندگانی امام حسین(ع)، هاشم محلاتی
12. پرتوی از عظمت حسین(ع) لطف الله صافی
13. حسین بن علی(ع) را بهتر بشناسیم، محمد یزدی
14. سخنان حسین بن علی(ع)، محمد صادق نجمی
15. فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، محمد دشتی
16. از مدینه تا مدینه، محمد جواد ذهنی و تهرانی
17. تاریخ امام حسین(ع)، وزارت آموزش و پرورش (مجموعة چند جلدی)
18. قیام حسین بن علی(ع)، جعفر شهیدی
19. فرهنگ عاشورا، جواد محدثی
20. زندگانی امام حسین بن علی(ع)، زین العابدین راهنما
21. ویژگی های امام حسین(ع) (ترجمه الخصائص الحسینیه) جعفربن حسین، مترجم علی کرمی
22. ارزیابی انقلاب امام حسین، محمد مهدی شمس الدین
23. حماسه حسینی، مرتضی مطهری.

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:41 PM
رهبری نهضت عاشورا
نامش حسین (ع) کنیه‏اش اباعبدالله، پدرش امیرمؤمنان علی (ع) و مادرش فاطمه (ع) دختر پیامبر خداست.
بنابر مشهور در پنجم شعبان سال چهارم هجری چشم به جهان گشوده است" 1 ".
تاریخ نگاران لحظه میلادش را اینگونه گزارش کرده‏اند:
در آن هنگام صفیه عمه پیامبر (ص) پرستارش بود.
پیامبر فرمود: ای عمه! فرزند را نزد من بیاور
صفیه: هنوز او را پاکیزه نکرده‏ایم.
پیامبر: ای عمه! مگر تو او را پاک می‏گردانی؟ خداوند او را پاک و پاکیزه گردانده است.



پاورقی



17
آنگاه رسول خدا زبان خویش در دهان حسین (ع) گذاشت و حسین زبان آن حضرت را می‏مکید. بعد از آن پیامبر میان دو چشم او را بوسید و در حالی که می‏گریست می‏گفت:
پسرکم! خداوند لعنت کند مردمی را که ترا می‏کشند و این جمله را سه بار تکرار کرد.
صفیه گفت: پدر و مادرم فدای تو، او را چه کسی می‏کشد؟ فرمود: قوم ستمگری از بنی ‏امیه" 1 ".
پیامبر (ص) در گوش راست طفل اذان و در گوش چپش اقامه گفت و در روز هفتم گوسفندی به رنگ سیاه و سپید، برای او عقیقه کرد. و آنگاه موی سر کودک را تراشید و هم سنگ آن سیم تصدق کرد. و سپس سر او را به عطری معطر ساخت." 2 ".
درباره علاقه پیابمر (ص) به حسین (ع)، روایات زیادی نقل شده است که از آن شمارست:
روزی رسول خدا (ص)، حسین (ع) را دید که در کوچه با کودکان بازی می‏کند، پیامبر (ص) پیش آمد و دست خویش را گشود تا حسین (ع) را در برگیرد، ولی حسین از این سو به آن سو می‏گریخت، و رسول خدا پیوسته می‏خندید تا سرانجام او را گرفت و یک دست را بر سر او گذاشت و سر وی را بلند کرد و حسین را بوسید و گفت: «حسین منی و انا من حسین» حسین از من است و من از حسینم، خدای بزرگ دوست دارد کسی را که حسین را دوست دارد و حسین نواده‏ای از نوادگان من است." 3 ".
گاه دیده می‏شد که به هنگام نماز جماعت حسین بر پشت پیامبر سوار شده و پاهای



پاورقی



18
خود را به حرکت در آورده و حل و حل می‏گوید و پیامبر هرگاه سر از سجده برمی‏دارد به آرامی او را بر زمین می‏گذارد و در کنار خود می‏نشاند، این کار در سجده‏های بعدی آنقدر تکرار می‏شد تا نماز به پایان می‏رسید.
روزی نیز پیامبر بر فراز منبر سخن می‏راند، ناگاه حسین را دید که به هنگام راه رفتن پایش در جامه پیچید و به زمین افتاد، پیامبر بی‏درنگ از منبر فرود آمد و او را در برگرفت و گفت: خدا شیطان را بکشد، فرزند امتحان است، سوگند به آنکه جان من در دست اوست، ندانستم که چگونه از منبر پایین آمدم." 1 ".
روزی رسول خدا از خانه عایشه بیرون آمد، چون از کنار خانه فاطمه گذشت، صدای گریه حسین را شنید، از اینرو فاطمه (س) را صدا زد و گفت: فاطمه! نمی‏دانی که گره او مرا ناراحت می‏سازد؟" 2 ".
روزی دیگر هم پیامبر (ص) فرزندش ابراهیم را بر زانوی چپ و حسین (ع) را بر زانوی راستش نشانده بود و گاهی این را و گاهی آن را می‏بوسید، که ناگاه وحی نازل شد و جبرئیل برایش چنین پیام آورد:
پروردگارت ترا سلام می‏رساند و می‏گوید این دو کودک را برای تو باقی نمی‏گذارم یکی را فدای دیگری کن؟
پیامبر (ص) نگاهی به ابراهیم کرد و گفت: ابراهیم اگر رحلت کند، کسی جز من بر او اندوهناک نشود، ولی مادر حسین فاطمه و پدرش علی پسر عموی من و گوشت و خون من است، از اینرو اگر او از میان برود، دخترم و پسر عمویم و خودم اندوهگین می‏شویم، پس من اندوه خویش را بر اندوه آنان برگزیدم و ابراهیم را فدای حسین کردم! و ابراهیم پس از سه روز در گذشت.
از آن پس پیامبر، هرگاه حسین را می‏دید که به سوی او می‏آید، وی را می‏بوسید



پاورقی



19
و به سینه می‏چسباند و لب و دندان او را می‏مکید و می‏گفت: فدای آنکه فرزندم ابراهیم را فدای او گردانیدم." 1 ".
و چنین بود که حسین در دامان پیامبر پرورده شده و وارث صفات آن بزرگوار گردید.
آورده‏اند، در آخرین روزهای زندگی پیامبر اکرم (ص) که آن حضرت در بستر بیماری بسر می‏برد، فاطمه (س) دو فرزندش، حسن و حسین را نزد پیامبر آورد و گفت: یا رسول الله! این دو فرزند تو هستند، چیزی از خویش به آنان میراث ده، آن حضرت پاسخ داد:
اما حسن را هیبت و بزرگواریم میراث باشد و حسین را بخشش و شجاعتم." 2 ".
همینطور هم شد، حسین (ع) مظهر شجاعت و سخاوت گشت، چنانکه نوشته‏اند: آن حضرت میهمان را گرامی می‏داشت و به خواهندگان می‏بخشید، و از ارحام دیدن می‏کرد و بی‏نوایان را انعام می‏داد و سائل را عطا می‏داد و برهنه را می‏پوشانید و گرسنه را سیر می‏کرد و قرض قرض داران را ادا می‏کرد، بر یتیمان مهربان بود، به نیازمندان یاری می‏رسانید، و هرگاه مالی به او می‏رسید، فوری پراکنده می‏ساخت." 3 ".
در شجاعت او نیز، نیاز به گواه نیست زیرا که عاشورا بهترین شاهد این مدعاست. البته حضرتش در سایر صفات نیز به مانند پدر و نیای خود، یگانه عصر خویش بود، چنانکه همه پیشوایان معصوم نیز چنین بوده‏اند ولی این دو صفت، در او جلوه بیشتری یافت به طوری که بدان شهره آفاق گشت.

mortozpasha
Wednesday 16 November 11, 05:43 PM
هرکس ایستیر در مورد عاشورا قشه بوله هدف نمنیدی یا بعضی ابهام لار رفع اولا ذهنین ده یا بعضی سوال لارا جواب تاپا حتما کتاب " حماسه حسینی، مرتضی مطهری اوخوسون

اوش جیلدی دی و چوخ گوزل مسائل اوندا توضیح وریلیپ منیم اوزومه چوخ کومه لیخ الدی

محرم یخین دی عوض بوکی سحردن آخشاماجان بو هیئت او هیئت ده فقط سینه وراخ یاخجیدی بیراز دا بولاخ نیه سینه ووروخ نیه عزاداری الیروخ

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:49 PM
هرکس ایستیر در مورد عاشورا قشه بوله هدف نمنیدی یا بعضی ابهام لار رفع اولا ذهنین ده یا بعضی سوال لارا جواب تاپا حتما کتاب " حماسه حسینی، مرتضی مطهری اوخوسون

اوش جیلدی دی و چوخ گوزل مسائل اوندا توضیح وریلیپ منیم اوزومه چوخ کومه لیخ الدی

محرم یخین دی عوض بوکی سحردن آخشاماجان بو هیئت او هیئت ده فقط سینه وراخ یاخجیدی بیراز دا بولاخ نیه سینه ووروخ نیه عزاداری الیروخ



بتر كيتابده منده اشيدميشم ولي حيف اوخيمميشم ولي او جوان دوسلاريمزا ياخچي اولار كه محرمه به چشم بير دانا فرصت استثنايي!!!
براي قيز بازي در شب بولولرررررر و او تعدادا ياخچي اولار كه بو جور شي لره اعتقاد لاره يوخده;):x

تشكر اليروخ مورتوض داداشيميزدان:-*

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:51 PM
کتاب حماسه حسینی در یک نگاه
نويسنده:رضا حق پناه

شهید مرتضی مطهری قدس‏سره که با دغدغه خاص به بررسی موضوعات اسلامی می‏پرداخت، نسبت به حادثه عاشورا حساسیت و عنایت فوق‏العاده‏ای داشت. گر چه در این باره تألیف و اثری مکتوب توسط خود استاد نیست، اما گویا آنچه در نظر داشته بر قلم جاری کند، در سخنرانیهای خود اظهار نموده است. «حماسه حسینی» عنوان سه جلد کتاب از استاد شهید است. این مجموعه مشتمل بر سخنرانیها و یادداشتهای ابتدایی و غیر تفصیلی استاد مطهری است که از حدود سال 1347 تا 1356 شمسی ایراد و نوشته شده و تاکنون بیش از سی نوبت به چاپ رسیده است. این کتاب با عنوان «الملحمةُ الحسینیه» به عربی ترجمه شده و به نام مترجم تصریح نشده است(1). (2)
«حماسه حسینی» تاریخ‏نگاری نیست، بلکه تحلیل تاریخ است و در آن به جنبه درس‏آموزی و الگوگیری از قیام امام حسین علیه‏السلام و لزوم پیراستن آن از تحریفات تکیه و تأکید شده است.
از آنجا که استاد مطهری خود عهده‏دار فراهم کردن این کتاب نشده و فرصت تجدید نظر در مطالب آن را نیافته و مطالب آن را به تدریج گفته و نوشته بود، مسامحاتی در آن یافت می‏شود. با این وصف نکاتی جدید و ارزشمند در کتاب وجود دارد که می‏توان آن را در شمار کتابهای مهم قلمداد کرد(3).
دو چهره حادثه کربلا

حادثه کربلا دو صفحه بی‏نظیر دارد؛ صفحه سفید و نورانی و صفحه تاریک و سیاه و ظلمانی.
به اعتقاد استاد مطهری صفحه تاریک آن: «از نظر تنوع جنایت بی‏مانند است. حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در آن رخ داده که حتی در جنگهای صلیبی و آنچه اروپائیها در اندلس مرتکب شدند به پای آن نمی‏رسد. اگر فقط به این صفحه نگاه کنیم فقط باید شعر مرثیه بگوییم و بس.
صفحه دیگر آن حماسه و افتخار و نورانیت، تجلی حقیقت، انسانیت و حق‏پرستی است و بشریت حق دارد در برابر آن به خود ببالد. جنبه حماسی این حادثه صد برابر بر جنبه جنایی آن می‏چربد. جنایت این است که فقط یک صفحه‏اش [آن هم جنایات آن را [بخوانند و آن را از نظر هدف منحرف نمایند. امام حسین علیه‏السلام یک مکتب است و پس از مرگش زنده‏تر می‏شود، بنی امیه گمان می‏کرد حسین علیه‏السلام را کشت و تمام شد، ولی بعد فهمید که مرده حسین مزاحم‏تر است. تربت او کعبه صاحبدلان است و باز تصمیم گرفتند قبرش را خراب کنند، اما هرگز موفق نشدند نام و یاد و مکتب او را از بین ببرند. از نظر اسلام، شهادت امام حسین علیه‏السلام از دیدگاه فردی و اجتماعی موفقیت‏آمیز بود.»(4)
حماسه حسینی

از نظر استاد بهترین واژه‏ای که بیانگر عمق نهضت حسینی است کلمه حماسه است، نه نهضت یا قیام یا شورش و جز اینها.
«کلمه حماسه به معنای شدت و صلابت است و نیز به معنای شجاعت و حمیت. چنان که در ادبیات فارسی و عربی شعر و نثر حماسی داریم(5)، حادثه و شخصیت حماسی نیز هست. شخصیت حسین بن علی علیهماالسلام صبغه حماسی دارد و باید با وجود و سرگذشت او یک احساس حماسی داشته باشیم، نه یک احساس تراژدی و مصیبت، رثا و نفله شدن. شخصیتهای حماسی جنبه نژادی و قومی دارند؛ یعنی مخصوص یک قوم و نژاد معین و یک آب و خاکند، اما در مورد امام حسین علیه‏السلام چنین نیست. او یک شخصیت حماسی است، اما حماسه انسانیت و بشریت، نه حماسه قومیت. سخن، عمل و روح امام حسین علیه‏السلام هیجان و حماسه مافوق حماسه‏هاست و علت شناخته نشدن ایشان نیز همین است. شخصیت امام از نظر شدت حماسی بودن و علو و ارتفاع جنبه انسانی بی‏نظیر است و ما این حماسه را نشناخته‏ایم(6).

(ادامه در پست بعدي)

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:51 PM
تحریفها در واقعه عاشورا

نهضت مقدس عاشورا نقش اساسی در زنده نگهداشتن اسلام و ستم‏ستیزی مسلمانان به ویژه شیعیان داشته و دارد. اهمیت و تأثیرگذاری احیاگری و سازندگی این حادثه سبب شده برخی به انگیزه‏های گوناگون دست به کار شده، این نهضت مقدس را حرکتی غیر منطقی و نابخردانه جلوه دهند. روشن است که دشمن به عمد دست به تحریف زده، ولی دوست از روی جهل به این میدان وارد شده که نتیجه یکی است.
استاد مطهری با حساسیت و دغدغه دینی این انحراف را نمی‏توانست تحمل کند. در دهه چهل که خرده‏گیریها و شبهه آفرینیها افزایش یافته، هر گروه و فرقه برای خود نشان دادن در پی دستاویزی می‏گشتند که اسلام را از جلوه بیندازند، بهترین و عوام‏فریب‏ترین مستمسک که باعث شده جوانان از گرایش به اسلام و اظهار علاقه به آن احساس شرم و خجالت کنند، پیرایه‏هایی بود که بر این واقعه شورانگیز بسته‏اند؛ یعنی همان چیزی را که موج می‏آفریند و مردم را به اسلام علاقه‏مند می‏کند و به ستم‏ستیزی و عدالت خواهی وا می‏دارد، به رخدادی بدل کرده‏اند که رکود و سستی می‏آفریند.
شهید مطهری پس از تقسیم تحریف به لفظی و معنوی(8) از این گلایه دارد که هر دو نوع تحریف در حادثه عاشورا راه یافته است. اما تحریف معنوی را خطرناک‏تر از تحریف لفظی و نقل قطعات تاریخی نادرست می‏داند(9)؛ زیرا بدون اینکه از لفظ بکاهد و آن را کم یا زیاد کند، حادثه و سخن را به گونه‏ای توجیه و تفسیر می‏نماید که بر خلاف معنای واقعی آن باشد.
اما عوامل تحریف در حادثه عاشورا چیست؟ استاد شهید به سه عامل اشاره می‏کند:
1ـ دوستان ناآگاه و دشمنان مغرض.
این عامل اختصاص به حادثه عاشورا ندارد. اغراض دشمنان همیشه عاملی برای تحریف حادثه‏های مهم است. در مورد حادثه عاشورا حکومت اموی کوشید تا با اقداماتی نهضت حسینی را منحرف کند؛ مانند خارجی معرفی کردن برخی از عناصر نهضت حسینی، و اتهام آشوب و اختلاف‏انگیزی به مسلم بن عقیل از سوی ابن زیاد. شگفت اینکه تلاش دشمنان در تحریف واقعه عاشورا ره به جایی نبرد و با کمال تأسف در حادثه کربلا بیشتر تحریفات از ناحیه دوستان است.
2ـ تمایل به اسطوره سازی، همان حس قهرمان‏پرستی بشر، ولی ما نباید یک سند مقدس را در اختیار افسانه‏سازان قرار دهیم.
3ـ کج فهمی از قیام حسینی. برخی می‏گویند صرفا گریه بر امام، کفاره گناهان است و ثمر دیگری بر آن مترتب نیست(10):
(11)
حسین فریاد کشیده که علل و انگیزه قیام مسائلی است که منطبق بر اصول کلی اسلام است(12)»؛ مثل اصلاح امور اجتماعی امت اسلام، امر به معروف و نهی از منکر. نیازی نیست که از خودمان برای آن دلیل ذکر کنیم. و درست به خاطر همین اهداف مقدس بوده است که ائمه اطهار علیهم‏السلام اصرار داشتند که عزای امام حسین علیه‏السلام زنده بماند؛ یعنی خواستند این اهداف و شعارها زنده بماند:
«حسین بن علی علیهماالسلام مکتب عملی اسلام را تأسیس کرد. او نمونه عملی قیامهای اسلامی است. خواستند مکتب حسین زنده بماند و سالی یک بار حسین با آن نداهای شیرین و عالی و حماسه‏انگیزش ظهور کند و فریاد کند: «اَلا ترونَ اَنَّ الحق لا یُعمل به و اَنّ الباطل لا یتناهی عنه، لیرغب المؤمن فی لقاء اللّه‏ محقّا.»(13) خواستند «الموت اولی من رکوب العارِ»(14)، مرگ از زندگی ننگین بهتر است برای همیشه زنده بماند. خواستند «لا اَری الموت إلاّ سعادة و الحیاة مَعَ الظالمین الاّ بَرَما»(15)، برای همیشه زنده بماند... نگذارید حادثه عاشورا فراموش شود. حیات شما، زندگی و انسانیّت و شرف شما به این حادثه بستگی دارد. به این وسیله می‏توانید اسلام را زنده نگه دارید. پس ترغیب کردند که مجلس عزای حسینی را زنده نگه دارید. و درست است. عزاداری حسین بن علی واقعا فلسفه صحیح و بسیار عالی دارد. اما متأسفانه عده‏ای این را نشناختند»(16).
وظیفه ما در برابر تحریفها

استاد مطهری دو گروه عوام و خواص (توده مردم و آگاهان) را مسئول پدید آمدن این تحریفات می‏داند و اکنون نیز وظیفه هر دو گروه مبارزه با این آفت می‏باشد. دانشمندان که نقاط ضعف اجتماع را می‏شناسند نباید از آنها چشم‏پوشی کنند، بلکه باید برای رفع آنها بکوشند.
عوام در حادثه عاشورا دو نقطه ضعف دارند: «شلوغی مجلس» و «شور و وایلا به پا شدن». بزرگ‏ترین وظیفه علما مبارزه با این نقاط ضعف اجتماع است، چنان که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود:
«اذا ظهرت البِدَعُ فی اُمّتی فلیظهر العالم علمه و الاّ فعلیه لعنة اللّه‏»(17).
«اِنّ الذین یکتمونَ ما انزلنا من البیّنات و الهُدی مِن بَعدِ ما بینّاه للناس فی الکتاب اولئک یَلعَنهم اللّه‏ و یَلعَنهم اللاعنون»(18)
(19)
نهضت حسینی، عامل شخصیت یافتن جامعه اسلامی

در اینکه شهادت امام حسین علیه‏السلام اسلام را تجدید حیات نمود شکی نیست(20). سؤالی که مطرح است این است که چه رابطه‏ای است میان شهادت امام حسین علیه‏السلام و زنده شدن اصول و فروع دین؟ استاد مطهری پاسخ می‏دهد:
«چون نهضت او یک حماسه بزرگ الهی و اسلامی بود، حیات تازه‏ای در عالم اسلام دمید. پس از شهادت ایشان رونقی در اسلام پیدا شد. امام حسین با حرکت بزرگ خود، روح مسلمانان را زنده کرد. ترس را ریخت و احساس بردگی و اسارتی را که اواخر زمان عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه حکمفرما بود، تضعیف کرد. به عبارت دیگر به جامعه اسلامی شخصیت داد. احساس شخصیت مسئله بسیار مهمی است که سرمایه‏ای بالاتر از آن برای اجتماع وجود ندارد. آنچه پیغمبر اسلام به مردم عرب داد و آنان را از حضیض پستی به اوج عزت رساند، ایمانی بود که به آن مردم شخصیت داد. امویین کاری کردند که شخصیت اسلامی را از میان مسلمین میراندند و امام حسین علیه‏السلام آن شخصیت را احیا کرد.
شخصیت دادن به یک ملت به این است که به آنها عشق و ایده آل داده شود، یا گرد و غبار از روی آن عشقها پاک کند. بعد از بیست، سی سال که تعالیم اسلام فراموش شده بود، امام حسین علیه‏السلام فرمود: «و علی الاسلام السَّلام اِذْ قد بُلیت الأمّة براعِ مثل یزید»(21). «انّی لم اخرج اَشِرا و لا بَطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدی»(22).

(ادامه در پست بعدي)

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:51 PM
نهضت حسینی، تجسم عملی اسلام

مکتب مقدس اسلام جامع و دارای ابعاد درهم تنیده فردی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی است. رفتار امامان معصوم تجلی ابعاد مختلف مکتب است.
اوج این تجلی پس از دوره کوتاه صدر اسلام در حادثه کربلا وجود دارد. از این رو برداشتهای ما از این حادثه باید متناسب با جامعیت و فراگیری آن باشد. به گفته استاد مطهری: «حادثه کربلا تجسّم فکر و ایده چند جانبه و چند بعدی اسلامی است. آنچه در جریان و عمل این حادثه تحقق پیدا کرده، اسلام است و همه برداشتهای صحیح از حادثه عاشورا به بخشی از آن اشاره کرده‏اند. صحیح اند ولی ناقص، کامل نیست؛ مثل برداشت دعبل خزاعی، کمیت اسدی، محتشم کاشانی، عمان سامانی و اقبال لاهوری. برداشت دعبل خزاعی از نهضت ابا عبداللّه‏، به تناسب زمان فقط جنبه‏های پرخاشگری آن است. برداشت محتشم کاشانی، جنبه‏های تأثرآمیز و رقت‏آور، برداشت عمان سامانی یا صفی علیشاه عرفانی، عشق الهی و پاکبازی در راه حق. و دیگری از جنبه حماسی، اخلاقی، پند و اندرز و... و همه درست گفته‏اند، ولی برداشت هر یک از یک جنبه این نهضت است نه تمام آن.
اگر بخواهیم به جامعیت اسلام نگاه کنیم باید به نهضت حسینی نگاه کنیم. می‏بینیم امام حسین کلیات اسلام را عملاً در کربلا به مرحله عمل آورده و مجسم کرده است، ولی تجسّم زنده، حقیقی و واقعی، نه تجسم بی‏روح؛ چون اسلام مجسّم است. ائمه اطهار این همه به زنده نگهداشتن و احیای این حادثه توصیه کرده‏اند. در این حادثه مرد، زن، پیر و جوان، کودک، سیاه و سفید، عرب و عجم نقش دارند. و دارای جنبه‏های عرفانی و توحیدی، پاکباختگی در راه خداست. از یک سو امام علیه‏السلام مرد پرخاشگری است که در مقابل دستگاه جبار قیام کرده و می‏فرماید: «واللّه‏ لا اُعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افرُّ فرار العبید»(24). «هیهات منّا الذلّة»... از سوی دیگر امام را در کرسی یک خیرخواه، واعظ و اندرزگو می‏بینیم که حتی از سرنوشت شوم دشمنان خودش ناراحت است که اینها چرا باید به جهنم بروند. او نمونه جدش بود که: «لَقَدْ جائکم رسولٌ مِنْ انفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤفٌ رحیمٌ»(25). در این مقام، امام حسین علیه‏السلام یکپارچه محبت و دوستی است که حتی دشمن خود را هم واقعا دوست دارد که نجات پیدا کند. از جنبه اخلاقی نیز حادثه عاشورا سرآمد است. ارزشهای اخلاقی مانند ایثار، وفا و مروت، مساوات اسلامی، برابری و برادری در آن موج می‏زند»(26).
عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی

در باره عامل اصلی قیام عاشورا تحقیقات فراوانی صورت گرفته و هر کس بر اساس نگرش خود به ذکر عواملی پرداخته است؛ مانند اینکه قصد و هدف اصلی آن حضرت تشکیل حکومت اسلامی بود، یا اینکه دستور خصوصی داشت و دیگران را نشاید که درباره آن کاوش کنند. اگر به سخنان خود امام حسین علیه‏السلام مراجعه کنیم پاسخ روشنی می‏یابیم. در کلمات آن حضرت عواملی چون اصلاح امت پیامبر اسلام، امر به معروف و نهی از منکر و در واقع پرداختن به مسائل بنیادین فراوان به چشم می‏خورد. از لابه‏لای تاریخ بر می‏آید که عوامل دیگری مثل بیعت خواهی یزید و اعلام وفاداری کوفیان نیز در کار بوده‏اند. اما به هنگام بررسی و تحلیل واقعه عاشورا، باید میان این عوامل از نظر تأثیر و اهمیت فرق نهاد. استاد شهید مطهری، پس از ذکر عوامل مؤثر در حادثه کربلا جایگاه و اهمیت هر یک را بیان می‏دارد:
عوامل مؤثر در نهضت حسینی

در نهضت حسینی عوامل متعددی دخالت داشته و همین امر سبب شده که از نظر تفسیری و پی بردن به ماهیت آن بسیار پیچیده باشد. عوامل مؤثر در نهضت حسینی را می‏توان این چند عامل دانست:
الف ـ بیعت خواستن یزید از امام حسین علیه‏السلام و امتناع ایشان از بیعت.
بیعت با یزید ـ که مظهر هر فسادی بود ـ دو مفسده داشت:
1ـ تثبیت خلافت موروثی در خاندان اموی؛ یعنی خلافت فرد مطرح نبود، بلکه خلافت موروثی مطرح بود؛ زیرا معاویه بر این بود که یزید خلیفه شود.
2ـ شخصیت خاص یزید که آن زمان را از هر زمان دیگر متمایز می‏کرد. و آن اینکه او نه تنها فاجر و فاسق بود، بلکه برخلاف خلفای اموی شئون و مصالح اسلامی را در ظاهر هم رعایت نمی‏کرد؛ مثلاً علنا شراب می‏خورد و... که امام حسین علیه‏السلام می‏فرماید در صورت بیعت: «و علی الاسلام السّلام اذ قد بلیت الامة براعٍ مثل یزید»(27). بیعت نکردن یعنی در مقابل این حکومت تعهدی ندارم و بیعت نکردن امام خطری برای حکومت بود. وظیفه امام در اینجا بیعت نکردن است و تسلیم تهدید نشدن، و لو کشته شود، ولی نه بگوید. یزید در نامه خصوصی می‏نویسد: «خذا الحسین بالبیعة اَخْذا شدیدا»(28)، ولی امام حسین علیه‏السلام می‏فرماید: «لا واللّه‏ لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افرّ فرار العبید»(29).
ب ـ دعوت مردم کوفه
این، عامل اصلی نبوده و حداکثر تأثیر آن این بوده که امام را از مکه بیرون بکشاند و ایشان به طرف کوفه بیایند؛ زیرا نامه‏های مردم کوفه به مدینه نیامد، بلکه در مکه به دست حضرت رسید و امام نهضتش را از مدینه شروع کرده بود؛ یعنی وقتی نامه‏ها به ایشان رسید که امام تصمیم خود را بر امتناع از بیعت گرفته بود و همین تصمیم، خطری بزرگ برای او به‏وجود آورده بود. بنابراین دعوت مردم کوفه عامل اصلی در این نهضت نبود، بلکه عامل فرعی بود.
ج ـ امر به معروف و نهی از منکر
این نَصّ فرمایش خود امام علیه‏السلام است که هنگام خروج از مدینه به محمد بن حنفیه این وصیتنامه را نوشتند:
«هذا ما اوصی به الحسین بن علی اخاه محمدا المعروف بابن الحنفیة،.. انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی اُمّة جدی، ارید ان آمُرَ بالمعروف و اَنهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علیّ بن ابی طالب علیه‏السلام »(30).
ارزیابی عوامل یاد شده

در میان عوامل مزبور، دعوت مردم کوفه، ارزش بسیار ساده و عادی دارد. احتمال موفقیت آن حدود پنجاه درصد و یا کمتر است، که اگر شمار لشکر دشمن بیشتر باشد احتمال موفقیت کمتر خواهد بود.
و اما بیعت، ارزش آن نسبت به دعوت بیشتر است، چون نصرت و یاری مردم در کار نبود و ایشان از پذیرش بیعت امتناع فرمود. از این نظر که امام در چنین حالتی به تنهایی و بشخصه در مقابل تقاضای نامشروع یک قدرت بسیار جبار ایستاده است، بدون انصار و اعوان، و مقاومت هم صددرصد خطرناک است، دارای ارزش است.
اما امر به معروف و نهی از منکر، ارزش بسیار بالایی دارد؛ زیرا نه متکی به دعوت است و نه تقاضای بیعت.
اگر فقط عامل اول مؤثر بود، چنانچه امام را دعوت نمی‏کردند امام قیام نمی‏کرد. اگر عامل دوم فقط مؤثر بود، چنانچه حکومت بیعت نمی‏خواست، امام قیام نمی‏کرد، اما به موجب عامل سوم، امام حسین علیه‏السلام یک فرد معترض، منتقد، مثبت، انقلابی و قیام‏کننده است.

(ادامه در پست بعدي)

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:52 PM
شرایط امر به معروف و نهی از منکر

از آنجا که این عامل ارزش نهضت امام حسین علیه‏السلام را بسیار بالا می‏برد، باید این اصل مهم را بشناسیم که چگونه این اصل آن قدر اهمیت دارد که شخصیتی مثل امام حسین علیه‏السلام را وادار می‏کند تا جانش را فدا کند. حسین بن علی علیهماالسلام در راه امر به معروف و نهی از منکر، یعنی در راه اساسی‏ترین اصلی که ضامن بقای اجتماع اسلامی است، کشته شد؛ اصلی که اگر نباشد جامعه متلاشی شده، از میان می‏رود. آیات قرآن در این زمینه زیاد است و از جوامع گذشته که یاد می‏کند، می‏گوید اینها متلاشی و هلاک شدند؛ زیرا در آنها نیروی اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر نبود. اما برخی از شرایط آن:
یکی این است که آمر به معروف و ناهی از منکر (یعنی مصلح جامعه بشری) اول باید خود صالح باشد تا بتواند اصلاح کند: «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعونَ الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهونَ عن المنکر» (توبه / 112).
آمر به معروف و ناهی از منکر یعنی مصلح. مگر ناصالح می‏تواند مصلح باشد؟ آنان که اول خود را اصلاح کرده و تربیت و تأدیب نموده‏اند می‏توانند مصلح باشند. علی علیه‏السلام می‏فرمایند:
«مَنْ نصب نفسه للنّاس اِماما فَعَلیه اَنْ یَبْدأَ بتعلیم نَفْسِه قَبْلَ تعلیم غیره وَ مُعَلِّم نَفْسِهِ و مؤدّبها اَحقُّ بالاجلال مِنْ مُعَلّم الناسِ و مؤدّبهم»(31).
علی علیه‏السلام می‏فرماید:
«لَعَن اللّه‏ُ الآمرین بالمعروف التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین به»(32).
(33)
مراتب و مراحل امر به معروف و نهی از منکر

الف ـ هجر و اعراض، به شرطی که اثر مثبت داشته باشد.
ب ـ زبانی. پند، نصیحت و ارشاد، چون گاه به خاطر جهل و نادانی و تبلیغات نادرست مرتکب منکری می‏شود و نیاز به راهنما و مربی برای آگاه سازی دارد.
ج ـ مرحله عمل. البته عمل‏ها هم مختلف است. علی علیه‏السلام در مورد پیامبر می‏فرمایند: «طبیبٌ دَوّارٌ بطبّه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه»(34).
(35)
«ایّها الناس من رأی سلطانا جائرا مستحلاً لحرام اللّه‏ ناکثا لعهد اللّه‏ مستأثرا لفی‏ء اللّه‏، متعدّیا لحدود اللّه‏ فلم یُغیّر علیه بقولٍ و لا فعلٍ، کان حقّا علی اللّه‏ ان یدخله مدخله. الا و اِنّ هولاء القوم قد احلّوا حرام اللّه‏ و حرّموا حلاله و استأثروا فیءاللّه‏».
بنابراین هر کس در این شرایط ساکت بماند مانند آنهاست، آن گاه ایشان فرمان الهی را بر خود تطبیق داده و می‏فرماید: «و انا احقّ من غیره»(36).
(37)
ماهیت قیام حسینی

از آنچه گذشت، تا اندازه‏ای ماهیت قیام مقدس حسینی روشن شد. معمولاً افراد در زمان خود شناخته نمی‏شوند، بلکه پس از درگذشت آنان، ارزش ایشان آشکار می‏گردد؛ چنان که امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: «غدا تعرفوننی و یکشف لکم سرائری»(38).
امام حسین علیه‏السلام در پی زنده کردن روش رسول اللّه‏ در شیوه رهبری است؛ یعنی در حادثه عاشورا علاوه بر امر به معروف و نهی از منکر، زنده کردن سیره رسول اللّه‏ را هم می‏بینیم و آن رهبری جامعه و تعیین رهبری جامعه است. از این رو به هنگام بررسی و تحلیل ماهیت قیام حسینی علیه‏السلام باید به میزان تأثیر عوامل دخیل در آن توجه کرد. مهم‏ترین عامل، امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیره پیامبر است. عوامل دیگر هر چند دخیل بوده‏اند، ولی این اندازه اهمیت نداشته‏اند؛ مانند دعوت مردم کوفه. وظیفه امام در مقابل بیعت، سر باز زدن است، در مقابل دعوت، رفتن است و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر، یک مهاجم است.
موضوعات دیگر

مرحوم استاد شهید مطهری در جلد نخست کتاب حماسه حسینی مطالب زیادی را به مناسبت بحث از سیره و حماسه و قیام امام حسین علیه‏السلام مطرح نموده است؛ از جمله عنصر تبلیغ در نهضت حسینی(39). در این بخش، موضوعات زیر مورد بررسی قرار گرفته‏اند:
در جلد دوم کتاب نیز استاد مسئله امر به معروف و نهی از منکر را در نهضت حسینی مورد بررسی قرار داده، در همین ارتباط چندین مسئله را به بحث گذاشته‏اند؛ از جمله: ارزش امر به معروف و نهی از منکر از نظر علمای اسلام(40)، کارنامه ما در امر به معروف و نهی از منکر و گلایه از اینکه کار درخشانی در باره این وظیفه مهم انجام نداده‏ایم(41). و مبحث شعارهای عاشورا(42)، که در این بحث به دو موضوع پرداخته شده: یکی شعارهایی که امام حسین علیه‏السلام و اهل بیت و اصحاب ایشان در روز عاشورا ابراز کردند و دیگر شعار بودن عاشورا برای مردم شیعه. در ضمن این بحث از شعارهایی که برخی ابراز کرده و در واقع با روح حماسه حسینی ارتباطی ندارد، انتقاد نموده و گفته‏اند شعارهای ما در مجالس، در تکیه‏ها و در دسته‏ها باید مُحیی باشد نه مخدّر، باید زنده‏کننده باشد نه بی‏حس‏کننده. اگر بی‏حس‏کننده باشد نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت، بلکه ما را از حسین علیه‏السلام دور می‏کند.
جلد سوم حماسه حسینی حاوی مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشته‏اند و هدف از این نگارش یادداشت مطالب مهم جهت مراجعه بعدی یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. از این رو کتاب به ده بخش تقسیم شده است:
بخش اول: ریشه‏های تاریخی حادثه کربلا. نوشته‏های استاد در این بخش متفاوت می‏باشد، بعضی کوتاه و در چند سطر و بخشی دیگر طولانی در حد یک مقاله است. بخش دوم یادداشتهایی است در باره ماهیت قیام حسینی و عوامل مؤثر در آن، مانند بیعت، دعوت مردم کوفه و امر به معروف و نهی از منکر. تفصیل این یادداشتها در جلد دوم به صورت سخنرانی آمده است. بخش سوم: امام حسین علیه‏السلام و عیسی مسیح علیه‏السلام . بخش چهارم یادداشتهایی در باره عنصر امر به معروف و نهی از منکر که در جلد دوم به تفصیل در باره آن بحث شده است. بخش پنجم یادداشتهایی در باره تحریفات در واقعه تاریخی عاشورا (مانند تحریف لفظی، معنوی، عوامل تحریف، تقصیر عوام و وظیفه آنها و وظیفه علما). بخش ششم نقد استاد بر کتاب «حسین وارث آدم» نوشته دکتر علی شریعتی است. استاد نوشته‏اند: آنچه در این جزوه (حسین وارث آدم) به چشم نمی‏خورد شخصیت امام حسین علیه‏السلام و آثار نهضت اوست. مبنای جزوه بر این است که در جامعه طبقاتی همه تلاشها بی‏حاصل است. انقلابیون تاریخ، وارث آدم یعنی انسان اشتراکی می‏باشند و قیامشان برای حق بوده و حق یعنی عدالت، برابری و اشتراکیت. امام حسینِ این جزوه همان امام حسینِ مظلوم و محکوم روضه‏خوانهاست که هیچ نقشی در تاریخ ندارد. بخش هفتم یادداشت حماسه حسینی، بیان مفهوم حماسه و این است که بهترین تعبیر برای قیام عاشورا لفظ حماسه است. بخش هشتم یادداشت عنصر تبلیغ در نهضت حسینی. بخش نهم یادداشتهای پراکنده. بخش دهم حواشی مختصر استاد بر کتاب شهید جاوید. استاد نقدی مستقل بر این کتاب ندارند، بلکه بر چاپ نخست آن حواشی کوتاهی نگاشته‏اند. گویا استاد تنها تا صفحه 215 آن کتاب را نقد نموده‏اند؛ اما لابه‏لای جلد دوم و سوم، با اشاره یا با تصریح به نقد محتوای کتاب شهید جاوید پرداخته‏اند.
پی نوشت ها:

1- چاپ سوم، قم، المراکز العالمی للدراسات الاسلامیة، 1413 ق.
2- نعمت اللّه‏ صالحی نجف آبادی، نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری، تهران، 1379.
3- بنگرید به: محمّد اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380، ص 204.
4- حماسه حسینی، ج 1، ص 130-121.
5- مانند خطبه 51 نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام.
6- حماسه حسینی، ج 1، ص 121-113.
7- همان، ص 149-148.
8- همان، ج 3، ص 252-251 و ج 1، ص 13.
9- همان، ج 1، ص 67.
10- همان، ص 57-40.
11- همان، ص 77.
12- همان، ص 78-77.
13- تحف العقول ص، 176؛ اللهوف، ص 33؛ بحارالانوار، ج 44، ص 381.
14- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110؛ اللهوف، ص 50؛ بحارالانوار، ج 45، ص 50.
15- تحف العقول، ص 176؛ اللهوف، ص 33؛ بحارالأنوار، ج 44، ص 381.
16- حماسه حسینی، ج 1، ص 48-46 و 80.
17- اصول کافی، ج 1، ص 54؛ سفینة البحار، ج 1، ص 63.
18- بقره / 159.
19- حماسه حسینی، ج 1، ص 104-91.
20- مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین علیه‏السلام در عید فطر و قربان: «اشهد انک قد اقمت الصلاة و آتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر...».
21- اللهوف، ص 11؛ فی رحاب ائمة اهل البیت، ج 3، ص 74.
22- مقرّم، مقتل الحسین، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب، ص 89.
23- حماسه حسینی، ج 1، ص 174-161.
24- شیخ مفید، الارشاد، ص 235؛ مقرّم، مقتل الحسین، ص 280.
25- توبه / 128.
26- حماسه حسینی، ج 1، ص 312-289.
27- مقرّم، مقتل الحسین، ص 146.
28- همان، ص 140.
29- الارشاد، ص 235.
30- خوارزمی، المقتل، ج 1، ص 188.
31- نهج البلاغه، حکمت 70.
32- همان، خطبه 129.
33- اصول کافی، ج 1، ص 46.
34- نهج البلاغه، خطبه 107.
35- مقتل خوارزمی، ج 1، ص 188؛ تحف العقول، ص 245.
36- تاریخ طبری، ج 4، ص 304.
37- حماسه حسینی، ج 2، ص 149-13.
38- نهج البلاغه، خطبه 147.
39- حماسه حسینی، ج 1، ص 285-185 و 365-341.
40- همان، ج 2، ص 119.
41- همان، ص 153.
42- همان، ص 207.

منبع: فصلنامه مشکوة

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 05:55 PM
هرکس ایستیر در مورد عاشورا قشه بوله هدف نمنیدی یا بعضی ابهام لار رفع اولا ذهنین ده یا بعضی سوال لارا جواب تاپا حتما کتاب " حماسه حسینی، مرتضی مطهری اوخوسون

اوش جیلدی دی و چوخ گوزل مسائل اوندا توضیح وریلیپ منیم اوزومه چوخ کومه لیخ الدی

محرم یخین دی عوض بوکی سحردن آخشاماجان بو هیئت او هیئت ده فقط سینه وراخ یاخجیدی بیراز دا بولاخ نیه سینه ووروخ نیه عزاداری الیروخ





45
حماسه حسینی 1
http://www.aviny.com/library/motahari/images/books4.gif (http://www.aviny.com/library/motahari/Books/44/index.htm)
http://www.aviny.com/library/motahari/images/save1.gif (http://www.aviny.com/library/motahari/books/44/book.zip)
http://www.aviny.com/images/ketab.gif (http://www.aviny.com/library/motahari/PDF/hamaseh.pdf)



46
حماسه حسینی 2
http://www.aviny.com/library/motahari/images/books4.gif (http://www.aviny.com/library/motahari/Books/45/index.htm)
http://www.aviny.com/library/motahari/images/save1.gif (http://www.aviny.com/library/motahari/books/45/book.zip)



47
حماسه حسینی 3
http://www.aviny.com/library/motahari/images/books4.gif (http://www.aviny.com/library/motahari/Books/46/index.htm)
http://www.aviny.com/library/motahari/images/save1.gif (http://www.aviny.com/library/motahari/books/46/book.zip)





يولداشلاميز اليه بوللر كيتاب بوردان دانلود اليلررررررر:http://www.aviny.com/library/motahari/index.aspx

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 10:19 PM
معرفی مهم‏ترین مقتل‏های حسینی




تلاش ميكنيم تا در اين مقاله به معرفي برخي از مهمترين مقتلهاي حسيني بپردازيم تا ضمن ارج نهادن بر تلاش راويان مقاتل حسيني، شما را با نحوه انتقال اين پرشورترين حماسه ديني يعني كربلا آشنا گردانيم.

1. مقتل «ابيمخنف»

آغاز محرم كه همواره همراه است با مشاركت مردم در بزرگترين تجربه ديني سالانه يعني عزاداري اباعبدالله الحسين(ع)، مقاصد فراواني در بطن خويش براي دينداران دارد.

اين بزرگترين تجربت ديني اما نقل شده است بر دوش راويان صديق و درست كرداري كه گزارشگران مقاتل حسيني نام گرفتهاند.

تلاش ميكنيم تا در اين مقاله به معرفي برخي از مهمترين مقتلهاي حسيني بپردازيم تا ضمن ارج نهادن بر تلاش ايشان، شما را با نحوه انتقال اين پرشورترين حماسه ديني يعني كربلا آشنا گردانيم.

در اينكه نخستين مقتل حسيني، يعني اولين گزارش جامع از زمينهها و نفس حادثه كربلا، از آن ابومخنف لوطبنيحييبنسعيدبنمخنف ازدي غامدي (م157 ه. ق) است،

تقريبا اختلافي ميان رجالنويسان به چشم نميخورد؛ هرچند برخي، از ابوالقاسم اصبغ بن نباته تميمي نام بردهاند كه از ويژگان و ياران اميرمومنان (ع) بوده و پس از عمري دراز در حوالي سال 100ه. ق وفات كرده است (الفهرست شيخ طوسي، صص 37و38، ش108؛ الذريعه الي تصانيف الشيعه شيخ آقا بزرگ تهراني، ج22، صص23و24، ش5838).

اما از آنرو كه بر فرض صحت چنين باوري، هرگز اثري از اين مقتل يافت نشده است، به نحو قطعي نميتوان بر تقدم ابيمخنف در ميان مقتلنويسان خدشه وارد كرد.

هرچند از مقتل ابيمخنف نيز جز در تاريخ الامم و الملوك محمدبن جرير طبري (م310ه. ق) يعني بزرگترين مورخ ايراني تاريخ اسلام، نميتوان نشاني يافت.

طبري در مجموع در جلد پنجم تاريخ خويش 125 روايت درباره تاريخ كربلا گزارش كرده كه از اين تعداد، 100 روايت را به صورت مستقيم و البته با واسطههايي از ابيمخنف نقل كرده است.

10 روايت را نيز با واسطه هشام بن محمد كلبي از ابيمخنف روايت كرده است؛ از 15 روايت باقيمانده، 14 روايت از آن هشام و يك روايت از آن عمار دهني است كه منبع آن امام محمدباقر(ع) است.

گزارشهاي ابومخنف باتوجه به اين امر كه خود او در صحنه كربلا حاضر نبوده، بر دوگونهاند:

الف) آنهايي كه در كربلا بودهاند.

اينان نيز خود بر چند دستهاند:

1- گروه نخست خود از آلهاشماند كه در كربلا بودهاند و از حادثه جان به سلامت بردهاند؛ مانند امام سجاد و امام باقر(ع)

2- ياران امام حسين از غير آلهاشم مانند عقبه بن سمعان و همسر زهير بن قين

3- ناظران بيطرفي چون عبدالله بن سليم و مذري بن مشمعل

4- شاهدان حاضر در سپاه عمر بن سعد؛ برخي از ايشان چون عبدالله شعبي و هاني بن ثبيت در كشتار دست داشتند و برخي چون حميد بن مسلم كه از قضا مهمترين منبع ابيمخنف به شمار ميرود.

با آنكه در سپاه ابن سعد مشاركت داشتند ولي در كشتار دست نداشتند. برخي از ايشان از جمله خود حميد از امضاكنندگان نامه دعوت براي امام حسين(ع) بودند.

ب) گروه دوم آناني هستند كه در كربلا حاضر نبودهاند.

اينان را ميتوان در 5گروه دستهبندي كرد.

1- محبان امام حسين(ع) چون عليبن حنظله كه پدرش جزو شهداي كربلا بود و نيز پسر حربنيزيد رياحي كه در كربلا شهيد شد.

2- طرفداران امويان مانند قاسم بنعبدالرحمان

3- طرفداران زبيريان مانند حسان بن قائد.

4- محدثين بيطرف چون محمد بن بشر همداني پدر هشام بن محمد كلبي همداني.

5- خويشان نزديك ابومخنف چون عبدالرحمان بن جندب ازدي.

مقتل ابومخنف را كه در واقع مهمترين «مقتل الحسين» است. ميتوان از چند جهت مورد بررسي قرار داد؛ هرچند نتيجه اين بررسي هرچه باشد، بايد به اين نكته اذعان داشت كه اين مقتل اساس كار تمام مقاتل بعدي است.

و از اين جهت ميتوان به اين نتيجه دست يافت كه لااقل اين مقتل از نگاه راويان بعدي كه آن را گزارش كردهاند، كاملا مورد اعتماد بوده است.

از نظر رجالشناسي، راويان ابومخنف طيف وسيعي از گرايشهاي فكري و سياسي آن روز را شامل ميشوند و از اين حيث ميتوان مقتل الحسين را پرگسترهترين مقتل به شمار آورد. اين امر بيشك بر اعتبار آن ميافزايد.

2. مقاتل الطالبيين

الف) درباره نويسنده؛ ابوالفرج، عليبنحسين بنمحمدبن احمدبن هيثمبن عبدالرحمانبن مروانبن عبداللهبن مروان معروف به مروان حمار آخرين خليفه اموي.

ابوالفرج در سال 284 هـ. ق برابر با سال 897 ميلادي در اصفهان زاده شد و از اينرو ابوالفرج اصفهاني لقب گرفت. اما در بغداد رشد كرد و آن شهر را موطن و مسكن خود قرار داد.

جالب آنكه ابوالفرج در الاغاني، خانهاي را كه در آن سكونت داشته به وصف آورده است و آن خانهاي بوده است مشرف به رودخانه دجله در مكاني ميانه پل دجله و پل سليمان كه كنار خانه وزير فرهيخته عباسي ابوالفتح بريدي قرار داشته.

شخصيت فرهنگي ابوالفرج، شخصيتي جامعالاطراف و بينظير است. قاضي ابوالمحسن تنوخي درباره او چنين گفته: «او به گونهاي، شعر، اغاني، اخبار، آثار، حديث مسند و نسبتها را حفظ بود كه تا آن روزگار مثل آن نديده بودم. در اين علوم تخصص بالايي داشت و نيز علومي مثل: لغت، صرف و نحو، خرافات، سيره، مغازي، علم هجو و طنز، داروشناسي و علومي مانند طب، نجوم و... گذشته از اين ابوالفرج را بايد يكي از دامپزشكان اوليه جهان اسلام به شمار آورد. حرص و ولع او در درمان حيوانات مثالزدني بود. نمونهاي از اين شوق را ميتوان در درمان يك سنجاب ديد كه در اشعار او در الاغاني منعكس شده است.»

ب) درباره كتب ابوالفرج؛ مهمترين كتاب ابوالفرج را بايد «الاغاني» دانست. او با همين كتاب نزد شعرا، ادبا و فصحاء معروف و مشهور شد.

اين اثر به واقع از مهمترين موسوعات ادبي است. تا آنجا كه برخي ثروت ادبي فراهم آمده در اين كتاب را با هيچ قيمتي برابر نميدانند.

برخي آن را مرجع شعرشناسي و برخي آن را بزرگترين مايه لذت و تفريح به شمار آوردهاند.

ج) درباره مذهب ابوالفرج؛ او بر مذهب شيعي زيدي بوده است. قاضي تنوخي بر تشيع او تصريح كرد. ابناثير نيز در كتاب «الكامل فيالتاريخ» بر تشيع وي تصريح كرده است و البته آن را مايه تعجب به شمار آورده است.

شايد آنچه مايه تعجب ابناثير شده، وابستگي شديد ابوالفرج به خاندان اموي است و اين وابستگي و مذهب تشيع ابوالفرج براي ابناثير سازگار نميآمدهاند.

اما چنانكه ابوالفرج نيز در الاغاني بيان كرده است: عقيده و باور، وطن و نژاد نميشناسد و بسيار فراتر از آنند كه در زندان تنگ وابستگيهاي خوني گرفتار آيند.

د) درباره مقاتلالطالبيين، يكي از واضحترين ادلهاي كه ميتوان به سبب آن بر تشيع ابوالفرج اصرار كرد، كتاب مقاتلالطالبيين است؛ كتابي كه ابوالفرج در آن به ذكر تمام شهدا آل عبدالمطلب از ابتدا تا سال 313 هـ. ق، يعني سالي كه كتاب در آن تاليف شده پرداخته است. ابوالفرج معيار جالب توجهي براي تعريف واژه شهيد ارائه كرده است. در نظر او شهيد، فراتر از كشته شده در جنگ است.

چرا كه آنكه در حالت صلح نيز مسموم شده شهيد است. يا آنكه در زندان به حيلت يا به فرتوتي و بيماري كشته شده و نيز آنكه در اثنا فرار از دست سلطان هلاك شده است.

تمام اين امور همانگونه كه ابوالفرج در مقدمه كتاب بيان كرده، از مصاديق مفهوم شهيد به شمار ميرود. ابوالفرج تصوير شگفتانگيزي را از رشادتها و جنگآوريهاي آل بوطالب ارائه كرده و در ضمن همدردي و احساس احترام شديد خود را نثار ايشان كرده است.

او در شهادت آلهاشم جز مجد و بزرگواري و اصرار بر باور صالح چيزي ديگري را دخيل نميداند.

ايشان را بر سبيل حق ميداند و امويان را با آنكه خود به ايشان منتسب است و به اين انتساب نيز معترف است بر باطل. اولين شهيد آل بوطالب، جعفربنابوطالب و آخرين ايشان به نقل ابوالفرج، عبدالرحمانبن محمد است كه بني سليم او را در جنگل كشتند.

3. تاريخ دمشق

الف) درباره نويسنده: علامه شمسالدين ذهبي در «سير اعلام النبلاء» درباره نويسنده كتاب ميگويد:

«امام، علامه، حافظ بزرگ و چيرهدست، محدث شام، ثقهالدين، ابوالقاسم دمشقي شافعي، صاحب تاريخ دمشق در آغاز ماه محرم سال 499 متولد شد. در سال 520 به عراق كوچيد. در سال 521 حج گزارد و در سال 529 از راه آذربايجان، به خراسان رفت.

او عليبنحسنبن هبهاللهبنعبداللهبن حسين است. شمار شيوخ او كه در معجم او ياد شدهاند 1300 تن از طريق سماع، 46 شيخ از طريق انشاء و 290 شيخ از طريق اجازه و هشتاد و چند زن هستند كه مجموعه آنها تقريبا 1716 ميشود. او آثار فراواني از خويش بر جاي نهاده است.

او مردي بود تيزفهم، حافظ، پركار، ذكي، بصير در كار و در روزگار خود يگانه عصرش بود.

او در شب دوشنبه 11 ماه رجب سال 571 درگذشت، قطب نيشابوري بر او نماز گزارد و سلطان بر جنازه وي حاضر شد. او را نزد پدرش در قبرستان بابالصغير در دمشق به خاك سپردند.» (سير اعلام النبلاء، ج20، صص554تا715، ش 354 با تلخيص و تصرف) چنان كه در متن شرح حال ابنعساكر آمده است او شافعي مذهب و از اهل سنت است.

ب) درباره كتاب: چنانكه از نام كتاب هويداست، كتاب معجمي است فراخدامن درباره تاريخ دمشق، يعني شهر زادگاه مصنف كتاب، عليبنحسن معروف به ابنعساكر. دمشق روزگاري پايتخت امويان بهشمار ميرفت.

از اينرو خلفاي فراواني را شاهد بودهاست كه در آن شهر به حكمراني پرداختهاند و اين طبيعتاً دستمايه مناسبي بودهاست تا شخصي چون ابنعساكر به تبيين تاريخ اين شهر بپردازد.

علامه ابنمنظور انصاري صاحب معجم بزرگ لسان العرب، سالها بعد كتاب تاريخ دمشق را كه در چاپهاي جديد در مجموعهاي 50جلدي فراهم آمده است، خلاصه و مختصر كرد.

اين كتاب را كه مختصر تاريخ دمشق نام دارد، احمد راتب حمدويش و محمد ناجي الحمر به سال 1405 در قاهره و توسط انتشارات دارالفكر به همراه تحقيق و تصحيح عرضه كردهاند. در خود كتاب تاريخ دمشق ابنعساكر، چيزي در حدود 400روايت به بررسي تاريخ عاشورا و مقتلالحسين پرداختهاند؛ هرچند تا سال 1415 هـ. ق اين 400 حديث هرگز به صورت مجزا و تحت عنوان مقتلالحسين يا چيزي شبيه به آن منتشر نشده بودند.

در اين سال فاضل گرانقدر محمدرضا حسينيجلالي مجموعه اين 400حديث را تحت عنوان «الحسين(ع): سماته و سيره» يعني سيره و سيماي امام حسين(ع) به صورت مجزا فراهم آورد.

در اين كتاب به چند دليل كه به ظاهر منطقي به نظر ميرسند اسانيد روايات چهارصدگانه حذف شده است و البته براي سهولت شناسايي متون اصلي و متوني كه بعدا به كتاب افزوده شدهاند، احاديث در مجموعههايي مجزا قرار داده شدهاند.

توضيحات و شروح فراواني بر متون روايات نگاشته شده و متن از جنبههاي لغوي، تاريخي و روششناختي وارسي شده است.

فراهمكننده كتاب خود را مقيد داشته تا به متن ابنعساكر وفادار باقي بماند و جز در پارهاي موارد مطلبي بر متن اصلي نيفزايد.

يكي از ويژگيهاي مثبت كتاب «الحسين(ع): سماته و سيرته» تخرج احاديث و مطابقت احاديث دو كتاب تاريخ دمشق ابنعساكر و تاريخ دمشق خلاصه شده علامه ابنمنظور انصاري است. ترجمه كتاب را انتشارات اساطير به سال 1383 منتشر كرد. اين ترجمه از آن جويا جهانبخش است.

ج) نمونههايي از متن كتاب: «معاويه در شب نيمه رجب سال شصتم بمرد و مردمان از براي يزيد بيعت نمودند؛ پس يزيد به واسطه عبداللهبنعمر عامري به وليدبنعقبه بنابوسفيان كه امير امويان بود در مدينه نامه نوشت كه: مردمان را بخوان و از براي من از ايشان بيعت بگير و آغاز كن از بزرگان قريش و بايد اول كسي كه بيعتگرفتن را از او آغاز ميكني حسينبنعليبنابيطالب باشد.

پس وليدبنعقبه هماندم، نيمهشب، به حسينبن علي پيغام فرستاد. حسين همان شب به سوي مكه بيرون شد و مردمان بامداد برخاستند و براي بيعت يزيد روان شدند؛ پس حسين را جستند و نيافتند.

حسين براي آنكه در ايام حج با دولتيان در حرم درگير نشود، دوشنبه دهه نخست ذيالحجه سال 60 در ميان خاندان خود و 60 چهره متوجه كوفه به سوي عراق روان گرديد.»

4. الخصائص الحسينيه

نويسنده كتاب الخصائص الحسينيه، آيتالله حاجشيخ جعفر شوشتري است. او در سال 1230 هـ. ق متولد و در سال 1303 هـ. ق در زادگاهش جانبهجان آفرين تسليم كرد.

حاجشيخ عباسقمي درباره او ميگويد: «جلالت شأنش زياده از آن است كه ذكر شود.

كسي كه به كتاب «منهجالرشاد» آن بزرگوار مراجعه كند، خواهد دانست كه در چه درجه و مقامي بوده است؛ در وعظ و تذكر مردم، در تحقيقات شريفه و اطلاع بر دقايق و اشارات مصائب و آثار اطائب. مصنفات مشهوره او در فن وعظ و تذكر و مصائب اباعبدالله از اين امر خبر ميدهد. شيخ ما محدث نوري نورالله مرقده در كتاب «دارالسلام» از ايشان مدحي بليغ كرده است.» (فوائد الرضويه، ص 67).

هر چند شيخ جعفر شوشتري را نبايد نخستين فراهمآورنده خصائص (اختصاصات) دانست و پيش از او نيز بزرگاني چون سيدرضي، حاكم حكاني و ابنبطريق نيز خصائص ائمه نگاشتهاند.

اما بايد كمال خصائصنويسي را در آثار شيخ جعفر شوشتري جست؛ چرا كه خصائصنويسي در آثار ايشان علاوه بر جنبههاي نظري با جنبههاي عملي- رفتاري و اخلاقي نيز مرتبط شده است.

ضمن آنكه ايشان خصائص را در بستر مصيبتخواني ارائه و اين امر يعني مصيبتخواني را به نحوي برگزار ميكرده كه حاوي تأثير فراواني بر مخاطبان بوده است.

در ابتداي كتاب شيخ ابتدا خويش و مؤمنان را به پرهيزگاري و مرگانديشي كه البته وجه غالب انديشه خود او نيز بوده است، خوانده و سپس راههاي رهايي از نفس و شيطان و دنيادوستي را برشمرده است.

اين طرق كه در ايمان و عمل صالح مختصر است در نظر ايشان به نحوي با مصيبت اباعبدالله مرتبط ميشود.

ماتمزدگي به هنگام رسيدن محرم و مرگانديشي در وجه مثبت آن در نظر شيخ زمينه ايمان و در نتيجه عمل صالح را به نحو مناسبتري فراهم ميآورد. «الخصائص الحسينيه» را صادق حسنزاده با عنوان «امامحسين(ع) اينگونه بود» به فارسي برگردانده و انتشارات آلعلي(ع) قم نيز آن را به زيور طبع آراسته است.

5. يوم الطف

«يوم الطف، مقتلالامام ابيعبدالله الحسينالشهيد.» اين مقتل را فاضل گرانقدر هادي نجفي فراهم آورده است و مربوط است به سال 1413 هـ. ق. اين مقتل را بايد از مقاتل متأخري بهشمار آورد كه از حسن تأليف و گردآوري نيكو برخوردار است.

مقتلنويس تلاش كرده تا از تمام مقاتل كه در دسترس خويش داشته و البته گستره وسيعي از مقاتل و كتب تاريخ عمومي را دربرگرفته است، به نحو مناسب در تبيين موضوع موردبحث استفاده كند.

كتاب در 5فصل و يك خاتمه سامان يافته است. فصل نخست به تمهيدات جنگ و مقدمات آن اختصاص دارد.

آغاز اين فصل با حديثي است از امامحسين(ع) كه ابنقولويه در كاملالزيارات و مسعودي در اثباتالوصيه آن را نقل كردهاند: «چون صبح عاشورا شد. حسين با يارانش نمازگزارد و پس از حمد و ثناي الهي فرمودند: خداي تبارك و تعالي امروز، اذن به قتل شما و من داده است، پس بر شما باد كه صبر و تحمل پيشه كنيد.»

فصل دوم به شهدا و ياران امام اختصاص دارد. اين فصل با شهادت نعيمبن عجلان انصاري آغاز و با شهادت سويدبنعمروبنابيالطاع بهپايان ميرسد.

شيوه نويسنده در اين بخش آن است كه در پاورقي به ذكر منابع شهادت ياران و اهلبيت امام اشاره ميكند. فصل سوم نيز به شهداي طالبيان يعني اهل بيت امام اختصاص دارد.

اين فصل با شهادت عليبنحسين آغاز و با شهادت عبداللهبن حسنبن عليبن ابيطالب پايان ميرسد.

فصل چهارم نيز به كيفيت شهادت امام اختصاص دارد. در مجموع نويسنده كتاب از شهادت 98 تن از ياران و اهل بيت امام و شرح شهادت ايشان در واقعه عاشورا و قبل و بعد از آن سخن گفته است.

فصل پنجم كتاب نيز به فاشگوييهاي امامزينالعابدين(ع) در شام و رسوايي حكومت اموي و حركت كاروان اسرا به شام اختصاص دارد. در خاتمه نويسنده برخي از اخبار فريقين را درباره روز طف وارسيده است.

6. الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد

الف) درباره نويسنده؛ نجاشي كه خود از شاگردان نويسنده كتاب مورد نظر بوده است درباره وي چنين مينويسد: «محمد بن محمد بن نعمان بن عبدالسلام معروف به ابن معلم و شيخ مفيد» (رجال نجاشي، ص311) شيخ مفيد در 11ذيقعده سال 336 يا338 هجري در روستاي «سويقه ابن بصري» كه از توابع عكبرا بود به دنيا آمد.

برخي او را از اركان خمسه تشيع به شمار آوردهاند.

ابن حجر عسقلاني كه از بزرگترين رجالشناسان اهل سنت است، ميگويد: «او عالم شيعه و داراي تاليفات بسياري است كه به 200 ميرسد... به سبب عضدالدوله ديلمي داراي صولتي عظيم بود. در سال 413هـ. ق از دنيا رفت. 80هزار مسلمان او را تشييع كردند. او مردي بود زاهد و با خشوع و در فراگيري علوم حريص.

گروه زيادي از او استفادت كردند. گويند عضدالدوله ديلمي در خانه او به ديدارش ميرفت و به هنگام بيماري عيادتش ميكرد. ابويعلي جعفري كه داماد شيخ بوده است درباره او ميگويد: شبها اندكي ميخوابيد، سپس برميخاست و به نماز، مطالعه، درس و يا قرائت قرآن مشغول ميشد.» (لسان الميزان، ج5، ص386)

ب) كتب شيخ: كتابهاي شيخ چنانكه در معرفي او نيز گفته شد بسيار پرشمار و غيرقابل احصاء است اما اهم كتب او در علوم مختلف از اين قرار است:

1- الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد، مولد النبي و الاوصياء، الافصاح في الامامه در پيامبرشناسي و امام شناسي 2- الاركان في دعائم الدين و تصحيح الاعتقاد در اصول دين 3- اوائل المقالات في المذاهب و المختارات در فروع مسائل كلامي 4- المقنعه و احكام النساء در فقه 5- اعجاز القرآن و البيان في تاليف القرآن در باب اعجاز قرآن 6- الاختصاص در مسائل متفرقه

ج) درباره الارشاد؛ اين كتاب به شرح حال ائمه 12گانه اختصاص يافته است و ميتوان آن را در زمره قديميترين كتابهاي امام شناسي و در رديف كتاب الحجه الكافي شيخ محمدبن يعقوب كليني (م329ه. ق) به شمار آورد.

باب نخست اين كتاب به شرح حال اميرمومنان (ع) اختصاص دارد و بيشترين حجم كتاب را نيز در بردارد. باب سوم به امام حسين(ع) و شرح ماجراي كربلا و شهداي آن اختصاص دارد. به واقع ميتوان باب سوم الارشاد را مقتل حسين و اصحابش به شمار آورد. شيوه شيخ در كتاب، نقل مستند و مسند حوادث نيست و كتاب به گونهاي منسجم و بدون نقل اسناد روايات بيان شده است. هرچند در برخي روايات شيخ به ذكر اسناد پرداخته است. در بيشتر اين موارد، راويان شيخ را استادان خود او مثل شيخ صدوق و محمد ثاني در رده او مثل ابوالقاسم جعفربن محمد بن قولويه تشكيل ميدهند.

7. نفسالمهموم

اين مقتل از آن خاتمالمحدثين، مرحوم حاجشيخ عباس قمي (1359-1294 هـ. ق) است.

شيخ عباس قمي از شاگردان محدث نوري و در زمره علماي خبير به اخبار و البته با گرايش اخباري بهشمار ميرود. شيخ عباس قمي، علاوه بر نفسالمهموم در 2 كتاب ديگر نيز به مصائب اهلبيت بهصورت عام و به مقتل حسيني بهصورت خاص پرداخته است.

نخست بيتالاحزان كه به مصائب حضرتزهرا(س) اختصاص دارد و كتاب منتهيالآمال كه مجموعه مفصل تاريخ اهلبيت(ع) است و بالطبع، مقتل امام حسين نيز در آن وارسيده شده است. هر چند بايد مفصلترين مقتل شيخعباس قمي را نفسالمهموم دانست.

نفسالمهموم در 5باب و يك خاتمه سامان يافته است. فصل نخست به برخي كرامات و ويژگيهاي امام ميپردازد. اين فصل، بسيار مختصر است. فصل دوم كه مفصلترين بخش كتاب است، به مقدمات جنگ و خود جنگ پرداخته است.

در اين بخش به تفصيل با اسامي شهداي كربلا و شهداي پيش از كربلا، مانند مسلمبن عقيل و ديگران آشنا ميشويم. فصل سوم به نحوه سير كاروان اسراء به شام و احتجاجات امامسجاد با اهل شام اختصاص دارد. فصل چهارم به بيان عزاداري مخلوقات بر حضرت ميپردازد.

فصل پنجم در ذكر فرزندان حسين(ع)، زوجات آن حضرت و فضل زيارت قبر شريف ايشان است. ستم خلفا بر قبر شريف ايشان از ديگر بخشهاي اين فصل است. خاتمه كتاب نيز به شرح قيام توابين در سال65 ميپردازد كه سليمانبن صرد خزاعي و برخي ديگر از كوفيان آن را پديد آوردند.

قيام مختار و انتقامگيري او از قاتلان شهداي كربلا و ازجمله عمر سعد و عبيداللهبن زياد، آخرين بخش كتاب است. ساختار كتاب نفسالمهموم هرچند روايي است و شيخ عباس قمي بهبيان منابع خود بهصورت مختصر پرداخته است اما انسجام روايي ممتاز آن را كه از ويژگيهاي نوشتاري شيخ است، نميتوان ناديده گرفت.

اهميت كتاب تا آنجاست كه علامه ابوالحسن شعراني (م 1393 هـ. ق) آن را تحتعنوان «دمعالسجوم»به فارسي ترجمه كرده است و اين خود نشانگر گرانقدر بودن نفسالمهموم است.

8. مقتل مقرم

نويسنده اين مقتل، سيد عبدالرزاق موسوي مقرم (1391- 1316 هـ. ق) است. او از علماي معاصر عراق بهشمار ميرود كه عمر علمي خود را در نجف سپري كرده است.

برخي از كتابهاي او كه چاپ شدهاند به اين شرح است:

1- زيد شهيد

2- مختار ثقفي

3- سيده سكينه

4- مقتل الحسين(ع)

5- الصديقه زهراء سلامالله عليها

6- امامزينالعابدين

7- امامرضا

8- امام جواد

9- قمر بنيهاشم

10- علياكبر

11- مسلمبن عقيل

12- سرالايمان

13- يومالاربعين عندالحسين(ع)

14- المحاضرات فيالفقه الجعفري.

از ميان اين آثار 3 اثر وي يعني «علياكبر(ع)»، «سيده سكينه» و «مسلمبن عقيل» بهوسيله دكتر پرويز لولاور به فارسي ترجمه شده است. انتشارات آرامدل فراهمآورنده اين اثر است.

نويسنده در اين كتب، بهخصوص مقتلالحسين(ع) سعي كرده تا با توجه به مقاتل متعدد و گوناگون و نيز كتابهاي تاريخي و حتي رجالي چون رجال شيخ طوسي كه در آن به تعداد بسياري از شهداي كربلا و ياران امامحسين(ع) اشاره شده است و جمعبندي دادههاي بهدست آورده و تحليل آنها به نتيجهگيري مناسبي دست يابد.

انتقاد شديد نويسنده از مقتلنويساني چون ابوالفرج اصفهاني و محمدبن جرير طبري شايد تنها در همين زمينه يعني تحليل دادههاي آنها و انطباقسنجي آن با باورهاي خود، قابل توجيه باشد.

مقتل مقرم را نميتوان از مقاتلي بهشمار آورد كه در ميان مردم مورد توجه است. شايد ترجمه ديگر آثار نويسنده بر ميزان توجه به نوشتارهاي او بيفزايد.

mahdi-TTTT
Wednesday 16 November 11, 10:21 PM
هرچه جلوتر مي رم من به اين مقتل ابي مخنف واقع بين تر مي شم شنيده بودم مقتل جامع و كامليه ولي تا اين حد نه واقعا عاليه;;)

MaryaM
Thursday 17 November 11, 06:17 AM
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vesaleshohada/Flower02.gifhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vesaleshohada/Flower02.gif



بخوان دعای فرج را دعــــــــــا اثــــــر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد


بخوان دعای فرج را و عـافــیــت بـطـلـــب که روزگار بســـی فتنه زیر ســـر دارد


بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهــــــرا ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد


بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز که آخرین گل سرخ از همه خبـــر دارد




http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vesaleshohada/Flower02.gifhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vesaleshohada/Flower02.gif

mahdi-TTTT
Friday 18 November 11, 09:22 PM
امشـب شهـادت نـامه ی عشاق، امضا می شود
فردا ز خون عاشقان، ایــن دشـت دریا می شود


امشب کنار یـکـدگـــر،بنشــستــه آل مـصـطـفـی
فردا پریشان جمع شان، چون قلب زهرا می شود


امشــب بــود برپــا اگــر، ایـن خـیمه ی ثـاراللهی
فردا به دست دشمنــان، برکنده از جــا می شود


امــشب صــدای خــواندن قـرآن به گوش آید ولی
فردا صدای الامــان، زین دشــت بــر پــا می شود


امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است
فــردا خـدایــا بستــرش، آغــوش صحـرا می شود


امشب که جمع کودکان، در خـواب نــاز آسوده اند
فردا به زیر خـــــارها، گـمگــشتـه پیــدا می شود


امــشب رقیــه حلــقه ء زریــن اگـر دارد به گوش
فردا دریغ ایــن گوشــوار از گــوش او وا می شود


امشب بـه خـیـل تشنگان، عباس باشد پاسبان

فردا کنــار علقمــه، بــی دسـت سقّـا می شود


امشب که قاسم، زینت گلـــزار آل مصطــفـاست
فردا ز مرکب، سرنگون، ایــن سـرو رعنا می شود


امشب گـــرفته در میــــان، اصحـــاب، ثـــارالله را
فـردا عــزیــز فاطمـه، بی یــار و تنــها می شود


امشب به دست شاه دشت،باشد سلیمانی نگین
فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می شود


امــشــب سـر سِــرّ خــدا بــر دامـــن زینـب بود
فــردا انیس خولی و دیــر نصــــاری مــی شود


ترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد “حسان”
فردا اســــارت نامه ی زینب چو اجرا می شود


حسان چایچیان

دديم فضا بير از دييشلسين;)

SHahab
Thursday 01 November 12, 05:22 PM
سلام دوستان

توو این تاپیک قصد داریم احادیث پیامبر نور و رحمت حضرت محمد (ص)و امامان معصوم (ع) و همچنین روز شهادت و ولادت و رخدادهای مهم تاریخ بعد از اسلام این شفیعان روز جزا رو قرار بدیم و قدمی هرچند کوچک در راه این بزرگواران برداشته باشیم.

نام کاربری خلاف قوانین 17
Thursday 01 November 12, 05:27 PM
ميزند پس لب او كاسه شير
ميكند چشم اشارت به اسير

چه اسيري كه همان قاتل اوست
تو خدايي مگر اي دشمن دوست؟

3aEeD
Thursday 01 November 12, 05:29 PM
زشت ترین بی وفایی فاش کردن راز است
مولا علی(ع)

SHahab
Thursday 01 November 12, 05:30 PM
نه فقط بنده به ذات ازلی مینازد
ناشر حکم ولایت به ولی نازد
گر بنازد به علی شیعه ، ندارد عجبی
عجب اینجاست ( خدا ) هم به علی مینازد


عید سعید غدیرخم بر تمامی شیعیان مبارکباد.

3aEeD
Thursday 01 November 12, 05:33 PM
از بخش اندك شرمنده مباش،
زيرا هيچ ندادن
از آن« بخشش اندك» نيز كمتر و ناچيزتر است.
حضرت علی علیه السلام

SHahab
Thursday 01 November 12, 05:40 PM
امام صادق عليه السلام مى‏فرمود: ما ولى امر (امامت و خلافت) خدا و گنجينه علم خدا و صندوق وحى خدا هستيم.

- - - Updated - - -

سدير گويد: بامام باقر عليه السلام عرض كردم: قربانت، شما چه سمتى داريد؟ فرمود: ما خزانه‏دار علم خدائيم، ما مترجم وحى خدائيم: ما حجت رسائيم بر هر كه در زير آسمان و روى زمين است.

- - - Updated - - -

رسول خدا(ص) فرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد، حجت من بر اشقياء امت تو كامل و تمامست، آنهائى كه ولايت على و اوصياء بعد از تو را ترك گفتند، زيرا روش و رفتار تو و پيغمبران پيش از تو در ايشان موجود است و بعلاوه ايشان خزانه‏دار علم من بعد از تو مى‏باشند، سپس پيغمبر(ص) فرمود: همانا جبرئيل نام ايشان و نام پدرانشان را بمن خبر داد.

( منبع اصول کافی )

نام کاربری خلاف قوانین 17
Thursday 01 November 12, 05:43 PM
شیعه اثناعشر هیچ یئرده قالماز چاره‏سیز
شیر یزدان شاه مردان چون اولار یار و ظهیر

شیعه‏لر سندن بو گون بایراملیق ایسته‏ر یاعلى
تهنیت عرض ائیلیه‏ر عشّاقیوه «سیّد بشیر»

SHahab
Thursday 01 November 12, 05:43 PM
- عَلِيّ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيّ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع فِي قَوْلِ اللّهِ عَزّ وَ جَلّ فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلّ أُمّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهِيداً قَالَ نَزَلَتْ فِي أُمّةِ مُحَمّدٍ ص خَاصّةً فِي كُلّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمّدٌ ص شَاهِدٌ عَلَيْنَا
اصول كافى جلد 1 صفحه:270 رواية: 1





ترجمه :
امام صادق عليه السلام راجع به قول خداى عزوجل (45 سوره 4) (((پس چطور باشد زمانيكه از هر امتى گواهى آوريم و ترا بر آنها گواه آورديم، فرمود: تنها درباره امت محمد (ص) نازل شده، در هر قرنى امامى از ما بر ايشان گواه و ناظر است و محمد (ص) گواه و ناظر بر ماست. (يعنى بر گفتار و كردار ايشان ناظر است و روز قيامت نزد خدا گواهى دهد، پس مواظب باشيد و تقوى پيشه كنيد كه گواهان شما عادل و مقبولند)

SHahab
Thursday 01 November 12, 05:50 PM
http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/11/eyde-ghadir.jpghttp://media.afsaran.ir/si3n3Q_535.jpghttp://www.ses.ac.ir/files/site1/hg6990_09c58/279e5a87f4fe6565dc0c24fc9c6ba313.jpghttp://radsms.net/wp-content/uploads/2012/10/ghadire-khom-radsms-net.jpghttp://www.patugh.ir/up/2012/10/ghadir-khom-postal_www.patugh.ir-12.jpg

NaHiDeH
Thursday 01 November 12, 06:11 PM
http://www.taknaz.ir/upload/60/0.500352001321281105_taknaz_ir.jpg

روز محشر پرسید ز من رب جلی
گفت تو غرق گناهی ؟ گفتمش یا رب بلی
گفت پس آتش نمیگیرد چرا جسم و تنت
گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی

SHahab
Thursday 01 November 12, 08:40 PM
امـيـر المـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام سـى سـال بـعـد از عـام الفـيـل مـتـولد شـد شـب يـكـشـنـبـه 21 مـاه رمـضـان سـال چهل هجرى كشته شد و 63 سال عمرش بود، بعد از وفات پيغمبر صلى الله عليه و آله 30 سـال زنـده بـود و مـادرش فـاطـمـه دخـتـر اسد بن هاشم بن عبد منافست و على نخستين هاشمى نسبى است كه از دو طرف بهاشم مى رسد (يعنى پدر و مادرش هر دو از اولاد هاشم بودند).

اصول کافی

mortozpasha
Thursday 01 November 12, 08:43 PM
جشن بزرگ عید غدیر خم / نمایش پیراهن بزرگ تراکتور



روز جمعه مورخه 12/08/91 به مناسبت عید غدیر خم مراسم جشنی با حضور مدیرعامل باشگاه و کادر فنی تیم تراکتورسازی برگزار خواهد شد.

از جمله برنامه های این جشن : نمایش پیراهن بزرگ تراکتور ، اجرای آهنگ تراکتور توسط مسعود امیر سپهر و اجرای گروه نمایش بابک نهرین خواهد بود.

در پایان این برنامه مراسم قرعه کشی ویژه طرح ایثار موسسه قرض الحسنه جوانان خیر اجرا خواهد شد.

همچنین لوح فشرده مراسمات باشگاه تراکتورسازی همراه بسته های پذیرایی بین حاضرین توزیع خواهد شد.

حضور برای عموم علاقه مندان و خانواده های محترم به صورت رایگان می باشد.

لذا از تمامی هواداران عزیز و خانواده محترم دعوت می شود با حضور پر شور خود زینت بخش این جشن باشند.

این مراسم از ساعت 14 الی 18 در مجتمع فرهنگی ورزشی صدرا واقع در بلوار شهریار شروع خواهد شد.

SHahab
Thursday 01 November 12, 11:47 PM
عـَنـْهُ عـَنْ أَحـْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ قَالَ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مَرْحَباً كَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَرْحَباً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ
اصول كافى ج : 3 ص : 293 رواية :2



ترجمه روايت شريفه :
امـام صـادق (ع ) فـرمـود: هـر كـه بـبـرادر مؤ منش مرحبا گويد: خداى تعالى تا روز قيامت برايش مرحبا نويسد.

mortozpasha
Thursday 01 November 12, 11:53 PM
آقای جمعه های غریبی ظهور کن
دهلیزهای شب زده را غرق نور کن
یگ گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق
یا باز گرد یا دل ما را صبور کن
آقا چقدر فاصله , اندوه , انتظار
فکری به حال این سفر راه دور کن
آقا اگر که آمدی و عاشقت نبود
یک فاتحه نوازش اهل قبور کن

SHahab
Friday 02 November 12, 01:03 AM
اگر حجاب ظهورت حضور پست من است

دعا نما که بمیرم چرا نمی آیی؟

اللهم صل عل محمد و آله محمد و عجّل فرجهم

اللهم عجّل لولیک الفرج

- - - Updated - - -

اگر برای فرج دعا می کنید علامت آن است که هنوز ایمانتان پا برجاست

SHahab
Friday 02 November 12, 01:08 AM
«یا احمد لولاك لما خلقت الا فلاك ، و لو لا على لما خلقتك ، و لو لا فاطمه لما خلقتكما»



اى احمـــد! اگـــر تــو نبودى جـــهان را نمى آفریـــدم ،

و اگـــر على نبود تــو را نمى آفریــــدم ،

و اگـــر فــــاطمه نبود شمـــا را نمى آفریـــدم

SHahab
Friday 02 November 12, 01:19 AM
در روزگار ما تو بیابان نشیــن شدی

پس خاکمان به سر که دل ما حیا نکرد...

SHahab
Friday 02 November 12, 01:29 AM
زمستان خسته شد از بي بهاري جهـان مي لرزد ازبي قراري
گمانـــــم جمعه اي باقي نمانده خداياتابه كي چشم انتظاري

السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج)

http://www.pic.iran-forum.ir/images/mika7mnewq6p6mcrid.gif



- - - Updated - - -

یک نگـــــاه حـــــرام ... ســـــال ها عقـــــب مے اندازد ... شهـــــادت را ...مـــــے گوییم اللـــــهم الرزقنـــــا ... امـــآ...

SHahab
Friday 02 November 12, 01:35 AM
یا صاحب الزمان (عج) ...


دعا پشت دعا برای آمدنت


گناه پشت گناه برای نیامدنت ...



دل در گیر میان این دو انتخاب


كدام آخر ؟ آمدنت ؟ یا نیامدنت ؟ ...
http://www.pic.iran-forum.ir/images/zolv6o6zqhu12det7kg.jpg

mortozpasha
Friday 02 November 12, 11:03 AM
روز عيد غدير خم از شريف ترين اعياد امت من است

پيامبر اکرم(ص)

farhadjodeyri
Friday 02 November 12, 12:05 PM
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند

بردند به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی

آن را به محبت علی بخشیدند

عیدتان مبارک

SHahab
Friday 02 November 12, 02:01 PM
عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع فِي قَوْلِ اللّهِ تَعَالَى الّذِينَ يَتّبِعُونَ الرّسُولَ النّبِيّ الْأُمّيّ الّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلّ لَهُمُ الطّيّباتِ وَ يُحَرّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ إِلَى قَوْلِهِ وَ اتّبَعُوا النّورَ الّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ قَالَ النّورُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ عَلِيّ‏ٌ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمّةُ ع‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 277 رواية: 2

ترجمه :
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى تعالى (157 سوره 7) (((كسانى كه پيروى مى‏كنند از رسول و پيغمبرى كه درس ناخوانده است و اوصافش را در توراة و انجيل نزدشان نوشته مى‏يابند، ايشان را بكار نيك وا مى‏دارد و از كار زشت نهى مى‏كند و پاكيزه‏ها را براى ايشان حلال و پليدى‏ها را بر ايشان حرام مى‏سازدتا آنجا كه فرمايد و پيروى كنند از نورى كه با او نازل شده، تنها ايشان رستگارند))) فرمود مقصود از نور در اينجا (على) اميرمؤمنان و ائمه عليه السلام مى‏باشند.

SHahab
Friday 02 November 12, 02:12 PM
http://myup.ir/images/92880310363914666955.jpg


غدير على، هنوز هم چشمه اى لبريز از آب حيات و دريايى موّاج از كرامتها و فضايل است.
غدير، عيد ولايت است.اگر امّت، غديرها را پاس بدارند، عاشورا هاى مظلوميت و كربلاهاى خون و شهادت پيش نمى آيد و خورشيد امامت، در محاق خلافت قرار نمى گيرد.
امّت بى امام، و راه بى علامت و شب بى چراغ ، كشتى بى ناخدا، دشت بى چشمه، و . . . قنات خشكيده و بى آب! . . .
غدير، نشان دادن خورشيد به گرفتاران ظلمت است.
غدير، روز تكميل دين و اتمام نعمت است.
خجسته عيد سعيد غدير خم، عيد امامت و ولايت، بر دل دادگان آستان هدايت و شيعيان رهرو سعادت مبارك و تهنيت باد.

عیدتان مبارک و التماس دعا

sahar_red
Friday 02 November 12, 05:24 PM
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

عید غدیر خم مباااااررررک...............http://forum.tractorfc.images/smilies/yahoo/8.gif

SHahab
Friday 02 November 12, 06:14 PM
عن ابى عبد الله(علیه السلام) قال:
والعمل فيه يعدل ثمانين شهرا، و ينبغى ان يكثر فيه ذكر الله عزوجل، والصلوة على النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) ، ويوسع الرجل فيه على عياله.
وسائل الشيعه 7: 325، ح 6.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
ارزش عمل در آن روز (عيد غدير (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%ba%d8%af%d9%8a%d8%b1.html)) برابر با هشتاد ماه است، و شايسته است آن روز ذكر خدا و درود بر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) زياد شود، و مرد، بر خانواده خود توسعه دهد.


http://www.tebyan-zn.ir/images/a66ae2f7-309b-40d8-9acb-9d6eddebec0c.jpg


- - - Updated - - -

قال الصادق(علیه السلام):
صيام يوم غدير (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%ba%d8%af%d9%8a%d8%b1.html) خم يعدل صيام عمر الدنيا لو عاش انسان ثم صام ما عمرت الدنيا لكان له ثواب ذلك.

وسائل الشيعه 7: 324، ح 4.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
روزه روز غدير (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%ba%d8%af%d9%8a%d8%b1.html) خم با روزه تمام عمر جهان برابر است. يعنى اگر انسانى هميشه زنده باشد و همه عمر را روزه بگيرد، ثواب او به اندازه ثواب روزه عيد غدير (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%ba%d8%af%d9%8a%d8%b1.html) است.

- - - Updated - - -

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
من يريد ان يحيى حياتى، و يموت مماتى،ويسكن جنة الخلد التى وعدنى ربى‏فليتول على ابن ابى طالب،(ع) فانه لن يخرجكم من هدى،ولن يدخلكم فى ضلالة.
الغدير (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%ba%d8%af%d9%8a%d8%b1.html) 10: 278.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
كسى كه مى‏خواهد زندگى و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه‏اى كه پروردگارم به من وعده كرده، ساكن شود، ولايت (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%8a%d8%aa.html) على بن ابى طالب(علیه السلام) را انتخاب كند، زيرا او هرگز شما را از راه هدايت بيرون نبرده، به گمراهى نمى‏كشاند.

SHahab
Friday 02 November 12, 06:16 PM
عن النبى(صلی الله علیه و آله و سلم):
يقول الله تبارك و تعالى:
ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من نارى.
جامع الاخبار: 52، ح 7.
پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
خداوند مى‏فرمايد: ولايت (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d9%88%d9%84%d8%a7%d9%8a%d8%aa.html) على بن ابيطالب دژ محكم من است، پس هر كس داخل قلعه من گردد، از آتش دوزخم محفوظ خواهد بود.

- - - Updated - - -

قال ابو عبد الله(علیه السلام):
العجب يا حفص لما لقى على بن ابى‏طالب!! انه كان له عشرة الاف شاهد لم يقدر على اخذ حقه و الرجل ياخذ حقه بشاهدين.
بحار الانوار: 37، 140.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
اى حفص! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب(علیه السلام) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدير (http://www.tebyan-zn.ir/tags/%d8%ba%d8%af%d9%8a%d8%b1.html)) نتوانست‏حق خود را بگيرد، در حالى كه شخص با دو شاهد حق خود را مى‏گيرد.

aida_h
Friday 02 November 12, 06:24 PM
ما زين جهان از پي ديدار ميرويم
از بهر ديدن حيدر کرار ميرويم
درب بهشت گر نگشايند به روي ما
گوييم يا علي و ز ديوار ميرويم

غدير بايراميز موباره :x:x:x

makulu2
Friday 02 November 12, 07:27 PM
QADIR BAYRAMIZ MUBARAH ULSUN@};-@};-:excla::221::172::159::97::125:

SHahab
Friday 02 November 12, 07:37 PM
http://kassi.ir/wp-content/uploads/2012/10/234963696127120219249151188347721179196.jpg

- - - Updated - - -

http://divanehdel.persiangig.com/ya%20ali%20a..jpg (http://basijetooran.blogfa.com/)
http://blogfa.com/images/smileys/24.gif شـــــــــــبي در محفلي ذکر علي بود شنيـــــــدم عارفي فرزانه فرمــــــــود http://blogfa.com/images/smileys/24.gif
http://blogfa.com/images/smileys/24.gif اگـر آتش به زير پوســـــــــــــــت داري نســـوزي گر علي را دوست داري http://blogfa.com/images/smileys/24.gif
http://blogfa.com/images/smileys/24.gif خورشيد شکفته در غدير است علي باران بهار در کوير است علــــــــــــي http://blogfa.com/images/smileys/24.gif
http://blogfa.com/images/smileys/24.gif بر مسند عاشقي شهي بي همتاست بر ملک محمدي امير است علــي http://blogfa.com/images/smileys/24.gif

SHahab
Friday 02 November 12, 10:41 PM
http://s2.picofile.com/file/7183123438/qadir.jpg

- - - Updated - - -

http://s2.picofile.com/file/7183123438/qadir.jpg

- - - Updated - - -

http://abadehnews.files.wordpress.com/2009/12/wallpaper-eaide-ghadir88-1.jpg

- - - Updated - - -

http://yayranmeshki.persiangig.com/%D8%B9%D9%84%D9%89%20%D9%88%D9%84%D9%89%20%D8%A7%D 9%84%D9%84%D9%87.jpg

- - - Updated - - -

http://www.ansar-almahdi.ir/gallerytop/image.raw?type=orig&id=7

SHahab
Friday 02 November 12, 10:43 PM
http://fupload.ir/images/8veeydbmhx19e061kcd6.jpg

- - - Updated - - -

http://sphotos-a.xx.fbcdn.net/hphotos-ash4/395024_545772022116250_1395715024_n.jpg

- - - Updated - - -

https://sphotos.xx.fbcdn.net/hphotos-snc6/s720x720/179163_318849671531363_1614857082_n.jpg

SHahab
Friday 02 November 12, 10:53 PM
فقط حیدر امیرالمومنین است

saeed-error
Friday 02 November 12, 11:24 PM
غدیر بر شیعیان ولی الله مبارک

SHahab
Saturday 03 November 12, 12:22 PM
http://www.up.98ia.com/images/ebrg6xvuouh2520mzyl.jpghttp://mehdimutlu.persiangig.com/image/vali_o_allah.jpghttp://www.emamali.net/gallery/big/emamali6.jpghttp://www.radiomaaref.ir/_uploads/newsPhotos/5410.jpg

SHahab
Saturday 03 November 12, 12:29 PM
دوشنبه هجدهم ذيالحجّة سال دهم هجري قمري، 29 اسفند سال دهم هجري شمسي، هجدهم مارس سال 632 ميلادي

نزديك ظهر روز دوشنبه، به مجرّد ورود كاروان بزرگ پيامبر خدا صلي الله عليه و آله به منطقة “غديرخم”، آن حضرت مسير حركت خود را به طرف راست جادّه و به سمت غدير تغيير ميدهند



«هان اي مردم! دعوت خدا را اجابت كنيد. من پيام آور خدايم.»

اين يعني كه هنگام ابلاغ پيام مهمّي فرا رسيده است. لذا فرمان ميرسد تا منادي ندا كند: “همه بايستند! آنها كه پيش رفتهاند بازگردند وآنان كه پشت سرند ، خود را سريعتر برسانند... آهسته آهسته همة جمعيّت در محلّ از پيش تعيين شده جمع ميگردند. همچنين از حاضران خواسته ميشود تا كسي زير درختان كهن سالي كه در آن جا هست نرود و آن مكان براي برپايي جايگاه سخنراني خالي بماند.

پس از اين دستور، همة مركبها متوقف و مردمان پياده ميشوند. آنگاه براي توقف سه روزه خيمه ميزنند. شدّت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغي زمين به حدّي است كه مردم و حتّي خود آن حضرت گوشهاي از لباس خود را بر سر انداخته و گوشهاي از آن را زير پاي خود قرار دادهاند.

از طرف ديگر، پيامبر صلي الله عليه و آله چهار نفر از اصحاب خاصّ خود يعني مقداد، سلمان، ابوذر و عمّار را فراخوانده وبه آنان دستور دادهاند تا جايگاه سخنراني را در كنار درختان بلند آماده كنند. آنان خارهاي زير درختان را ميكَنند و سنگهاي ناهموار را جمع ميكنند. آن جا را جارو ميزنند و آب ميپاشند. بعد از آن در فاصلة بين دو درخت، روي شاخهها پارچهاي ميافكنند تا سايباني از آفتاب باشد. سپس در زير سايبان، سنگها را روي هم ميچينند و از رواندازهاي شتران و ساير مركبها كمك ميگيرند و منبري به بلندي قامت آن حضرت ساخته ميشود و روي آن را با پارچهاي ميپوشانند. منبر را طوري برپا كردهاند كه نسبت به جمعيّت در وسط قرار بگيرد و پيامبر هنگام سخنراني بر مردم مشرف باشند تا صداي حضرتش به همه برسد و همه ايشان را ببينند.

با توجّه به كثرت جمعيّت، “رَبيعه” را كه صداي بلندي دارد، انتخاب كردهاند تا كلام آن حضرت براي افرادي كه دورتر قرار دارند، تكرار شود.

مقارن ظهر، منادي رسول الله صلي الله عليه و آله نداي نماز جماعت ميدهد. مردم مقابل منبر جمع ميشوند و با پيامبر خدا صلي الله عليه و آله نماز جماعت ميگزارند. پس از نماز، پيامبر صليالله عليه و آله از منبر غدير بالا ميروند. سپس علي عليه السلام را فرا ميخوانند تا در سمت راستشان بر فراز منبر بايستند. آنگاه در حالي كه دست راستشان بر شانة اميرالمؤمنين قرار دارد، سخنراني تاريخي خود را آغاز ميكنند. اين خطابه بيش از يك ساعت به طول ميانجامد.

پيشواي مهربان در ابتدا به حمد و ثناي الهي ميپردازند و سپس ميافزايند كه: بايد فرمان مهمّي دربارة عليّبن ابيطالب ابلاغ كنم كه اگر اين پيام را نرسانم، رسالت الهي را نرساندهام:

«يا أيُّها الرَسولُ! بَلِّغْ ما أُنزِلَ إلَيكَ مِن رَبِّك و إنْ لَمْ تَفعَلْ، فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه» (مائده/ 67)

پس از آن، امر مؤكّد پروردگار را دربارة اعلام ولايت به صراحت مطرح ميدارند: جبرئيل سه بار بر من نازل شده و از طرف خداوند مرا مأمور كرده است كه در اين جايگاه به پاخيزم و بر هر سپيد و سياهي اعلام كنم كه: «عليّبن ابيطالب برادر من و وصّي من و جانشين من بر امّتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسي است؛ جز اين كه پيامبري بعد از من نيست و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است.» خداوند در اين مورد آيهاي از كتابش بر من نازل كرده است:

«إنَّما وَليُّكُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَ الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاهَ و يُؤتونَ الزّكاهَ وَ هُم راكِعونَ» (مائده/55)

«صاحب اختيار شما خدا و رسول اويند و كساني كه ايمان آوردهاند و نماز برپا ميدارند و در حال ركوع زكات ميپردازند.»

پسر عمّم- فرزند ابوطالب عليهما السلام- است كه نماز را برپا داشته و در حال ركوع زكات داده است و در هر حال خداوند - عزّوجلّ- را قصد ميكند. خداوند از من راضي نميشود، مگر آن چه را در حقّ علي بر من نازل شده است ابلاغ كنم.

سپس امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرين روز دنيا اعلام ميكنند تا همة طمعها يك باره قطع شود: «حلالي نيست مگر آن چه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال كرده باشند و حرامي نيست مگر آن چه خدا و رسولش و آنان (امامان) بر شما حرام كرده باشند. خداوند - عزّوجلّ- حلال و حرام را به من شناسانده است و آن چه را پروردگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به علي سپردهام. اي مردم! او از طرف خداوند امام است. هر كس ولايت او را انكار كند، خداوند هرگز توبهاش را نميپذيرد و او را نميبخشايد. بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است كه: هر كه با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد، به لعنت و خشم خداوندي گرفتار ميگردد.»

اي مردم! علي و پاكان از فرزندانم از نسل او «ثقل اصغر»ند و قرآن «ثقل اكبر» است. هر يك از اين دو از ديگري گزارش ميدهد و با آن موافق است. آن ها از يكديگر جدا نميشوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند. بدانيد كه اميرالمؤمنين جز اين برادرم نيست. بدانيد كه “اميرمؤمنان” بودن براي احدي جز او روا نيست.»

سپس پيامبر صلي الله عليه و آله اميرالمؤمنين عليهالسلام را به نزديك خود فرا خوانده، بازوانِ آن حضرت را ميگيرند و بلند ميكنند تا همگان ايشان را به چشم خويش ببينند و راه هر گونه شكّ و شبههاي تا آخر روزگار بسته باشد. آن گاه بانگ بر ميدارند:

«مَن كُنتُ مَوْلاهُ فَهذا عليٌّ مَوْلاهُ»

«هر كه من صاحب اختيار اويم، اين علي صاحب اختيار اوست.»

در پس اين ندا، پيامبر خدا صلي الله عليه و آله، رو به آسمان سخن ميگويند: «پروردگارا! تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب داشتن علي در اين روز اين آيه را دربارة او نازل كردي:

«اليَومَ أكمَلتُ لَكُم دينَكُم و أتمَمتُ عَليكُم نِعمَتي و رَضيتُ لَكُمُ الاسلامَ ديناً» (مائده/3)

«و مَن يَبْتَغِ غَيرَ الإسلامِ ديناً فَلَن يُقبَلَ مِنهُ و هُوَ في الآخِرَه مِن الخاسِرينَ.» (آلِعمران/85)

«امروز دينتان را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام داشتم و از اسلام به عنوان دين شما راضي شدم»

«هر كه آييني جز اسلام برگزيند، هرگز از او قبول نميشود و در آخرت از زيان كاران خواهد بود.»

گويي پيشواي دل آگاه و آيندهنگر ميداند منافقان و شياطين بر سر راه هدايت خواهند نشست و امامان هدي عليهم السلام را در راه مطامع خويش، شهيد خواهند كرد. اين است كه در بخش ديگري از خطبه، در وصف آخرين حجّت الهي چنين فرمودند:

«بدانيد كه آخرينِ امامان، مهدي قيام كننده از ماست. اوست پيروزمند بر اديان. اوست انتقام گيرنده از ظالمان. اوست چيره بر هر قبيلهاي از اهل شرك و هدايت كنندة آنان. اوست كه هر صاحب فضيلتي را بر پاية فضلش و هر صاحب جهالتي را به قدر جهلش منزلت و جايگاه ميدهد. اوست انتخاب شدة الهي. اوست وارث هر علم و محيط بر هر فهم. اوست خبر دهنده از پروردگارش و بالابرندة آيات حق. اوست كه پيشينيان به او بشارت دادهاند.»

بدانيد او وليّ خدا در زمين است و حكم كنندة الهي در ميان بندگان و امين او در آشكار و نهان.

«پروردگارا! تو شاهد باش كه من ابلاغ كردم.»

بدين سان، راه غدير تا به قيامت روشن ميگردد و چراغهاي هدايت و كشتيهاي نجات يك به يك معرفي ميشوند تا حجّت كامل گردد و كسي را تخلّف از آن جايز نباشد.

اينك... ما نيز به انتظاريم كه موعود عدالت گستر بيايد و زمين پر فساد را آسماني كند و انسان دربند خاك را به افلاك برد.



اي دوست غديري من! برماست كه پيام غدير را برسانيم؛ چرا كه اين وظيفه را پيامبر رحمتمان بر ما بايسته ساخت:

«فَلْيُبَلِّغِ الحاضِرُ الغايِبَ و الوالدُ الوَلَدَ إلي يومِ القيامَه»

«پس حاضران به غايبان و پدران به فرزندان برسانند... تا روز رستاخيز.»

... سرانجام، مراسم غدير در پنجشنبه، بيست و يكم ذي الحجّة سال دهم هجري قمري و اوّل فروردين ماه سال يازدهم هجري شمسي، پس از برنامة سه شبانه روز بيعت و تبريك، پايان پذيرفت.

3aEeD
Saturday 03 November 12, 01:02 PM
اگر همه مردم علی را میشناختند اورا دوس میداشتند و اگر همه مردم علی را دوس میداشتند جهنم آفریده نمیشد

SHahab
Saturday 03 November 12, 03:30 PM
غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخى که ابتدایش مدینه است، میانش کربلا و انتهایش ظهور.

SHahab
Saturday 03 November 12, 03:48 PM
علی در عرش بالا بی نظیر است علی بر عالم و آدم امیر است به عشق نام مولایم نوشتم چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

آیشن
Saturday 03 November 12, 05:53 PM
10963....

SHahab
Saturday 03 November 12, 10:43 PM
صول حاكم بر زندگي علي عليه السلام اصول حاكم بر زندگي انساني كه نه تنها الگوي ما، بلكه الگوي بزرگترين اولياي الهي،امامان معصوم و امام زمان ما است، اصولي قابل توجه و با اهميت اند.، چرا كه اصولي از يك زندگي ايده آل و الگو هستند كه مي تواند تعالي بخش ديگر زندگيها باشد. اما از آنجا كه يك خانواده ايده ال حاصل تلاش و روابط كليه اعضاي آن خانواده است،در اينجا، به بررسي اصول حاكم بر زندگي علي (ع) ، فاطمه (س) و حسينين (ع) و زينبين پرداخته ايم. 1- ساده زيستي و زهد خانوادگي نحوه ازدواج، مهريه، شروع زندگي خانوادگي در يك خانه اجاره اي و ساده پوشي زهرا (س) و علي (ع) و فرزندانشان نمونه هايي از اهميت اين اصل در زندگي خانوادگي شان است،آنچنان كه صحابي جليل القدري چون سلمان را به تعجب واداشت كه : - عجبا! دختران پادشاه ايران و قيصر روم بر كرسيهاي طلايي مي نشينند و پارچه هاي زربفت به تن مي كنند و اين دختر رسول خدا است كه نه چادرهاي گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاي زيبا. 2- مشاركت در امور زندگي و اهميت دادن به كار و همكاري در بين اعضاي خانواده براي مثال علي (ع) بچه داري مي كرد، فاطمه (س) نان مي پخت و يا گندم آسياب مي كرد، ،علي (ع) به جهاد مي رفت و زخم برميداشت و فاطمه (س) زخمهاي او را درمان مي كرد و شمشير او را مي شست به همين دليل هم بود كه علي (ع) در هر بعد از ابعاد زندگي اش بالاترين تلاشها و موفقيتها را داشت و فاطمه زهرا (س) هم در مقام عبادت،دفاع از ولايت و كار در خانه و خانه داري و مهمتر از همه تربيت فرزند بالاترين موفقيتها را كسب نمود. 3- ارزشي بودن ازدواج و حاكميت ارزشها بر خانواده نمونه هايي همچون بخشيدن پيراهن عروسي توسط حضرت زهرا در شب ازدواج آن حضرت با علي (ع)، فراموش نشدن ياد خدا، گفتن تكبير و به نماز ايستادن عروس و داماد در شب اول عروسي و ثمره اينها ايثار و انفاق خانوادگيشان كه در بالاترين حد آن سوره انسان مورد اشاره قرآن قرار گرفته است، بيانگر حاكميت اين اصل در خانه علي (ع) است. 4- حاكمتي روح مشورت بر زندگي مشورت خواهي و مشاوره با پيامبر اكرم (ص) به عنوان فكر برتر و بهره مندي از راهنماييها و ارشادهاي ايشان بارها و بارها توسط علي (ع) و زهرا (س) صورت گرفت. 5- حاكم بودن روح برنامه ريزي و نظم در خانه تقسيم كارهاي خانه،انجام امور در زمان مناسب، اختصاص مكاني خاص براي عبادت و نماز در خانه و داشتن برنامه جهت تربيت فرزندان از جمله اين موارد است. 6- سياسي بودن، جهاني بودن و فدايي بودن در راه اسلام گذشته از اميرالمؤمنين كه اسوه جهادي و فدايي بودن و سياستمداري است،خطبه ها و فاليتهاي سياسي حضرت زهرا (س) نشان دهنده اين است كه ايشان هم به عنوان يك زن، سرآمد مبارزات سياسي در زمان پيامبر و بعد از فوت آن حضرت بودند. محسن شهيد، فاطمه شهيده، علي زخم خورده، حسن مسموم، حسين سرجدا و زينب و كلثوم به اسارت رفته، همه و همه در اين خانه مي زيسته اند. 7- علم دوستي نهج البلاغه، صحيفه فاطميه، شاگردپروري، آشنايي با تفسير قرآن و تشكيل كلاسهاي ديني در خانه اميرالمؤمنين و حضرت زهرا نمونه هايي از توجه اين خاندان به علم دوستي است. 8- جذب و رفت و آمد ملائكه و فرشتگان به خانه در زيارت جامعه آمده است: ((السلام عليكم يا اهل بيت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائكه...)) چرا كه اين قطعه بهشتي در زمين، محل رفت و آمد ملائكه اي همچون جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل بوده است. 9- عشق و فاطمه و مهرباني همه اعضا به يكديگر 10- مهمان دوستي، ضيافت در خانه و رسيدگي به احوال خويشاوندان اميرالمؤمنين مي فرمايند : اي مردم! انسان هر مقدار كه ثروتمند باشد باز ار خويشاوندان خود بي نياز نيست كه از او با زبان و دست دفاع كنند، خويشان انسان بزرگترين گروهي هستند كه از او حمايت مي كنند و اضطراب و ناراحتي او را مي زدايند و در هنگام مصيبتها نسبت به او پرعاطفه ترين مردم مي باشند.
اگر بيش از شش روز مي گذشت و ميهماني براي علي (ع) نمي رسيد، تأسف مي خورد و مي ناليد و گاه مي فرمود: ((آن كس كه دست دهنده خود را از بستگانش بازدارد، تنها يك دست را از آنها گرفته اما دستهاي فراواني را از خويش دور كرده است.))

SHahab
Saturday 03 November 12, 11:20 PM
اندر فضایل حیدر کرّار علیه السلام






اصل و نسبپدر او، ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بود و یک دقیقه از دقایق تقویت نبی صلی الله علیه و آله وسلم فرو نمی گذاشت و با آن حضرت، محبت تمام داشت و از اشعار او فهم می شود که تصدیق به نبوت داشته است.
و مادر علی، فاطمه بنت اسد بن هاشم بود و ابن اثیر گوید: او ایمان به حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم آورد و هجرت به مدینه کرد. او مرتضی را «اسد» نام کرد و ابوطالب «علی».


;از مهر علی کسی که یابد عرفان
;نامش همه دم نقش کند بر دل و جان


;این نکته طرفه بین که ارباب کمال
;یابند ز بیّنات نامش ایمان


و مسلم از سهل بن سعد روایت کند که علی بسیار دوست داشتی که او را ابوتراب گفتندی و وجه تسمیه آن بود که روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم به خانه فاطمه آمد و علی را نیافت. فرمود:، این ابن عمک؟ گفت: میان من و او گردی واقع شد و غضب کرده بیرون رفت. پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم با شخصی گفت: ببین علی کجاست؟ آن شخص بازگشت و گفت: یا رسول اللّه ! در مسجد به خواب است. پیغمبر آمد و او هنوز به خواب بود و ردا از او جدا شده و خاک به او رسیده. پیغمبر او را از خاک پاک کرد و فرمود: «قُم ابا التّراب قم ابا التّراب»


;خاک شو خاک تا بروید گُل
;که به جز خاک نیست مظهر کُل


فضایل آسمانیاَنس و ابن عباس گویند: «بحرین» در «مَرَجَ البحرین یَلتَقیانِ» علی و فاطمه است و «لؤلؤ» و «مرجان» حسن و حسین است. و علی در جمیع غزوات، حاضر بود غیر تبوک که پیغمبر، او را در اهلِ خود خلیفه ساخت.
ابوحمراء روایت کند که پیغمبر فرمود: چون به معراج رفتم، دیدم که بر عرش نوشته بود: «لا اله الا اللّه ، محمد رسول اللّه أَیَّدْتُهُ بِعلیّ»
صاحبِ کشّاف و واحدی از ابن عباس روایت کند که علی چهار دینار داشت. دیناری به شب صدقه کرد و دیناری به روز و دیناری پنهان و دیناری آشکارا و در شأن او نازل شد: «الذینَ ینفقون اَموالَهُم باللَّیْلِ و النَّهارِ سِرّا و علانیّه...»
شاخه طوبیثعلبی از ابن عباس و ابن سیرین روایت کند که مراد از «طوبی» در آیت «الذین امنوا و عملوا الصالحاتِ طَوبی لَهم و حُسنُ مآب» درختی است در بهشت که بیخ آ ن در خانه علی است و در خانه هر مؤمن از آن شاخی است.


;ای ز مشکین طرّه ات بر هر دلی بندی دگر
;رشته جان را به هر موی تو پیوندی دگر


;گر پدر خورشید و مادر ما ه باشد فی المثل
;بر زمین ناید به خوبی چون تو فرزندی دگر


صراطِ حقچه خوب است که از حروف مقطعه واقعه در اوایل سُوَر فرقانی، بعد از حذفِ مکررات، «علیّ صراط حقِّ نمسکُهَ» ظاهر می شود.


;ای مصحف آیات الهی رویت
;وی سلسله اهلِ ولایت مویت


;سرچشمه زندگی، لب دلجویت
;محراب نماز عارفان ابرویت


و مبدأ سلسله جمیع اولیا اوست.
مباهلهچون آیتِ «فَمن حاجَّکَ فیه مِن بعدِ ما جاءَکَ...» نازل شد، مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم با قبیله نجران از نصاری مقرر فرمود که صباح فردا مباهله کنند.
روز دگر حسین را در بغل گرفت و دستِ حسن داشت و فاطمه از عقبِ او می رفت و علی از عقب فاطمه و فرمود: «اللهم هؤلاً اهل بیتی» چون ابوحارثه، دانشمند ترسایان، ایشان را بدید، با ترسایان گفت: من رویی چند می بینم که اگر از خدا خواهند که کوهی را از جای خود ببرد، هر آینه چنان شود. زنهار مباهله مکنید.
ترسایان بترسیدند و دو هزارجامه و سی زره به رسم جزیه هر سال قبول کردند.
ابلاغ پیامپیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در سال نهم از هجرت، ابوبکر را امیرِ حاجیان ساخت و او را با سیصد مرد و شتری چند قربانی به مکه فرستاد، چهل یا سی یا سیزده آیت از اوایل سوره برائت نازل گشت و پیغمبر، علی را بر ناقه سوار ساخت و گفت: از عقب ابوبکر برو و این آیات بر مردم بخوان.
صحابه گفتند: کاش که آیات می فرستادی تا ابوبکر بر مردم می خواند.
فرمود: لایق خواندن این آیات نیست، مگر شخصی از اهل بیتِ من. چون علی به قافله رسید، ابوبکر گفت: امیر امّ مأمور؟ (من، امیر هستم یا مأمور؟) علی گفت: بل مأمورٌ. و به اتفاق به مکه رفتند و آیات بر مردم خواند.
علی از من است و...امام احمد از ابن مریم روایت کند که علی گفت: من پا بر دوشِ محمد صلی الله علیه و آله وسلم نهادم و بت های خانه کعبه فرو انداختم.
جناده روایت کند که مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «علیٌ منّی و اَنَا من علی، و لا یؤدی عنّی الا انا اَو علّی.» و ترمذی از زید بن ارقم روایت کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با علی و فاطمه و حسن و حسین فرمود: «انا حربٌ لمن حاربکم و سلمٌ لمن سالمکم» (من با کسی که با شما دشمن است، دشمنم و با کسی که با شما دوست است، دوستم.)

SHahab
Monday 05 November 12, 10:28 PM
سوره 30 آيه 6 (http://www.parsquran.com/data/show.php?user=far&lang=far&sura=30&ayat=6)
وعده خداست‏ خدا وعده‏اش را خلاف نمى‏ كند ولى بيشتر مردم نمى‏ دانند

SHahab
Tuesday 06 November 12, 09:41 PM
تمام شد شب عید و نوای غم آید
که نم نمک غم عالم به روی هم آید
صدای قافله عشق میرسد به گوش
که 10 شب دگر آقا محرمت آید

((حی علی الحسین ))

SHahab
Wednesday 07 November 12, 05:19 PM
عـَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ اللَّهُ تـَبـَارَكَ وَ تـَعـَالَى يـَا عـِبـَادِيَ الصِّدِّيـقـِيـنَ تـَنـَعَّمـُوا بـِعـِبـَادَتِي فِي الدُّنْيَا فَإِنَّكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِهَا فِى الْآخِرَةِ
اصول كافى ج : 3 ص : 131 رواية :2

ترجمه روايت شريفه :
امـام صـادق (ع ) فـرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد: اى بندگان راستى پيشه من ! در دنيا از نعمت عبادتم برخوردار باشيد كه در آخرت از آن برخوردار خواهيد بود.


- - - Updated - - -


لا بِذكرِ اللهِ تطمَئِنُّ القلوبُ (رعد/ 28) "آگاه باشید كه تنها یاد خدا آرامش بخش دلهاست.


- - - Updated - - -

خداوند در سوره ی نور می فرماید: وَ اقیمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطیعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ 56) " و نماز را بر پا دارید و زكات بدهید و رسول را اطاعت كنید تا مشمول رحمت شوید.

SHahab
Wednesday 07 November 12, 05:21 PM
سه مرتبه غفلت از نماز
قال الصادق - علیه السلام -:
اذا قام العبد الى الصلاة اقبل الله - عز و جل - علیه بوجهه فلا یزال مقبلا علیه حتى یلتفت ثلاث مرات فاذا التفت ثلاث مرات اعرض عنه
وقتى بنده به نماز ایستاد، خداوند متعال به وى توجه مى کند و توجه اش را از او قطع نمى کند تا موقعى که سه مرتبه از یاد خدا غافل گردد، در این هنگام خداوند سبحان نیز از او اعراض خواهد کرد.
(بحارالانوار، ج 84، ص 241)

نام کاربری خلاف قوانین 17
Wednesday 07 November 12, 05:21 PM
فضيل بن جعد ميگويد: «مهمترين عاملي که موجب دست کشيدن عرب از حمايت حضرت علي(ع) شد، مسأله مالي بود زيرا امام(ع) شريف را بر غيرشريف و عرب را بر عجم برتري نميداد و با رؤسا و بزرگان قبايل آن گونه که پادشاهان رفتار ميکردند، رفتار نميکرد و تلاش نميكرد کسي را با دادن صله و مال به خود متمايل کند، در حاليکه معاويه عکس اين رفتار ميکرد و به همين جهت مردم، علي(ع) را ترک کرده و به معاويه ميگرديدند.»

orhan-azar
Thursday 08 November 12, 01:47 PM
ارمنستان آثار تاریخی و اسلامی متعلق به ملت جمهوری آذربایجان را از بین میبرد (http://anaj.ir/news/pages/14004)

رئیس کمیته دولتی امور نهادهای دینی جمهوری آذربایجان از ارمنستان به دلیل از بینبردن آثار تاریخی و اسلامی متعلق به ملت آذربایجان انتقاد کرد.

به گزارش آناج، رئیس کمیته دولتی امور نهادهای دینی جمهوری آذربایجان از ارمنستان به دلیل از بینبردن آثار تاریخی و اسلامی متعلق به ملت آذربایجان انتقاد کرد.

آران به نقل از سایت خبری جهان ادیان نوشت: الشاد اسکندروف مساجد تاریخی و کلیسای تاریخی آلبان موجود در اراضی اشغالی جمهوری آذربایجان در منطقه قرهباغ را از جمله این آثار تاریخی و اسلامی عنوان کرد و گفت: در اینباره گزارشی تنظیم شده است که به زودی به نهادهای بینالمللی عرضه خواهد شد.


دولت ارمنستان از ابتدای تاسیس خود سعی در نابودی آثار اسلامی در منطقه و کشتار و آواره کردن مسلمانان ساکن این کشور داشته است. و پس از اشغال منطقه قره باغ این روند در این منطقه سرعت بیشتری به خود گرفته است.


http://anaj.ir/upload/image/33408l.jpg (http://anaj.ir/upload/image/33408l.jpg)

SHahab
Thursday 08 November 12, 03:34 PM
حلال جمیع مشکلات است حسین

شوینده ی لوح سیئات است حسین

ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاست

جائی که سفینه ی نجات است حسین
http://sphotos-e.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-prn1/s480x480/546816_301817153266535_1725220493_n.jpg (http://www.facebook.com/photo.php?fbid=301817153266535&set=o.111351772359433&type=1&relevant_count=1&ref=nf)

- - - Updated - - -

حسین علیه السلام همچون خورشیدی، قرنهاست که هر روز می درخشد و تازگی دارد ...

افسوس از چشمهایی که تنها ده روز از سال ، از نورش بهره می برند ...

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

- - - Updated - - -

شیرازۀ عترت و کتاب است حسین

سرچشمۀ عشق و انقلاب است حسین

دیگر شهدا ستارۀ تابانند

عباس چو ماه و آفتاب است حسین

mahdi-TTTT
Thursday 08 November 12, 05:51 PM
حسینه آغلاماسام نینیرم بو گوزلریه من

aida_h
Thursday 08 November 12, 05:53 PM
شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین



می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین...

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟

سروران٬ پروانگان شمع رخسارش٬ ولی
چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم «شهریار»
کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

mahdi-TTTT
Thursday 08 November 12, 06:01 PM
جان قوربان سولان چمنه

مقتلده گالان بدنه

- - - Updated - - -

روزگار آیینه را محتاج خاکستر کند......(حاج احمد بالایی:x)

SHahab
Thursday 08 November 12, 08:59 PM
http://im14.gulfup.com/2011-12-01/1322795122102.jpg



بســـــم اللــــــــه ...

و مــا نیــز ... ساده گــرفته ایم انتظـار آمــدنت را ...

""امّا بَعد فَحَیّ هَلا٬ فَاِنَّ النّاس یَنتَظِرونَکَ لا رایَ لَهُم فی غَیرکَ ...

فَالعَجَلَ ثُّم العَجَلَ العَجَلَ ...

بیا که مردم... چشم به راه تو اند ... و به غیر تو ... نظری ندارند ...

بشتاب ... بشتاب ... بشتاب ...""

و این """بخشی از نامه کوفیان به حسین (ع) """ است ...

و چقدر شبیه خواستن های ماست ... چقدر ... شبیه است ...

یابن الحسن ! ...برای آمدنت شمعی می افروزم ...

SHahab
Thursday 08 November 12, 09:09 PM
http://im14.gulfup.com/2011-12-01/1322795122121.jpg
بسم رب الحسین (ع ) ...

مولا شنیـــدم لالـــه هــــــا را دوسـت داری ... آیینـــه هــــای آشنـــــا را دوسـت داری

با یاد قرآنی که بر نـی خـــوانده می شــد ... صـــوت منــاجــات دعـــــا را دوست داری

مولا شنیــــدم نــی حکــایت کـــرد از تـــو ... میگفــت : دلهــــای رهــــا را دوست داری

میگفـت : هر چند از جــدایی می گــریزی ... اما !!! تــو ســرهای جــدا را دوست داری

مولا شنیــــــدم در مقــــــام آسمــــانهــــا ... تنهـــــــا زمیـــن کــربـلــا را دوســـت داری

از اهــل بیتـت ، از دلــت پیداسـت بسیــار ... آتـــش گرفتـــن در خـــدا را دوســت داری

مولا اگــر چــــه ایــن لیــاقـت را نــداریــم ... امــا !!! بگو آیــا تــو مــــارا دوست داری؟؟؟


- - - Updated - - -

http://im15.gulfup.com/2011-11-26/1322295886752.jpg

مهدیا اگر با آمدن آفتاب بیدار شوم ،

نمازم قضاست! مرا پیش از طلوعت بیدار کن ...


- - - Updated - - -

http://im15.gulfup.com/2011-11-26/1322295886413.jpg


پـــائیز شد فصل بهــاری کــــه بـــه من دادند ... طی شـد تمـــام روزگــــاری کــه بـه من دادند

خــورشید پیشم هست امــــا من نمی بینم ... نفـــرین بــه این چشمان تـاری که به من دادند

یعقــــوب نـــــابینـــای راه یــــوسفم کـــــرده ... این گــــریه ی بی اختیاری کــه بــــه من دادند

از بس نیـــامــد کـــه زمـــــان رفتنــــم آمـــــد ... اینگـــونه ســـر شد انتظاری که بــه من دادند

پـــایان کـــار "من" بــــه وصــل "او" نینجـــامید ... آخــر چـــه شـد قول و قراری که بـه من دادند

ای جــاده ها! ای جمعــه ها! ای مـردم دنیــا ... کـــو وعــده آن تکســواری کـــه بـــه من دادند

من آرزوی دیـــدنــش را می بـــرم ؛ شــــاید ... گـــاهی بیــاید تـــــا مــــزاری کـه بـه من دادند

SHahab
Thursday 08 November 12, 09:12 PM
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:
سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک کند و از گناهانی که موجبات نارضایتی ما را فراهم می کند، بترسید.

نام کاربری خلاف قوانین 17
Thursday 08 November 12, 09:13 PM
شاه شمشــاد قدان،خسـرو شیـرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صــف شـکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنـــده من شـو و برخوـر ز هــمه سیــمــتنان

کمـــتر از ذره نــهای پســت مشــو مهـر بورز
تا به خـــلوتگـه خورشـیـد رسـی چـــرخ زنان

بر جهان تکـــیه مکــن ور قدـحی مــی داری
شــادی زهـــره جبیــنان خــور و نازک بـدنان

پیـر پیمـــانه کـش من که روانـش خوش باد
گفـــت پرهــیز کن از صحـبت پیـمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مـرد یــزدان شـــو و فارغ گـــذر از اهـرمنـان

با صبـــا در چمــن لالـه ســحر مــیگفـــتم
که شهـیدان کهاند این هــمه خونین کفنان

گفت حافظ مــن و تو محـــرم این راز نهایــم
از مــی لعــل حکـایت کن و شیرین دهـنان


حال به تفسیر این شعر پر محتوا میپردازیم.
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

شیخ رجالی ، کربلایی احمد یکی از شاگردان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط را در خواب می بیند و ایشان این چنین نقل می کنند که : «ما شبی در این عالم مفتخر به دیدار جناب حافظ لسان الغیب شدیم و از خود او شنیدیم که ایشان غزل معروف (شاه شمشاد قدان،خسرو شیرین دهنان) را فقط و فقط برای حضرت ابوالفضل عباس (ع) سروده است.»

این شعر با عبارت شاه شمشاد قدان شروع می شود که منظور از آن حضرت ابوالفضل (ع) است.
اما در جای دیگر حافظ کلام خود را پس می گیرد و می گوید:

قدت گفتم که شمشاد است و بس خجلت به بار آورد
کاین بهتان چرا گفتم و این نسبت چرا دادم
که گویا به نظر حافظ ابوالفضل در مقام کلام ناگفتنی است و اینگونه پوزش خود را به مراتب اعلام می دارد اما ادامه بحث:
خسرو شیرین دهنان این عبارت برگرفته از روایتی است که روزی امام حسین (ع) در جمعی نشسته بودند و حضرت ابوالفضل (ع) که درآن زمان کودک بود با زبان شیوا و بلیغشان با امام حسین (ع) و دیگر افراد به بحث و گفتگو پرداخته بود و چنان با سخنانش افراد مجلس را به حیرت وا داشته بود که امام حسین به وی لقب شیرین سخن آل نبی را اهدا کرد.
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
این مصراع اشاره به نام حضرت ابوالفضل (ع) دارد که نامشان عباس بود.عباس در لغت به شیری گفته می شود که با حالت چهره و مخصوصا چشمهایش ، طعمه اش را فلج کرده و ترس و جبن را طوری به وی القا می کند که طعمه خود را در چنگال شیر میبیند و هیچ حرکتی نمی نماید و مسلما به شکار شیر در می آید.
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
حافظ خود را در اشعارش خوش سخن یاد می کند اما اینجا در بیت دوم می بینیم که آن را با کسب اجازه از حضرت ابوالفضل (ع) بیان می کند.
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان
آیا هیچ گاه می توان سیم و زر دنیا را بر بندگی اهل بیت ترجیح داد؟حافظ به زیبایی هر چه تمام تر این مفهوم را به خواننده می رساند
کمتر از ذره نهای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
حافظ در این بیت به نوعی به حب اهل بیت و ائمه اشاره دارد و یاد آور می شود که راه رسیدن به معرفت خداوند از این سمت است نه از سمت ...
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
به نظر شما زهره جبین که می تواند باشد ...؟ آیا غیر از جبین مبارک امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع) چه چیزی می تواند باشد؟ آن نازک بدنان غیر از جوانان شهید کربلا و خصوصا علی اصغر که می تواند باشد؟...الله اعلم
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
این دو بیت اشاره به حدیثی از امام علی (ع) دارد که از همنشینی با پیمان شکن و بی وفا بپرهیز که باز هم اشاره به افراد سپاه یزید دارد که روزی خودشان و پدرانشان هم رکاب پیامبر و علی بودند و آن روز در مقابل فرزندان رسول خدا قد علم کرده اند....
دوستان اهل ادب مسلما به معنای ژرف و عمیق بیت دوم مذکور پی می برند ...با اندکی فکر می توان دریافت که منظور دوست و دشمن کیست و اهرمنان کیستند...
با صبا در چمن لاله سحر میگفتم
که شهیدان کهاند این همه خونین کفنان
فصیح ترین قسمت این شعر بی گمان همین بیت است.خونین کفنان ، زیباترین لغت این بیت است که مسلما شهیدان کربلا را یادآور میشود
گفت حافظ من و تو محرم این راز نهایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
و بالاخره حافظ بیان می کند که من این را از خود نیافریده ام بلکه آن را از می لعل و شیرین دهنان -که در اوایل اشاره شد منظور از شیرین دهنان ، ائمه اطهار هستند- حکایت کرده ام.

حال ما می بینیم که در کتب دیگر حافظ را به گونه ای سنی مذهب جلوه می دهند که اصولا در مقام حافظ نیست و چنان بحثها و علاقه مندی های عجیبی به خلفا نشان می دهند که کمرنگ ترینشان یادآوری علی است.اگر چشمان را بشوئیم مسلما جور دیگر خواهیم دید.
تهیه و تنظیم:حسین شریفی

SHahab
Thursday 08 November 12, 09:18 PM
http://www.ido.ir/myhtml/news/1388/m05/138805052711.jpg برترین شباهت میان امام حسین(ع) و امام زمان (عج) را در تشویق مردم به پیوستن به حق است.وقتی امام حسین از مکه خارج میشد، فرمود: «هر کس آماده است که خون دلش را در راه خدا ایثار کند و برای خدا به پا خیزد و دنبال حقطلبی است، همراه ما باشد که من در حرکت هستم.» یکی دیگر از نکتههایی که حقطلبی امام حسین را اثبات میکند، جمله «هل من ناصر ینصرنی» است. وقتی امام حسین(ع) حرکت کرد، دیگر زمانی باقی نبود که چهارنفر بیایند تا امام حسین(ع) شهید نشود. این جمله، تقاضایی بود که باید در حافظه تاریخ ثبت می شد تا همگان به ذات سخن امام پی ببرند.
امام حسین(ع) میان کشته شدن و با ذلت زندگی کردن، شهید شدن را برگزید و فرمود: «هیهات مناالذله.» اگر میفرمود: «هیهات منی الذل» نمیتوانستیم بگوییم این جمله برای همه زمانهاست، بلکه در زمان خود باقی میماند. «هیهات منا الذله» یعنی من و همه طرفداران من در طول تاریخ ذلتپذیر نیستیم. «هل من ناصر ینصرنی» نیز به این معناست که آیا کسی هست که از این مرام پشتیبانی کند.

امام حسین(ع) به دنبال مال و مقام نبود و تنها میخواست مکتب جدش را احیا کند و ایشان این مأموریت را پس از خود به امام سجاد(ع) سپرد تا این حقطلبی عمومی و جهانی شود. به این ترتیب امام حسین(ع) زمینه جریان مهدویت را فراهم کرد.

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRHVfAnQPS-W2wkjTMR8va2Zfx_9zwda8ay9wFM8xshjmt6pPvm&t=1 امام حسین (ع) به دنبال آزادی نبود، آزادگی میخواست. این آزادگی که چیزی جز بندگی پروردگار را تداعی نمیکند، برای دشمنان قابل تحمل نیست. انسان چون مطلق نیست، نیازمند تکیهگاهی است. اگر این تکیه کردن به غیر خدا باشد، انسان را متمایل به خود میکند و محدود به جریانی میکند که کمی از خود برتر است. مهدویت نیز نتیجه آزادیخواهی امام حسین(ع) است.

اهلبیت ما هر کدام در حد توان خود دین اسلام را گسترش دادند، ولی مهدویت، آرمان امام حسین(ع) را جهانی میکند. مهدویت، فرهنگی نیست که تنها شام و کوفه و مدینه را در بر بگیرد. داستان کربلا در این سه شهر توسعه یافت. آزادگی امام حسین(ع) به وسیله امام زمان(عج) عالم را زیر پوشش خواهد گرفت. امام زمان این آرمان را جهانشمول خواهد کرد.

- - - Updated - - -

http://funyboys.persiangig.com/ya%20mahdi.jpg

SHahab
Thursday 08 November 12, 09:25 PM
ای مُحرم شش گوشه ، جان بر لب ما آمد

تا جد غریب تو ، در کرب و بلا آمد
ای مسیح آل الله ، ای منتقم گلها

دل ز گریه ات خون است ، در غروب عاشورا
آقــــا بـــیــــا... آقــــا بـــیــــا...

http://kamharfi.persiangig.com/image/Islamic/hossein_copy.jpg (http://kamharfi.persiangig.com/image/Islamic/hossein.jpg)

SHahab
Thursday 08 November 12, 09:34 PM
http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2011/04/MAHDI.jpg (http://www.radsms.com/)

- - - Updated - - -

http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/171.gif (http://zibasazi.bahar-20.com/) گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی(عج)
نذر گل نرگس صلواتی بفرست.
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/171.gif (http://zibasazi.bahar-20.com/)

SHahab
Thursday 08 November 12, 09:39 PM
http://dl.ariamobile.net/article-pic/2008.12.b/sms_moharram.jpg
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد

aregonis
Thursday 08 November 12, 09:59 PM
خدایا اگر عمرم به پایان رسیده چند روزی بر آن بی افزا که دلم هوای محرم کرده :(

SHahab
Thursday 08 November 12, 10:09 PM
آقا بیا به خاطر باران ظهور کن …

مارا ازاین هوای سراسیمه دورکن …

وقتی برای بدرقه عشق می روی …
ازکوچه های خسته ما هم عبورکن …
افسرده ازهجوم هوس های عالمیم …
آقــــــا دل شکســته ما را صبورکن …

آقا بیا به حرمت مفهوم انتظار …

اشعارســــاده ما را مرورکن …
کی می شود شبی که تو از راه می رسی …
این باغ های شب زده را غرق نورکن …………..

mahdi-TTTT
Friday 09 November 12, 11:12 AM
گل مجاهد سیر اله گوی عرصه عشقه قدم

حضرت عباسه گور مشک اوخلانیب قولار قلممممممممممممممم

COCAINE
Friday 09 November 12, 11:23 AM
گلدی محرم لیگ آیی گلدی یئنه قوصه کدر
هاردادی شاهه کربلا هاردادی 72 نفر

خوش او اینسانا کی اوندا حوسن سئوگیسی وار

بونی حتما دانلود الییز

http://mp3.mix.az/musiqi/76027/1/%C3%9Czeyir-ft-mahir-ft-s%C9%99buhi-a%C5%9Fura-g%C3%BCn%C3%BC.mp3.html

uzeyir mehdizada

Tutqun
Friday 09 November 12, 12:18 PM
http://anaj.ir/upload/image/thumbnail/Untitled-123.jpg (http://anaj.ir/news/pages/14098)




مباهله؛ سند عظمت اهل بیت (ع) (http://anaj.ir/news/pages/14098)
روز بیست و چهارم ذیالحجه روزی است که رسول خدا (ص) با مسیحیان نجران، که حرفهای او را باور نداشتند، مباهله کرد.


به گزارش آناج به نقل از ایسنا، مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مساله مذهبی مهمی گفتوگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست و چهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامهای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیات نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

موقعیت جغرافیایی

بخش با صفای نجران، با هفتاد دهکده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام این نقطه، تنها نقطه مسیحی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیح علیه السلام گرویده بودند.

دعوت به اسلام

پیامبر اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم در ادامه رسالت خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا نماینده فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامهای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت فرمود.

نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجران

مشروح نامه پیامبر به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامهایست از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش میکنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا میخوانم. شما را دعوت میکنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند و در غیر این صورت به شما اعلام خطر میشود».

عکسالعمل نجرانیها

نمایندگان پیامبر که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیدهایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد که از اولاد اسماعیل است همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیات نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند.

گفتوگوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با هیات نجرانی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکرهای که با هیات نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر میدانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری میکند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایستهتر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود.

مباهله، آخرین حربه

خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلام میپردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو میکند و از آنان میخواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران میفرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ.

بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏ خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.( سوره آل عمران، آیه 61)

دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله

در روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظهای روان شناسانه سرچشمه میگرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

در میعادگاه چه گذشت؟

طبق توافق قبلی، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر فرزندش حسین علیه السلام را در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهماالسلام همراه اویند و به آنها سفارش میکند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر، عزیزترین و نزدیکترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمیداد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.

سخنان ابوحارثه درباره مصالحه

هنگامی که هیات نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود، گفت: «اگر محمد بر حق نمیبود چنین بر مباهله جرات نمیکرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوهها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک میشوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند».

سرانجام مباهله

ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند.

مباهله، اثبات صدق دعوت پیامبر

مباهله پیامبر با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمینهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغگو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشههای او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر به درستی دعوتش میباشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد.

مباهله، سند عظمت اهل بیت

مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کردهاند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه علیهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس پیامبر است.

دو روایت در شأن اهل بیت

در کتاب عیون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود، چنین آمده است: امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «خداوند پاکان بندگان خود را در آیه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول این آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را با خود به مباهله برد. این مزیّتی است که هیچ کس در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که قبل از آن، هیچ کس از آن برخوردار نبوده است».

در کتاب غایة المرام به نقل از صحیح مسلم آمده است: روزی معاویه به سعد بن ابی وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمیگویی؟ گفت: از آن وقت که به یاد سه چیز افتادم که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره علی فرمود، از این کار صرف نظر کردم. یکی آن بود که وقتی آیه مباهله نازل شد پیغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا، اینها خاصّان منند»...

نزول آیه تطهیر در روز مباهله

روزی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوصترینِ خلق به او بودهاند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند.

SHahab
Friday 09 November 12, 09:31 PM
دنیای با حضور تو دنیای دیگریست

روز طلوع سبز تو فردای دیگریست

باز هر غروب جمعه دلم زار می زند

چشم انتظار جمعه زیبای دیگریست

بایادت ای مسافر شبگرد کربلا

اینجا نشسته ام، دل من جای دیگریست..

bitanem
Friday 09 November 12, 09:40 PM
از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه بهجای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شدهاند و بس، در عزای همیشگی ماندهایم! دکتر علی شریعتی

SHahab
Friday 09 November 12, 09:46 PM
نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو
اما گله بی شمار داریم از تو
ما منتظر تو نیستیم آقا جان!
تنها همه انتظار داریم از تو

SHahab
Friday 09 November 12, 09:50 PM
عمر من
دیگر قد نمی دهد
بگو سفرت
کوتاه بیاید

SHahab
Friday 09 November 12, 10:05 PM
تقصیر من است اینکه تو کم می آیی

وقتی که شوم اسیر غم می آیی

این جمعه و جمعه های دیگر حرف است
آدم بشوم تو شنبه هم می آیی ....

SHahab
Saturday 10 November 12, 12:53 PM
سوره 60 آيه 5 (http://www.parsquran.com/data/show.php?user=far&lang=far&sura=60&ayat=5)
پروردگارا ما را وسيله آزمايش [و آماج آزار] براى كسانى كه كفر ورزيده‏اند مگردان و بر ما ببخشاى كه تو خود تواناى سنجيده‏كارى

SHahab
Saturday 10 November 12, 03:20 PM
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا


بـه لطـمههـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـوارهی اصـغـر

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـارهی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـاشـقـی زهـیـرش

بـه بـازگـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

SHahab
Saturday 10 November 12, 03:21 PM
بسم الله الرحمن الرحیم






« ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة»


حسین علیه السلام چراغ هدایت و کشتی نجات است

یعنی در تاریکی فتنه ها و سختی های روزگار و ظلمت دام های شیطانی ،حسین چراغ هدایت و راهنمای انسان به سوی نور و روشنایی است که باید پشت سر آن حرکت کرد تا به سر منزل مقصود رهنمون شد . جلو افتادن از چراغ هدایت و عقب ماندن از آن باعث هلاکت است .



رسول خدا صلی الله و علیه وآله می فرمایند :« مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ‏» بحار الأنوار ‏23،ص:124



چنانکه کشتی حضرت نوح مایه نجات بشریت شد ، هرکسی که بخواهد از غرق شدن در دریای متلاطم دنیا و آلودگی هایش نجات پیدا کند باید سوار کشتی نجات امام حسین شود هر کس سوار بر این کشتی نشود در امواج دریای متلاطم حوادث و ناملایمات روزگار غرق خواهدشد « من تخلف عنها هلک»



تنها راه نجات سوار شدن بر کشتی اهل بیت علیهم السلام و تمسک به این ریسمان محکم الهی در کنار تمسک به قرآن می باشد .



همان راهی که رسول خدا برای ما ترسیم کردند و فرمودند:«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ »ْ (ارشاد شیخ مفید،ج1،ص233)



این همان صراط مستقیم است راه کسانی که خداوند به آنها نعمت هدایت داده و آنها را به سبب پیروی از قرآن و عترت از گمراهی نجات داده است .



امام حسین علیه السلام که مظهر رحمت واسعه خداوند متعال هستند با ایثار جان و مال و هستی خویش توانستند صراط حق را از کجراهه های انحراف و گمراهی برای همه روشن کنند تا مردم طوفان زده را بر کشتی نورانی امامت به سوی حق سوق دهند.



غير از مقام امامت آن حجت الهى، در شيوه زندگى ،الهام بخش راه و رسم جهاد و شهادت، و راهنماى بشر و عزت‏بخش است و هر كس به ولاى او چنگ زند، از امواج بى‏دينى و ذلت نجات يافته به ساحل عزت و كرامت ميرسد. چراغ حسين در شب تاريك تاريخ، همواره درخشان بوده و «راه» را نشان داده است.

SHahab
Saturday 10 November 12, 03:22 PM
http://www.noorfatema.net/up/uploads/13072131692.png

SHahab
Saturday 10 November 12, 03:23 PM
http://www.blogfa.com/photo/a/asraremavara.gif

حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
( صفات الشيعه ص 8 )

SHahab
Saturday 10 November 12, 03:27 PM
انّ الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة حسین کشتی نجات آدمیان،حرکتی دارد که احتیاجی به دریا ندارد. گذرش روی قطره اشک مقدسی است که برای حسین ریخته می شود. اشکی که ازاعماق دل برمی آید و جان رامی شوراند و آنگاه رهسپارپیشگاه اقدس خداوند می گردد. تنها وسیله رهائی ازبیهودگی ونجات ازپوچی حسین(ع ) است.درپرتونوراوست که می توان دره های تاریک را پشت سرگذاشت و به ارتفاعات فرح بخش حیات واقعی رسید و نفسی انسانی وقدسی کشید. پس نباید فراموش کردو همواره یاحسین گفت و یاحسین و یا حسین.

SHahab
Saturday 10 November 12, 04:28 PM
سوره 15 آيه 25 (http://www.parsquran.com/data/show.php?user=far&lang=far&sura=15&ayat=25)
و مسلما پروردگار توست كه آنان را محشور خواهد كرد چرا كه او حكيم داناست

نام کاربری خلاف قوانین 17
Saturday 10 November 12, 04:48 PM
« إِذا نَزَلَتْ عَلَيْهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) سُورَةُ الْجُمُعَةِ، فَلَمّا قَرَأَ: وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ. قَالَ رَجُلٌ مَنْ هؤُلاءِ يا رَسُولَ اللّهِ؟ فَلَمْ يُراجِعْهُ النّبِىُّ(صلى الله عليه وآله

وسلم)، حَتّى سَأَلَهُ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلاثًا. قالَ وَفينا سَلْمانُ

الفارْسىُّ قالَ فَوَضَعَ النَّبِىُّ يَدَهُ عَلى سَلْمانَ ثُمَّ قالَ: لَوْ كَانَ الاِْيمانُ عِنْدَ الثُّرَيّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنْ هؤُلاءِ.»:

وقتى كه سوره جمعه بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل گرديد و آن حضرت آيه وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ را خواند.

مردى گفت:اى پيامبر خدا! مراد اين آيه چه كسانى است؟ رسول خدا به او چيزى نگفت تا اين كه آن شخص يك بار، دوبار، يا سه بار سؤال كرد.

راوى ميگويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)دستش را روى دوش او نهاد، سپس فرمود: اگر ايمان به ستاره ثريّا برسد، هر آينه مردانى

از سرزمين اين مرد به آن دست خواهند يافت

SHahab
Saturday 10 November 12, 05:50 PM
http://www.zaerin.ir/Herk/uploads/n/124.jpghttp://www.behgar.net/wp-content/uploads/2011/12/323536_RU5nDQCU.jpg

SHahab
Saturday 10 November 12, 05:51 PM
http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up7/00950143779743627492.jpg

SHahab
Saturday 10 November 12, 05:54 PM
http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/12/ya_hossein_for_muharam_by_behzadg-d4hv8j0.jpg

SHahab
Saturday 10 November 12, 05:55 PM
ارباب، صدای قدمت می آید
هنگامه ی اوج ماتمت می آید
ما در تب داغ غم تو می سوزیم
یکبار دگر محرمت می آید
السلام علیک یااباعبدالله الحسین

SHahab
Saturday 10 November 12, 05:56 PM
در دایره ی عشق گرفتار حسینم

عاشق شده ی چرخش پرگار حسینم

فریاد زند چاک گریبان جنونم

دیوانه ی زنجیری بازار حسینم

SHahab
Saturday 10 November 12, 06:01 PM
http://www.ashoora.ir/index.php?option=com_datsogallery&Itemid=0&func=wmark&mid=1726http://www.shiapics.ir/components/com_joomgallery/img_pictures/___abbas_7/alamdare_karbala___www_shiapics_ir_20101216_127608 4230.jpghttp://www.shiapics.ir/components/com_joomgallery/img_originals/___abbas_7/alabbas_by_ultradragon_shiapics_20111207_146535591 8.jpghttp://www.ashoora.ir/index.php?option=com_datsogallery&Itemid=0&func=wmark&mid=1725http://graphic.ir/pictures/__37/__55/abolfazle-abbads_8_20110705_1532407967.jpg

SHahab
Saturday 10 November 12, 06:07 PM
آب هم شرمنده عبـــــاس شد ...

SHahab
Saturday 10 November 12, 06:11 PM
تو طبیب دل بیمار منی ، يا ابوفاضل مدد

SHahab
Saturday 10 November 12, 06:12 PM
http://img.tebyan.net/big/1390/04/20110704143345812_t-imamhosein90-10.jpg

SHahab
Saturday 10 November 12, 06:15 PM
http://www.askquran.ir/gallery/images/45970/1__D9_85_D8_AD_D8_B1_D9_85.gif

SHahab
Saturday 10 November 12, 10:40 PM
http://ya.sahebzaman.loxblog.com/upload/ya.sahebzaman/image/111.jpg

SHahab
Saturday 10 November 12, 10:51 PM
عـَلِيُّ بـْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدٍ أَخِي عُرَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ لَا تَذْهَبْ بِكُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ
اصول كافى ج : 3 ص : 117 رواية :1

ترجمه روايت شريفه :
امام باقر عليه السلام فرمود: هر مذهبى شما را براهى نبرد، بخدا كه شيعه ما نيست ، جز آنكه خداى عزوجل را اطاعت كند.

SHahab
Saturday 10 November 12, 10:52 PM
مـُحـَمَّدُ بـْنُ يـَحـْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِى عـُبـَيـْدَةَ عـَنْ أَبـِى جـَعـْفـَرٍ ع قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص يَقُولُ لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ تَقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ
اصول كافى ج : 3 ص : 120 رواية :5

ترجمه روايت شريفه :
امـام بـاقـر (ع ) فـرمود: اميرالمؤ منين صلوات الله عليه ميفرمود: علمى كه با تقوى همراه بـاشـد كـم نـيـسـت ، چـگـونـه عـمـل پـذيـرفته كم است ؟ با آنكه خدايتعالى فرمايد: انما يتقبل الله منالمتقين يعنى خدا فقط عمل مردم با تقوى را ميپذيرد).

mrjb
Sunday 11 November 12, 12:24 AM
http://dl.3noqte.com/pictures/albums/mahdavi/1%20%2820%29.jpg

(http://tabrizmedia.ir)
اگر فرزند یا خواهر یا برادرمان در بازگشت از مدرسه (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
اندکی تاخیر کند٬ چه می کنیم؟ خونسرد و آرام (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
در جای خویش می نشینیم یا- از ترس اینکه (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
مبادا برای وی اتفاقی افتاده باشد سراسیمه به (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
کوچه و خیابان می رویم؟ (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
(http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
کدام یک از ما تاخیر در ظهور امام را جدی گرفته ایم؟ (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
دوری از امام چه تعداد از شیعیان را دردمند و دلنگران (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
ساخته؟ اصلا چند درصد از ما غیبت امام را مصیبت (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
و درد می دانیم که بخواهیم به دنبال درمان (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
و دوای آن باشیم؟ (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
اگر پرسش نامه ای را در اختیار ما بگذارند (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
و از ما بخواهند گرفتاری های خود را (http://tabrizmedia.ir)
(http://tabrizmedia.ir)
به ترتیب اولویت فهرست کنیم٬ چنددرصد٬ (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
نخستین گرفتاری خود را غیبت امام زمان علیه السلام (http://tabrizmedia.ir) (http://tabrizmedia.ir)
خواهیم دانست؟
(http://tabrizmedia.ir)
(http://tabrizmedia.ir)

mrjb
Sunday 11 November 12, 12:37 AM
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
ادعوا الله و اََنتم موقنون بالاجابة واعلموا اَنَّ الله لا یستجیبُ دعاء من قَلب غافل لاه.
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید كه خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد (http://tabrizmedia.ir/)

mrjb
Sunday 11 November 12, 12:39 AM
امام علی علیه السلام فرمودند:
خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم ، و ان عشتم حنوا الیکم
با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند (http://tabrizmedia.ir/)

SHahab
Sunday 11 November 12, 04:56 PM
http://media.afsaran.ir/sivuEX_535.jpg

SHahab
Sunday 11 November 12, 04:59 PM
http://sangariha.com/i/attachments/1/1346784882533721_large.jpg

SHahab
Sunday 11 November 12, 05:02 PM
زندگينامه امام حسين (ع)








دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود.


چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (2) (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون (5) که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)براي موسي بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي .
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.


حسين (ع ) و پيامبر (ص )
از ولادت حسين بن علي (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي که پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواري و مقام شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي گويد: ديدم که رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوي خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي که نه نفرند و خاتم ايشان ، (8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد.
انس بن مالک روايت مي کند: وقتي از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:
بارها رسول گرامي حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و (9) حسن و حسين را، (10) آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را ديدم که حسن و حسين را بر شانه هاي خويش نشانده بود و به سوي ما مي آمد، وقتي به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمني ورزد با من دشمني نموده است .
عالي ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوي و ملکوتي بين پيامبر و حسين را مي توان در اين جمله رسول گرامي اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسين از من و من از (12) حسينم


حسين (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپري شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقاي پروردگار شتافت ، مدت سي سال با پدر زيست . پدري که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگي نگذرانيد، جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدري که در زمان حکومتش لحظه اي او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي کرد، و در چند سالي که حضرت علي (ع ) متصدي خلافت ظاهري شد، حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامي ، مانند يک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش مي کوشيد، و در جنگهاي "جمل "، "صفين " و "نهروان " شرکت و به اين ترتيب ، از پدرش اميرالمؤمنين (ع ) و دين خدا حمايت کرد و (13) داشت . حتي گاهي در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي کرد.
در زمان حکومت عمر، امام حسين (ع ) وارد مسجد شد، خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن مي گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: "از منبر (14) پدرم فرود آي ....



امام حسين (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علي (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع )مامت و رهبري شيعيان به حسن بن علي (ع )، فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) که دست پرورد وحي محمدي و ولايت علوي بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتي بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاويه صلح کند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد، امام حسين (ع ) شريک رنجهاي برادر بود و چون مي دانست که اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين معاويه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويي نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوي معاويه بشکند و سزاي ناهنجاريش را به کنارش بگذارد، ولي امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشي فراخواند، امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه (15) برآمد، و با بياني رسا و کوبنده خاموشش ساخت .

امام حسين (ع ) در زمان معاويه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علي (ع ) امامت و رهبري شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبري جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد که معاويه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اريکه حکومت اسلام به ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامي و قوانين خداوند است ، و از اين حکومت پوشالي مخرب به سختي رنج مي برد، ولي نمي توانست دستي فراز آورد و قدرتي فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامي پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعي مشابه او داشت .
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشکار سازد و به سازندگي قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حرکت مفيدي به قتلش مي رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پيشه ساخت که اگر برمي خاست ، پيش از اقدام به دسيسه کشته مي شد، و از اين کشته شدن هيچ نتيجه اي گرفته نمي شد.
بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهاي بزرگ نيفراخت ، جز آن که گاهي محيط و حرکات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم را به آينده نزديک اميدوار مي ساخت که اقدام مؤثري خواهد نمود. و در تمام طول مدتي که معاويه از مردم براي ولايت عهدي يزيد، بيعت مي گرفت ، حسين به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولي عهدي او را نپذيرفت و حتي گاهي (16) سخناني تند به معاويه گفت و يا نامه اي کوبنده براي او نوشت .
معاويه هم در بيعت گرفتن براي يزيد، به او اصراري نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...



قيام حسيني
يزيد پس از معاويه بر تخت حکومت اسلامي تکيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند،و براي اين که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت کند، مصمم شد براي نامداران و شخصيتهاي اسلامي پيامي بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور، نامه اي به حاکم مدينه نوشت و در آن يادآور شد که براي من از حسين (ع ) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود:
"انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل (17) يزيد آن گاه که افرادي چون يزيد، (شراب خوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاک که حتي ظاهر اسلام را هم مراعات نمي کند) بر مسند حکومت اسلامي بنشيند، بايد فاتحه اسلام را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروي اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بين مي برند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينک که حکومت يزيد را به رسميت نشناخته است ، اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفي از مدينه به سوي مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد، در بين مردم مکه و مدينه انتشار يافت ، و اين خبر تا به کوفه هم رسيد. کوفيان از امام حسين (ع ) که در مکه بسر مي برد دعوت کردند تا به سوي آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل ، پسر عموي خويش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفي را از نزديک ببيند و برايش بنويسد. مسلم به کوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اي روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت کردند، و مسلم هم نامه اي به امام حسين (ع ) نگاشت و حرکت فوري امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) کوفيان را به خوبي مي شناخت ، و بي وفايي و بي ديني شان را در زمان حکومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد کرد، و ليکن براي اتمام حجت و اجراي اوامر پروردگار تصميم گرفت که به سوي کوفه حرکت کند.
با اين حال تا هشتم ذي حجه ، يعني روزي که همه مردم مکه عازم رفتن به "مني " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنين روزي با اهل بيت و ياران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با اين کار هم به وظيفه خويش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پيغمبر امت ، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نکرده ، بلکه عليه او قيام کرده است .
يزيد که حرکت مسلم را به سوي کوفه دريافته و از بيعت کوفيان با او آگاه شده بود، ابن زياد را (که از پليدترين ياران يزيد و از کثيفترين طرفداران حکومت بني اميه بود) به کوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دورويي و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهديد ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهايي با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگي دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهيد شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زياد جامعه دورو و خيانتکار و بي ايمان کوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت ، و کار به جايي رسيد که عده اي از همان کساني که براي امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبي که از مدينه بيرون آمد، و در تمام مدتي که در مکه اقامت گزيد، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهي به اشاره ، گاهي به اعلان مي داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامي يزيد و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهي از منکر و ايستادگي در برابر ظلم و ستمگري است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدي هدفي ندارم .
و اين مأموريتي بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتي اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيري خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامي (ص ) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن علي (ع ) پيشوايان پيشين اسلام ، شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتي در هنگام ولادت امام حسين (ع )، و خود امام حسين (ع ) به (19) رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت مي دانست که آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد، ولي او کسي نبود که در برابر دستور آسماني و فرمان خدا براي جان خود ارزشي قائل باشد، يا از اسارت خانواده اش واهمه اي به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدي خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسين (ع ) در کربلا" به قدري در اجتماع اسلامي مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته ، از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن علي (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حرکت امام حسين (ع ) با آن درگيريها و ناراحتيها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشديد کرد. بويژه که خود در طول راه مي فرمود: "من کان باذلا فينا مهجته (20) و موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بيايد. و لذا در بعضي از دوستان اين توهم پيش آمد که حضرتش را از اين سفر منصرف سازند.
غافل از اين که فرزند علي بن ابي طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر، و از ديگران به وظيفه خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشيد.
باري امام حسين (ع ) با همه اين افکار و نظريه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد، و کوچکترين خللي در تصميمش راه نيافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دريافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر يک ستاره اي درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهايشان شنهاي گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقي مانده بسترهاي گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست ، و اساسا اسلام از بني اميه و بني اميه از اسلام جداست .
راستي هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند، و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهاي او و عمالش را مي شنيدند، چقدر از اسلام متنفر مي شدند، زيرا اسلامي که خليفه پيغمبرش يزيد باشد، به راستي نيز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نکبت بار يزيد، هماره و همه جا دهان گشودند و فرياد زدند، و پرده زيباي فريب را از چهره زشت و جنايتکار جيره خواران بني اميه برداشتند و ثابت کردند که يزيد سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريکه اي که او بر آن تکيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسيني را تکميل کرد، طوفاني در جانها برانگيختند، چنان که نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستي و رذالت و دناءت گرديد و همه آرزوهاي طلايي و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشي ژرف مي خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شيعيانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را، سالروز قيام و شهادتش را با سياه پوشي و عزاداري محترم مي شمارند، و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز مي دارند. پيشوايان مآل انديش و معصوم ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنايتي خاص داشتند.
غير از اين که خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند، در فضيلت عزاداري و محزون بودن براي آن بزرگوار، گفتارهاي متعددي ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: "روزي به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم ، فرمود اشعاري در سوگواري حسين براي ما بخوان . وقتي شروع به خواندن نمودم صداي گريه حضرت برخاست ، من مي خواندم و آن عزيز مي گريست ، چندان که صداي گريه از خانه برخاست .
بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام (21) حسين (ع ) مطالبي بيان فرمود و نيز از آن جناب است که فرمود: "گريستن و بي تابي کردن در هيچ مصيبتي شايسته (22) نيست مگر در مصيبت حسين بن علي ، که ثواب و جزايي گرانمايه دارد.
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که يکي از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شيعيان ما بگوييد که به زيارت مرقد حسين بروند، زيرا بر هر شخص باايماني که (23) به امامت ما معترف است ، زيارت قبر اباعبدالله لازم مي باشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد: "ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يکون من الاعمال . (24) همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است .
زيرا که اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است که به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويي روح را به سوي ملکوت خوبيها و پاکدامنيها و فداکاريها پرواز مي دهد. هر چند عزاداري و گريه بر مصايب حسين بن علي (ع )، و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشکوه و حماسه ساز کربلايش ارزش و معياري والا دارد، لکن بايد دانست که نبايد تنها به اين زيارتها و گريه ها و غم گساريدن اکتفا کرد، بلکه همه اين تظاهرات ، فلسفه دين داري ، فداکاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي نمايد، و هدف هم جز اين نيست ، و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم ، هدف مقدس حسيني به فراموشي مي گرايد.

اخلاق و رفتار امام حسين (ع )
با نگاهي اجمالي به 56سال زندگي سراسر خداخواهي و خداجويي حسين (ع )، درمي يابيم که هماره وقت او به پاکدامني و بندگي و نشر رسالت احمدي و مفاهيم عميقي والاتر از درک و ديد ما گذشته است . اکنون مروري کوتاه به زواياي زندگاني آن عزيز، که پيش روي ما است :
جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياري و حتي در آخرين شب (25) داشت . گاهي در شبانه روز صدها رکعت نماز مي گزاشت .
زندگي دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداي خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند که من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعاي زياد و استغفار را دوست دارم (27) حضرتش بارها پياده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثير در کتاب "اسد الغابة " مي نويسد: "کان الحسين رضي الله عنه فاضلا کثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال (28) الخير جميعها. حسين (ع ) بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه کارهاي پسنديده را انجام مي داد.
شخصيت حسين بن علي (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتي با برادرش امام مجتبي (ع ) پياده به کعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهاي اسلامي به (29) احترامشان از مرکب پياده شده ، همراه آنان راه مي پيمودند.
احترامي که جامعه براي حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگي مي کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهاي مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند، و حرم رسول الله (ص ) را براي او خلوت نمي کردند... اين روايت يک نمونه از اخلاق اجتماعي اوست ، بخوانيم :
روزي از محلي عبور مي فرمود، عده اي از فقرا بر عباهاي پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاي خشکي مي خوردند، امام حسين (ع ) مي گذشت که تعارفش کردند و او هم پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : "ان الله لا يحب المتکبرين "، خداوند متکبران را دوست نمي دارد. (30)
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنيد.
آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدين ترتيب پذيرايي گرمي (31) هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، از آنان به عمل آمد، و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت .
شعيب بن عبدالرحمن خزاعي مي گويد: "چون حسين بن علي (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند، علتش را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند، فرمود اين پينه ها اثر کيسه هاي غذايي است که پدرم شبها به دوش مي کشيد و به خانه (32) زنهاي شوهرمرده و کودکان يتيم و فقرا مي رسانيد.
شدت علاقه امام حسين (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستم ديدگان مي توان در داستان "ارينب وهمسرش عبدالله بن سلام " دريافت ، که اجمال و فشرده اش را در اين جا متذکر مي شويم : يزيد به زمان ولايت عهدي ، با اين که همه نوع وسايل شهوتراني و کام جويي و کامروايي از قبيل پول ، مقام ، کنيزان رقاصه و... در اختيار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوي شوهردار عفيفي دوخته بود.
پدرش معاويه به جاي اين که در برابر اين رفتار زشت و ننگين عکس العمل کوبنده اي نشان دهد، با حيله گري و دروغ پردازي و فريبکاري ، مقدماتي فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بکشاند. حسين بن علي (ع ) از قضيه باخبر شد، در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يکي از قوانين اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدي و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاکيزه اي قطع نمود و با اين کار همت و غيرت الهي اش را نمايان و علاقه مندي خود را به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و اين رفتار داستاني شد که در مفاخر آل علي (ع ) و دناءت و ستمگري بني اميه ، براي هميشه در تاريخ به يادگار (33) ماند.
علائلي در کتاب "سمو المعني " مي نويسد:
"ما در تاريخ انسان به مردان بزرگي برخورد مي کنيم که هر کدام در جبهه و جهتي عظمت و بزرگي خويش را جهان گير ساخته اند، يکي در شجاعت ، ديگري در زهد، آن ديگري در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگي امام حسين (ع ) حجم عظيمي است که ابعاد بي نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است ، گويا او جامع همه (34) والاييها و فرازمنديها است .
آري ، مردي که وارث بي کرانگي نبوت محمدي است ، مردي که وارث عظمت عدل و مروت پدري چون حضرت علي (ع ) است و وارث جلال و درخشندگي فضيلت مادري چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والاي عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهاي خدايي نباشد. درود ما بر او باد که بايد او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهيم .
امام حسين (ع ) و حکايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را براي ما مجسم مي سازد، بلکه او با همه خويشتن ، آيينه تمام نماي فضيلتها، بزرگ منشيها، فداکاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مي باشد، او به تنهايي مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهاي انسان را ارجمند نمود.

پي نوشتها:

در سال و ماه و روز ولادت امام حسين (ع ) اقوال ديگري هم گفته شده است ، ولي (1)
ما قول مشهور بين شيعه را نقل کرديم . ر. به . ک . اعلام الوري طبرسي ، ص .213
احتمال دارد منظور از اسما، دختر يزيد بن سکن انصاري باشد. ر. به . ک . اعيان (2)
الشيعه ، جزء ,11 ص .167
امالي شيخ طوسي ، ج 1، ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ، و شبير بر وزن حسين ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4)
بوده است و پيغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسين و محسن را به اين سه نام
ناميده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 اين سه کلمه در زبان عبري همان معني را
دارد که حسن و حسين و محسن در زبان عربي دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60
معاني الاخبار، ص .57 (5)
در منابع اسلامي درباره عقيقه سفارش فراوان شده و براي سلامتي فرزند بسيار (6)
مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشيعه ، ج ,15 ص 143به بعد.
کافي ، ج 6، ص .33 (7)
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 146- کمال الدين صدوق ، ص .152 (8)
سنن ترمذي ، ج 5، ص .323 (9)
ذخائر العقبي ، ص .122 (10)
الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذي ، ج 5، ص 324- در اين قسمت رواياتي که در کتابهاي اهل تسنن آمده (12)
است نقل شد تا براي آنها هم سنديت داشته باشد.
الاصابه ، ج 1، ص .333 (13)
تذکرة الخواص ابن جوزي ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور که بعضي از (14)
مورخين گفته اند اين موضوع تقريبا در سن ده سالگي امام حسين (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفيد، ص .173 (15)
رجال کشي ، ص 94- کشف الغمة ، ج 2، ص .206 (16)
مقتل خوارزمي ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذيحجه مستحب است که حاجيها به "مني " بروند، و در آن زمان به (18)
اين حکم استحبابي عمل مي کردند، ولي در زمان ما مرسوم شده است که از روز هشتم
يکسره به عرفات مي روند.
کامل الزيارات ، ص 68به بعد - مشير الاحزان ، ص 9. (19)
لهوف ، ص .53 (20)
کامل الزيارات ، ص .105 (21)
کامل الزيارات ، ص .101 (22)
کامل الزيارات ، ص .121 (23)
کامل الزيارات ، ص .147 (24)
عقد الفريد، ج 3، ص .143 (25)
ارشاد مفيد، ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3، ص 224- اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (27)
اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (28)
ذکري الحسين ، ج 1، ص ,152 به نقل از رياض الجنان ، چاپ بمبک ي ، ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ، آيه .22 (30)
تفسير عياشي ، ج 2، ص .257 (31)
مناقب ، ج 2، ص .222 (32)
الامامة والسياسة ، ج 1، ص 253به بعد. (33)
از کتاب سمو المعني ، ص 104به بعد، نقل به معني شده است . (34)

SHahab
Sunday 11 November 12, 09:31 PM
http://ali8mc.persiangig.com/ali/Ashoura.jpghttp://ali8mc.persiangig.com/Moharram/258.jpghttp://ali8mc.persiangig.com/Moharram/311.jpghttp://ali8mc.persiangig.com/Moharram/72Parvaneh.jpghttp://ali8mc.persiangig.com/ali/b%20h%207.JPGhttp://ali8mc.persiangig.com/ali/6jahjs1.jpghttp://ali8mc.persiangig.com/ali/sabagon%20%288%29.jpghttp://ali8mc.persiangig.com/ali/sabagon%20%2815%29.jpghttp://ali8mc.persiangig.com/Moharram/b%20h%2012.JPGhttp://ali8mc.persiangig.com/Moharram/b%20h%202.JPG

SHahab
Sunday 11 November 12, 09:36 PM
http://yazahra114.persiangig.com/image/yazahra178-1.jpghttp://www.c21.ir/AddImages/2451_mo.jpghttp://www.takpatogh.com/wp-content/uploads/2012/06/18283.jpghttp://www.taknaz.ir/ax1/ax2/197.jpghttp://s2.picofile.com/file/7210595692/abalfazl_abbas_moharam.jpghttp://img.irna.ir/1391/13910404/80196740/80196740-2685581.jpghttp://mojtaba1363.persiangig.com/image/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-10.JPG

SHahab
Sunday 11 November 12, 09:37 PM
مانده ام با تن پاشیده ات آخر چه کنم؟
ای علمدار حرم مثل معما شده ای
مادرت آمده یا مادر من آمده
با چنین حال به پای چه کسی پا شده ای؟؟!!!

SHahab
Sunday 11 November 12, 09:43 PM
حسـینه یرلر آغلار گویلر آغلار بتول و مرتـضی پیغمـبر آغـلار

حسینون نوحه سین (دلریش) یازاندا مسلمان سهل دیر که کافر آغلار

کور اولمیش گوزلرین قان دوتدی شمرین که گورسین اوز الینده خنجرآغلار
حسینون کوینگی زهرا الینده چکر قیحا قیامت. محشر آغلار

آتاندا حرمله اوخ کریلاده گوریدون دشمن آغلار لشگر آغلار
قوجاغین دا گوریدون ام لیلا آلیب نعش علی اکبر آغلار

رباب نیسگل دوشونده سود گورنده علی اصغری یاد ایلر آغلار
باشین دا کاکل اکبر هواسی یل آغلار سنبل آغلار عنبرآغلار
یازاندا ال طه نوحه سین من قلم گوردوم سیزیلدار دفتر آغلار
علی شقق القمر محراب تیلیت قان قولاق ویر مسجد اوخشار منبر آغلار
علیدن شهریار سن بیر اشاره قوجاقلار قبری. مالک اشتر آغلار

SHahab
Sunday 11 November 12, 10:51 PM
9- مـُحـَمَّدُ بـْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ الْمُفَتَّنَ التَّوَّابَ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ مِنْهُ كَانَ أَفْضَلَ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 168 رواية :9



ترجمه :
9- حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا خداوند دوست دارد بنده اى كه در فتنه (گناه ) افتد و بـسـيـار تـوبـه كند، و هر كه اينگونه نباشد (البته ) بهتر است (يعنى آنكس كه خود را آلوده بگناه نكرده بهتر است از آنكه گناه كند و پس از آن توبه نمايد).

SHahab
Sunday 11 November 12, 10:52 PM
عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ يُوسُفَ بْنِ أَبِي يـَعـْقُوبَ بَيَّاعِ الْأَرُزِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ وَ الْمُقِيمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ كَالْمُسْتَهْزِئِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 168 رواية : 10






ترجمه :
10- جابر گويد: شنيدم حضرت باقر (ع ) مى فرمود: توبه كننده از گناه همانند كسى است كه گناه ندارد، و آنكه در گناه بماند با اينكه آمرزش خواهد چون مسخرچى است .

SHahab
Sunday 11 November 12, 10:53 PM
عـَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صـَفـْوَانَ عـَنْ أَبـِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً أُجِّلَ فـِيهَا سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ فَإِنْ قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 170 رواية : 2






ترجمه :
2- حـضـرت صادق (ع ) فرمود: هر كس گناهى كند هفت ساعت از روز درباره آنها باو مهلت دهند پس اگر سه بار گفت : (((استغفر اللّه لذى لا اله الا هو الحى القيوم ))) آن گناه بر او نوشته نشود.

SHahab
Sunday 11 November 12, 11:05 PM
سوره 7 آيه 140 (http://www.parsquran.com/data/show.php?user=far&lang=far&sura=7&ayat=140)
گفت آيا غير از خدا معبودى براى شما بجويم با اينكه او شما را بر جهانيان برترى داده است

mrjb
Sunday 11 November 12, 11:19 PM
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس
تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند (http://tabrizmedia.ir/)

alparartash
Sunday 11 November 12, 11:26 PM
a bagishliyin adresi ishtibah galdim

:|